eitaa logo
حکایات مجیک🤌
4.8هزار دنبال‌کننده
26 عکس
20 ویدیو
0 فایل
سلام دوستان به کانال حکایات مجیک خوش امدین😃 ایدی مجیک داستان داری بفرس👈 تبلیغات👈 @z_torky کپی برای کانالدار #حرام
مشاهده در ایتا
دانلود
باورت میشه زمین هر سال ۴۰هزار تُن گرد و غبار فضایی جذب می‌کنه؟ 🌍✨ ذرات ریز شهاب‌سنگ‌ها بی‌صدا وارد جو می‌شن و روی زمین می‌بارن — احتمالاً هر روز کمی “گرد کیهانی” روی موهات می‌نشینه! @Magic_Tales
باورت میشه در فضا “بوی خاصی” وجود داره؟ 🚀👃 فضانوردا بعد از راهپیمایی فضایی می‌گن فضا بوی فلز سوخته و استیک کبابی میده — حاصل واکنش اتم‌ها در خلأه! @Magic_Tales
گر نگهدار من آنست که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد گر نگهدار من آن است که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد واقعه ای تاریخی که این شعر را به صورت ضرب المثل درآورده است: سال 1211 هجری بود که به آقامحمدخان قاجار خبر رسید کاترین ملکه روسیه سپاهی بیکران به جانب ایران گسیل داشته است و گرجستان، دربند، باکو، گنجه و طالش (تالش) در معرض خطر قرار گرفته است. آقا محمدخان سریعاً به سوی گرجستان حرکت کرد ولی در همان اوقات کاترین فوت شد و جانشین او پل امر به مراجعت لشکریان کرد. اما آقا محمدخان تصمیم به تسخیر قلعه شوشی گرفت زیرا که ابراهیم خلیل خان رییس ایل جوانشیر و حاکم قلعه شوشی سر مخالفت داشت و به هیچ وجه حاضر به اطاعت و تمکین نبود. توضیحاً یادآور می شود که به این قلعه، قلعه شیشه هم می گفتند و در کتب تاریخی با هر دو اسم معروف و مشهور است. سرسلسله قاجار قلعه شوشی یا شیشه را در محاصره گرفت و برای آنکه از خونریزی و کشتار جلوگیری شود این شعر را برای ابراهیم خلیل خان حاکم قلعه فرستاد: زمنجنیق فلک سنگ فتنه می بارد تو ابلهانه گریزی به آبگینه حصار؟ که منظور از آبگینه حصار، همان قلعه شیشه یا شوشی است. ابراهیم خلیل خان که سر تسلیم و اطاعت نداشت این شعر را که منسوب به خیرانی است در پاسخ آقا محمدخان فرستاد : گر نگهدار من آنست که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد که البته در این بیت مقصود ابراهیم خلیل خان از شیشه همان قلعه شیشه یا شوشی بوده است. «اگه این داستان برات جالب بود، لطفا برای دوستات بفرست😃 و اگه میخوای هر روز یه داستان جدید ببینی، کانال ما رو دنبال کن!»👇 @Magic_Tales
باورت میشه توی سیاه‌چاله‌ها “زمان” دیگه معنایی نداره؟ 🕳️⏳ جاذبه‌ی شدیدش باعث میشه زمان و فضا با هم درهم‌تنیده بشن — درونش نه گذشته‌ای هست، نه آینده‌ای! @Magic_Tales
باورت میشه بارون توی سیاره‌ی زحل از جنس الماسه؟ 💎🌧️ در لایه‌های بالایی اون‌قدر فشار بالاست که کربن به الماس تبدیل میشه و مثل باران می‌باره! @Magic_Tales
وقتی خدا امر کند حتی شیطان هم فرمان می برد زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد. مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد. آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است. وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد. منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟ زن جواب داد: نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد. «اگه این داستان برات جالب بود، لطفا برای دوستات بفرست😃 و اگه میخوای هر روز یه داستان جدید ببینی، کانال ما رو دنبال کن!»👇 @Magic_Tales
باورت میشه توی فضا هیچ صدایی وجود نداره؟ 🌑🔇 چون برای انتقال صدا، هوا لازمه و در خلأ مطلق کیهان، هیچ مولکولی وجود نداره که صدا رو حمل کنه — پس فضا کاملاً ساکته! @Magic_Tales
