مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_v3p7qmt&btn=📜
نازبلا: سلام خانوم جان .
یعنی امکانش هست من آیدی شما رو داشته باشم :// منم خانومم .
_
خانم مگوریوم: عاره عزیزم همونجا تو ناشناس برات میفرستم☺️✨ .
هدایت شده از ○°• قَفَسِه مُشتَرَک ما •°○
از، کِتآبدارِ "کِتآبخونه جَنگَلی" تَقدیم بِه مَحفِلِ "فروشگاهِ عجیبِ خانمِ مگوریوم"🕯
"ممنونم بابت شرکتتون گلکم✨"
○°•🌱•°○
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نفرین مقبرهی مومیاییها
۲۶ نوامبر ۱۹۲۲
هوارد کارتر، باستان شناس بزرگ، یک سال آزگار دنبال مقبره ای متعلق به فراعنه می گشت که غارت نشده باشد. اهرام خالی بودند. گنجا صدها سال قبل دزدیده شده بودند، اما هنوز این امید وجود داشت که غارهای دره ی پادشاهان اسرارشان را حفظ کرده باشند.
او بالاخره به ورودی سالم یک تالار تدفین رسید. از مدیر گروه، لُردکارناروون، خواست که شاهد آخرین عملیات ورود باشد. کارتر آن را این طور توصیف کرده:
با دست های لرزان، گوشه ی بالا و سمت چپ دیوار را سوراخ کردم. تا جایی که میله ی آهنی آزمایشم می رسید، تاریکی و خلا بود. معلوم شد آن سو چیزی جز خلا نیست. سوراخ را کمی بزرگ تر کردم شمعی را مقابلش گرفتم و خیره شدم. اولش نتوانستم چیزی ببینم. هوای داغ اتاق باعث شد شعلهی شمع کمی بلرزد، اما بعد که چشمهایم به تاریکی عادت کرد، جزئیات درون اتاق از میان غبار آشکار شد. حیوان های عجیب، مجسمه ها و طلا... همه جا
درخشش طلا به چشم می خورد. از تعجب خشکم زده بود و نمیتوانستم حرفی بزنم. لردکارناروون مشتاقانه پرسید: «میتونی چیزی ببینی؟» و تنها چیزی که توانستم بگویم، این بود: «بله، چیزهای عالی.»
کارتر سال ها تلاش کرده بود تماشایی ترین و ارزشمندترین یافته ی این قرن را از زیر خاک درآورد. او گورِ شاه جوان، توت عَنخآمون(یسریا بهش میگن توتانخامون) را پیدا کرده بود اما آیا ممکن بود چیزی غیر از هوای داغ از داخل مقبره آزاد شده باشد؟ چیزی مثل نفرین سههزارسالهای که کاهنان مصری برای محافظت از پادشاه داخل مقبره قرار داده بودند ...