مَغروق .
https://eitaa.com/fatememazarei/29022 من در حال تلاش که اون بیست تا متنی که تو قطعی ایتا نوشتم رو یه
جالب اینه که چه این یکی متن، چه متنای دیگهای که از تو این دفترچه بعداً میذارم کاملا بداهه و یهویی بودن
برا هفتهی اول تغییر رشتمه
هیچکس رو نمیشناختم، علاوه بر اون فضای خفقان آور و سکوتی که از خجالتی بودنم داشتم هم بود
سرکلاسا هر وقت خیلی حالم گرفته یا بد میشد این دفترچه رو که از فروشگاه رضویِ نزدیک حرم حضرت معصومه خریدم و الخطاطی که همونجا روزیم شد رو در میاوردم و بدون قصد تولید محتوا مینوشتم فقط
و الان نسبت بهشون اینطوریم:💗
دوست دارم بدونم حس معلم ریاضیمون از اینکه فامیلش معلمه چیه
یا مثلا آقای مؤذنزاده
یا مثلا همین آقای پزشکیان
حس نمیکنن از قبل براشون تصمیم گرفته شده؟😂
اومدم سوار اسنپ بشم کولم از دستم بیرون ماشین پرت شد
اومدم پیاده شم گوشیم بیرون ماشین پرت شد
نمیدونم دیگه اسمشو چی میشه گذاشت😂
هدایت شده از « سِیدلَر »
پسر بودن تو ایتام جالبه ها.
رندوم ویس میدی ، رندوم معروف میشی ، رندوم چنلت میشه 3K
رندوم یسری کراش های فرا مذهبی میزنن.
رندوم یسری ناشناس هایی که هرکی بخونه دچار شرم نیابتی میشه دریافت میکنی.
واقعاً یا للعجب.
مَغروق .
دیِ بیحاشیه و بیشیلهی پیلهی عزیزم.
تا تونستم کتاب خریدم و خوندم، شناسنامهمو قهوهای کردم نزنسمسمپصک، صلوات خاصه تو حرم نوشتمزتنیمس، پیادهروی کردم، تولد گرفتمو هما رو ضبط کردم 🎀
ملوترین ماه سال یعنی.
نه از دعوا خبری بود، نه با کسی بحثم شد، نه به کسی کاری داشتم، نه اصلا با کسی مراودهی خسته کننده داشتم، نه گذاشتم چیزی بره رو روانم.
تلاش کردم خودمم بیشتر درک کنم.
کلا این همه سازش از من عجیبه
https://eitaa.com/51374860/11355
وای نه نگو
حتما نقاط خیلی زیادی هست اگه بهشون فکر کنی
تو دختری نیستی که الکی وقتت هدر بره(=