-
اتوبوس حاجیان کنار خیابان ایستاده. نگاهشان میکنم و به چمدان هایشان چشم میدوزم.
چه چمدان های خوشبختی، چه لباس های عاقبت بخیری، چه سفر عجیبی!
انگار زمان برایم میایستد و قلبم از جا کنده میشود، هربار که به حج فکر میکنم.
انگار هرسال وجودم، تکه تکه میشود و تکه هایم همه به خاک های بقیع پیوند میخورند.
انگار جسمم تقلا میکند تا یکبار هم که شده، به چادر سیاه خانهات چنگ بزنم و تو را محکم در آغوش بگیرم.
تو و بزرگیات را؛ تو و مهربانیات را؛ تو و لطف و فضل و عظمتت را؛ تو و خودت را خدای عزیزمن.
انگار هر سال موعد حج که میرسد، بیشتر فکرم آرزویت میکند و بیشتر قلبم برای دیدنت، از جا کنده میشود.
تو چیستی مهر سینهام که مبتلایم کردهای؟
نامت چیست ای حس خوب دلتنگی؟ در طول سال کجا میروی که هر ذیالقعده و ذیالحجه اینقدر محکم به سلول های تنم میچسبی؟
آرزوی شیرین و بزرگ من، چگونه در روح کوچک من جا شدی؟ با آنهمه بزرگی، چطور به آغوشم میگیری؟ چطور در بغل مهربان و وسیعت گم نمیشوم؟
نمیدانم. نمیدانم و نمیخواهم بدانم.
چقدر دوست دارمت، چقدر مرا بزرگ میکند فکر کردن به تو!
امسال هم جانم را به همراه حاجیان، به سوی تو میفرستم خدا. از این راه دور لبیک مرا بپذیر و نام مرا هم در زمرهی مهمانان عزیز کردهات بخوان!
-
لبیک لا شریک لك لبیك، خدای مهربان و بزرگ و عزیز من*
[ #زینببهار| واگویه؛
از دلتنگی برای رسیدن به خانهای که همهی جانم به شوق دیدنش میتپد،
بامداد چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ ]
‹مـٰاهِ مَـڹ›
- اتوبوس حاجیان کنار خیابان ایستاده. نگاهشان میکنم و به چمدان هایشان چشم میدوزم. چه چمدان های خوشب
-
سفر به خیر و عاقبت بخیری؛
زائرهای خوشبخت خدا :))
-
شماهایی من و بچههای ماه من رو توی حرم یاد میکنین، نور زندگی میدین بهمون و الهی خدا نور های زندگیتون رو هر لحظه بیشتر کنه براتون، ممبرای قلب من♥︎°•
.
امروز هممون دعا شده پیش امام رضاییم، الهی که خوب بگذره امروزمون🫂🥹
حسین ستودهنماهنگ کی میدونه.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
شوق را رد کردهایم و در فراقت
کارمان دارد به مرز جان سپردن میرسد .
- شات پنجم -
وقتی به ایران فکر میکنم، قلبم به تپش میافتد. خیلی دوستش دارم. وابستهاش هستم. با این که من در انتخابش ارادهای نداشتم، اما مطمئنم که او خودش مرا به عنوان شهروندش انتخاب کرده. ایران برایم یک واژهی زنده است. جان دارد. نفس میکشد. ضربان قلبش را حس میکنم.
این شب ها بیشتر از همیشه، زنده بودن ایران را حس میکنم.
ایران در دست و زبان و چشم مردم خیابان است.
کاش همیشه زنده بمانی؛
جان خیلی ها به تو بسته است عزیزم.
مثلا همین خود من!
پ.ن
این عکس را دوست دارم، خیلی دوست دارم.
خیلی خیلی خیلی.
[ داغ و جنگ/ شب شصت و هشتم ]
-
از اونجایی که با شنیدن نام امیرالمؤمنین علیه السلام، قلبم از سینه ام میخواد بیرون بیاد و من عاشق و دلتنگ ابدی ایشون هستم، هرکاری کردم نتونستم تاب بیارم که ساکن بشینم : )
خبر دارین کمتر از ۳۰ روز دیگه غدیره؟
★☁️.•
خبر دارین کسی که حتی شریک باشه تو اطعام غدیر، چقدر عزیزکردهی خدا میشه : ))؟
چون میدونم قلبتون میتپه واسهی باباحیدر، دلم نیومد تک خوری کنم.
مثل دو سال پیش، اطعام ظهر غدیر میخوایم داشته باشیم توی مناطق محروم و خواهش میکنم ازتون که حتی شده از ۱۰ هزار تومان هم نگذرین و کمک کنید :))
.
لحظهای که نیت کردم پول جمع کنم فقط از امام مهدی کمک خواستم و همه چیزو سپردم به خود خدا و حضرت بابا🥹✨
•°
⭐️
۵۸۹۲۱۰۱۳۹۵۴۵۵۵۹۱اکرم مسعودی "بزنید رو شماره کارت، کپی میشه" •° ☁️نیت کنید و به نیت یه شهید کمک کنید☁️ . و منت بذارین و این پیام رو پخش کنید توی کانال و گروه هاتون🌱 الهی که امیرالمؤمنین به زودی قلبتونو پر از حضورش کنه دورتون بگردم🌝♥︎ #گزارش کار هم انشاءالله، همینجا گذاشته میشه✨