مَغروق .
از لحاظ ِروحیدلم میخواد غرّش کنم ² .
از لحاظ ِروی نیاز دارم بُرَیر بن خُضَیر ِهمدانی باشم .
عموما ًوقتیذهنم درگیره ، تمرین میکنم .
هی مینویسم و مینویسم ..
یهو به خودم میام ،
میبینم یه صفحه رو تموم کردم .
بدون اینکه متوجه باشم .
بهمعنایِ واقعی : مَغروق ِقلم ! #ویدئو .
مَغروق .
عموما ًوقتیذهنم درگیره ، تمرین میکنم . هی مینویسم و مینویسم .. یهو به خودم میام ، میبینم یه صفح
و چیزیکه بیشتر از همه برام جالب بود ،
اینبود که واقعاً مسیرِ قلم از قلبسررشته میگیره .
شاید درك نکنید ..
ولی هر چقدر خوشحالتر باشی ،
قلمت شادتر مینویسه .
با غمبنویسی ، خطت بویِ غم میگیره ..
یهجورایی قلم ، انعکاسِ درونیترین لایههایِ توعه :)
مَغروق .
Day 2 .
Day 3 .
شلیكِ ایستاده برا منیکه لرزشِ دست دارم از بزرگترینچالشاست؛ و اینجا، دومین روزِ ایستاده *
امروز اولینباری بود که تو خط قرار گرفتم و بعد از شنیدنِ صدایِ Start ِمربی، استرس گرفتم .
سیبلِ من از ۶ شروع شد و توی چهار ساچمهیِ بعد ، به ۹ رسید .. با یه تیر رو تیر ِ۸ !
و این سیبلی که دوتا ۱۰ رو تو خودش جا داده ، دقیقاً قبل از اعلام آمادگیبرا خط بود .
و من به معنایِ واقعی، استرس رو در نتیجهم شاهد بودم .
مَغروق .
هر چقدر بزرگتر میشیم، بیشتر حرف زدن رو به قهر کردن ترجیح میدیم .
تو پرایوت حرفِ کنایهدار زدن کارِ ترسوهاس ؛
مَردی برو پیویش ، با صحبت حلش کنید 💆🏼♀.