! باورت میشه بعضی ستاره‌ها صدها برابر از خورشید ما بزرگ‌ترن؟ ☀️🌠 ستاره‌ی “UY Scuti” اون‌قدر عظیمه که اگه جای خورشید بود، مدار زحل هم داخلش قرار می‌گرفت! @Magic_Tales
سوت های زندگی - بعضی ها بهای گزافی برای خرید آنها می پردازند بنجامین فرانکلین در هفت سالگی اشتباهی مرتکب شد که در هفتاد سالگی هم از یادش نرفت! پسرک هفت ساله ای بود که سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به قدری زیاد بود که روزی یک راست به مغازه اسباب بازی فروشی رفت و هر چه سکه در جیبش داشت روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکه ها را به فروشنده داد و یک سوت گرفت. فرانکلین هفتاد ساله بعداً برای یک دوستی نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آن قدر سوت زدم که همه کلافه شدند اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدند که برای یک سوت، پول فراوان پرداخته ام و وحشتناک به من می خندیدند! اوقاتم عجیب تلخ شده بود و از ته دل گریه می کردم. سال ها بعد که فرانکلین سفیر امریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و می گفت: همین طور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم و اعمال انسان ها را دیدم متوجه شدم بسیاری از آن ها بهای گزافی برای یک سوت می پردازند. بخش اعظم بدبختی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها، به دلیل پرداختن بهایی بسیار گزاف برای سوت هایشان فراهم آمده است. تردیدها و انتخاب ها، اختلافات خانوادگی، مشاجره ها، بحث و جدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند همه سوت هایی هستند که بیشتر افراد با نادانی بهای گزافی برایش می پردازند. از کتاب: آیین زندگی اثر دیل کارنگی «اگه این داستان برات جالب بود، لطفا برای دوستات بفرست😃 و اگه میخوای هر روز یه داستان جدید ببینی، کانال ما رو دنبال کن!»👇 @Magic_Tales
باورت می‌شه وقتی گرسنه‌ای، تصمیم‌های اشتباه بیشتری می‌گیری؟ 🍔 باورت می‌شه دلتنگی واقعاً می‌تونه قلب رو درد بیاره؟ 💔 @Magic_Tales
باورت می‌شه تنهایی طولانی‌مدت روی مغز همون تأثیری رو داره که سیگار روی ریه‌ها داره؟ 🚬 باورت می‌شه مغز انسان حتی در خواب هم صدای اسمش رو تشخیص می‌ده؟ 😴 @Magic_Tales
جک ما موسس علی بابا: شاگرد متوسط بودن کافی است جک ما موسس شرکت علی بابا (شرکت بزرگ و معروف چینی) می گوید: ﻧﯿﺎﺯ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﯽ! ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺎﺭ ﻻﺯﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻋﺸﻖ ﺳﺎﻃﻊ ﮐﻨﯽ. بهترین چیزها را با عشق عطا کنید! سپاسگزار باشید و مهربانی بدهید و بدون توقع عشق بورزید وقتی که این کار را انجام دهید بهترین ها را بدست می آورید. ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺮﺗﺮ ﻭ ﻣﺘﻌﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻫﻢ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﺳﺖ. ﻧﯿﺮﻭﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﻟﺨﻮﺍﻫﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﺸﺎﻧﺪ! به پسرم گفتم: نیازى نیست جز سه شاگرد برتر کلاس باشى. متوسط بودن خوب است. زیرا فقط شاگردان متوسط وقت خالى دارند تا مهارت هاى دیگر هم بیاموزند. «اگه این داستان برات جالب بود، لطفا برای دوستات بفرست😃 و اگه میخوای هر روز یه داستان جدید ببینی، کانال ما رو دنبال کن!»👇 @Magic_Tales