باورت میشه توی فضا هیچ صدایی وجود نداره؟ 🌑🔇
چون برای انتقال صدا، هوا لازمه و در خلأ مطلق کیهان، هیچ مولکولی وجود نداره که صدا رو حمل کنه — پس فضا کاملاً ساکته!
@Magic_Tales
!
باورت میشه بعضی ستارهها صدها برابر از خورشید ما بزرگترن؟ ☀️🌠
ستارهی “UY Scuti” اونقدر عظیمه که اگه جای خورشید بود، مدار زحل هم داخلش قرار میگرفت!
@Magic_Tales
سوت های زندگی - بعضی ها بهای گزافی برای خرید آنها می پردازند
بنجامین فرانکلین در هفت سالگی اشتباهی مرتکب شد که در هفتاد سالگی هم از یادش نرفت!
پسرک هفت ساله ای بود که سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به قدری زیاد بود که روزی یک راست به مغازه اسباب بازی فروشی رفت و هر چه سکه در جیبش داشت روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکه ها را به فروشنده داد و یک سوت گرفت.
فرانکلین هفتاد ساله بعداً برای یک دوستی نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آن قدر سوت زدم که همه کلافه شدند اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدند که برای یک سوت، پول فراوان پرداخته ام و وحشتناک به من می خندیدند! اوقاتم عجیب تلخ شده بود و از ته دل گریه می کردم.
سال ها بعد که فرانکلین سفیر امریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و می گفت: همین طور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم و اعمال انسان ها را دیدم متوجه شدم بسیاری از آن ها بهای گزافی برای یک سوت می پردازند.
بخش اعظم بدبختی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها، به دلیل پرداختن بهایی بسیار گزاف برای سوت هایشان فراهم آمده است.
تردیدها و انتخاب ها، اختلافات خانوادگی، مشاجره ها، بحث و جدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند همه سوت هایی هستند که بیشتر افراد با نادانی بهای گزافی برایش می پردازند.
از کتاب: آیین زندگی اثر دیل کارنگی
«اگه این داستان برات جالب بود، لطفا برای دوستات بفرست😃 و اگه میخوای هر روز یه داستان جدید ببینی، کانال ما رو دنبال کن!»👇
@Magic_Tales
باورت میشه وقتی گرسنهای، تصمیمهای اشتباه بیشتری میگیری؟ 🍔
باورت میشه دلتنگی واقعاً میتونه قلب رو درد بیاره؟ 💔
@Magic_Tales
باورت میشه تنهایی طولانیمدت روی مغز همون تأثیری رو داره که سیگار روی ریهها داره؟ 🚬
باورت میشه مغز انسان حتی در خواب هم صدای اسمش رو تشخیص میده؟ 😴
@Magic_Tales
جک ما موسس علی بابا: شاگرد متوسط بودن کافی است
جک ما موسس شرکت علی بابا (شرکت بزرگ و معروف چینی) می گوید: ﻧﯿﺎﺯ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﯽ! ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺎﺭ ﻻﺯﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻋﺸﻖ ﺳﺎﻃﻊ ﮐﻨﯽ. بهترین چیزها را با عشق عطا کنید!
سپاسگزار باشید و مهربانی بدهید و بدون توقع عشق بورزید وقتی که این کار را انجام دهید بهترین ها را بدست می آورید.
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺮﺗﺮ ﻭ ﻣﺘﻌﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻫﻢ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﺳﺖ. ﻧﯿﺮﻭﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﻟﺨﻮﺍﻫﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﺸﺎﻧﺪ!
به پسرم گفتم: نیازى نیست جز سه شاگرد برتر کلاس باشى. متوسط بودن خوب است. زیرا فقط شاگردان متوسط وقت خالى دارند تا مهارت هاى دیگر هم بیاموزند.
«اگه این داستان برات جالب بود، لطفا برای دوستات بفرست😃 و اگه میخوای هر روز یه داستان جدید ببینی، کانال ما رو دنبال کن!»👇
@Magic_Tales
باورت میشه ذهن انسان روزی حدود ۶۰هزار فکر تولید میکنه؟ 💭
باورت میشه بعضیا وقتی ناراحتن بیشتر میخندن تا بقیه نفهمن؟ 😅
@Magic_Tales
باورت میشه لمس مهربانانه، درد فیزیکی رو کاهش میده؟ 🤝
باورت میشه فقط دیدن طبیعت سطح اضطراب رو پایین میاره؟ 🌿
@Magic_Tales
داستان معلم و مراسم عروسی شاگردی که دزد ساعت بود
مراسم عروسی بود. پیرمردی در گوشه سالن تنها نشسته بود که داماد پیشش آمد و گفت: سلام استاد آیا منو می شناسید؟
معلم بازنشسته جواب داد: خیر عزیزم فقط می دانم مهمان دعوتی از طرف داماد هستم.
