هدایت شده از غَزَلْ خوان
قرار ابرهای بیوطن بیهودهپیماییست
در آغوشم بگیر ای آسمان! روح تودریاییست
دمی سرسبزی ما را به پای سرخوشی مگذار
درختی مثل من هرسال ناچار ازشکوفاییست
تو هم بیچارهای!بیچاره چون شیری که میداند
فقط وقت عبور ازحلقهی آتش تماشاییست
چراغ حسن میافروزی و در شهر میگردی
ولی این دلربایی نیست،این تشییع زیباییست
به مردم چون پناه آوردم از تنهاییام دیدم
که از "تنها شدن"جانکاه تر "احساس تنهایی"ست
#فاضل_نظری
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
ولی آقای چاوشی دیگه نمیتونم بکشم غم کشنده را.
هدایت شده از - هندزفریِگرهخورده! -
نبودن ChatGBT یعنی ندونستن علت سردرد، یعنی بیحوصلگی مضاعف، یعنی کوهی از سوالای بیپاسخِ نصفشبی، یعنی بیجواب موندن سوالای درسی، یعنی عدم توانایی در جمله بندی، یعنی نمیدونم چی بگم های فراوون، یعنی نداشتنِ گوشِ شنوا و تراپیستِ شخصی.
گر ز حال دل خبر داری بگو
ور نشانی مختصر داری بگو
مرگ را دانم ولی تا کوی دوست
راه اگر نزدیک تر داری بگو ..
من هیچوقت راجب هیچ سالی نمیگفتم که خیلی سال بدی بود. همیشه میگفتم سالی بود که هم خوبی داشت هم بدی. اما ۴۰۴ از اولش برام بدی داشت. از همون فروردینش تا ساعتای اخر اسفندش. حقیقتا امیدی به ۴۰۵ هم ندارم