eitaa logo
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
62 دنبال‌کننده
67 عکس
116 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_v3p7qmt&btn=📜
نازبلا: سلام خانوم جان . یعنی امکانش هست من آیدی شما رو داشته باشم :// منم خانومم . _ خانم مگوریوم: عاره عزیزم همونجا تو ناشناس برات میفرستم☺️✨ .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از، کِتآبدارِ "کِتآبخونه جَنگَلی" تَقدیم بِه مَحفِلِ "فروشگاهِ عجیبِ خانمِ مگوریوم"🕯 "ممنونم بابت شرکتتون گلکم✨" ○°•🌱•°○
چون جمعه‌ست میخوام براتون داستان تعریف کنم_
نمیدونم دوست دارید یا نه پس پاشید برید تو ناشناس بهم بگید☺️🙏
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نفرین مقبره‌ی مومیایی‌ها ۲۶ نوامبر ۱۹۲۲ هوارد کارتر، باستان شناس بزرگ، یک سال آزگار دنبال مقبره ای متعلق به فراعنه می گشت که غارت نشده باشد. اهرام خالی بودند. گنجا صدها سال قبل دزدیده شده بودند، اما هنوز این امید وجود داشت که غارهای دره ی پادشاهان اسرارشان را حفظ کرده باشند. او بالاخره به ورودی سالم یک تالار تدفین رسید. از مدیر گروه، لُردکارناروون، خواست که شاهد آخرین عملیات ورود باشد. کارتر آن را این طور توصیف کرده: با دست های لرزان، گوشه ی بالا و سمت چپ دیوار را سوراخ کردم. تا جایی که میله ی آهنی آزمایشم می رسید، تاریکی و خلا بود. معلوم شد آن سو چیزی جز خلا نیست. سوراخ را کمی بزرگ تر کردم شمعی را مقابلش گرفتم و خیره شدم. اولش نتوانستم چیزی ببینم. هوای داغ اتاق باعث شد شعله‌ی شمع کمی بلرزد، اما بعد که چشمهایم به تاریکی عادت کرد، جزئیات درون اتاق از میان غبار آشکار شد. حیوان های عجیب، مجسمه ها و طلا... همه جا درخشش طلا به چشم می خورد. از تعجب خشکم زده بود و نمیتوانستم حرفی بزنم. لردکارناروون مشتاقانه پرسید: «میتونی چیزی ببینی؟» و تنها چیزی که توانستم بگویم، این بود: «بله، چیزهای عالی.» کارتر سال ها تلاش کرده بود تماشایی ترین و ارزشمندترین یافته ی این قرن را از زیر خاک درآورد. او گورِ شاه جوان، توت عَنخ‌آمون(یسریا بهش میگن توتانخامون) را پیدا کرده بود اما آیا ممکن بود چیزی غیر از هوای داغ از داخل مقبره آزاد شده باشد؟ چیزی مثل نفرین سه‌هزارساله‌ای که کاهنان مصری برای محافظت از پادشاه داخل مقبره قرار داده بودند ...
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
نفرین مقبره‌ی مومیایی‌ها ۲۶ نوامبر ۱۹۲۲ هوارد کارتر، باستان شناس بزرگ، یک سال آزگار دنبال مقبره ای م
نفرین به سرعت داستان‌هایی سر زبانها افتاد. روزی که مقبره باز شد، مردها در نور عصرگاهی خورشید از مقبره بیرون آمدند. وقتی آخرین نفر هم بیرون آمد، طوفان شن بلند شد و دور دهانه ی غار پیچید. همین که طوفان فرونشست، مردم شاهینی را دیدند که به سمت غرب پر میکشید. شاهین نماد خانواده‌ی سلطنتی مصر بود و سرزمین مردگان در سمتِ غربِ مصر واقع شده بود. لردکارناروون در ۶ آوریل ۱۹۲۳، کمتر از یک سال بعد از اکتشاف مُ،رد. علت مرگ او نیش پشه ای، در گونه‌ی چیش بود. نیش پشه عامل عفونت بود. هنگامی که بعدها پزشکان مومیایی توت عنخ‌آمون را بررسی کردند، متوجه خال عجیبی روی صورت مومیایی شدند... درست روی گونه ی چپش! شبی که لُردکارناروون در پایتخت مصر، قاهره ،مُ،رد برق شهر قطع شد و همه جا توی تاریکی فرورفت. همان‌وقت در همپشایر انگلستان، سگ لرد روزه‌ای کشید و جان داد مردم زیر لب گفتند: «انتقام توت‌عنخ‌آمون!» طي ماه های بعد، مر،گِ چند نفر از کسانی که از مقبره بازدید کرده بودند ،به نفرین نسبت داده شد. یکی از آنها شاهزاده‌ای مصری به نام علی فارمی‌بِی بود که نَسَبَش به فراعنه می رسید. او توی هتلی در لندن کش،ته شد و برادرش خودک،شی کرد. در سال ۱۹۲۹، گفته شد ریچارد بِتِل که به کارتر کمک کرده بود گنجینه‌ی توت‌عنخ‌آمون را فهرست‌برداری کند، خودک،شی کرده است. چند ماه بعد روزنامه ها از مر،گ پدرش خبر دادند؛ نوزدهمین قربانی...