داماد ضمن معرفی خود گفت: چطور آخه مگه میشه منو فراموش کرده باشید؟!
یادتان هست، سال ها قبل ساعت گران قیمت یکی از بچه ها گم شد و شما فرمودید که باید جیب همه دانش آموزان را بگردید و گفتید همه باید رو به دیوار بایستیم و من که ساعت را دزدیده بودم از ترس و خجالت خیلی ناراحت بودم که شما ساعت را از جیبم بیرون می آورید و جلوی دیگر معلمین و دانش آموزان آبرویم را می برید، ولی شما ساعت را از جیبم بیرون آوردید ولی تفتیش جیب بقیه دانش آموزان را هم تا آخر انجام دادید و تا پایان آن سال و سال های بعد در اون مدرسه هیچ کس، موضوع دزدی ساعت را به من نسبت نداد و خبردار نشد و شما آبروی من را نبردید.
استاد گفت: باز هم شما را نشناختم! ولی واقعه را دقیق یادم هست. چون من موقع تفتیش جیب دانش آموزان خودم هم چشم هایم را بسته بودم!
تربیت و حکمت معلمان، دانش آموزان را بزرگ می نماید. درود بفرستیم به همه معلم هایی که با روش درست و آموزش صحیح هم بذر علم و دانش را در دل و جان شاگردان می کارند و هم تخم پاکی و انسانیت و جوانمردی را.
«اگه این داستان برات جالب بود، لطفا برای دوستات بفرست😃 و اگه میخوای هر روز یه داستان جدید ببینی، کانال ما رو دنبال کن!»👇
@Magic_Tales
داستان آموزش حرف زدن به خر پادشاه
پادشاهی پیر، عاشق خر پیرش بود. روزی پادشاه هوس حرف زدن با خرش را کرد! بنابراین جایزه کلانی؛ برای کسی که بتواند حرف زدن به خرش را آموزش بدهد؛ تعیین کرد، با این شرط که عدم توفیق زبان آموزی به خرش، معادل کشته شدن طرف مقابل خواهد بود.
مبلغ جایزه آن قدر زیاد بود که چند نفری وسوسه شده و داوطلب آموزش الاغ پادشاه شدند، اما بدیهی است که موفق نشده و جان خود را از دست دادند. پادشاه هم مبلغ جایزه را باز هم بالا و بالاتر برد، اما دیگر کسی از ترس جان، جرات داوطلب شدن نداشت.
تا اینکه روزی پیرمردی خدمت شاه رسید و عرضه داشت: پادشاها! من به سه شرط می توانم به خر شما حرف زدن را بیاموزم:
اول: به مدت ۱۰ ﺳﺎﻝ به من ﻣﻬﻠﺖ بدهید ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ۱۰ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺍ بخوﺍﻫﯿﺪ،
دوم: در اختیار قرار دادن مکانی مناسب برای آسایش خودم و خانواده ام،
سوم: پرداخت پاداش و جایزه به صورت متناسب و ماهیانه.
شاه تمام پیشنهادات پیرمرد را پذیرفت.
دوستان پیرمرد از او در مورد علت این تصمیم خطرناک سوال کردند؟
پیرمرد جواب داد: خر پیر و شاه پیر و من هم پیرم؛ در این ده سال خودم و خانواده ام به راحتی زندگی می کنیم و در این مدت حتما یا من یا پادشاه و یا خر می میرد!
«اگه این داستان برات جالب بود، لطفا برای دوستات بفرست😃 و اگه میخوای هر روز یه داستان جدید ببینی، کانال ما رو دنبال کن!»👇
@Magic_Tales
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
سلام صبحتون بہ شادے ☕️🌸
براتون صبحے زیبا🌸
پراز رحمت و
ڪرامت الهے پراز♥️
خیر و برڪت
پراز عشق و مهربانی♥️
و خالے از غم
و غصہ و نامهربانے آرزومندم.🌸🙏
@Magic_Tales