🌹شهید علی یزدانی🌹
✔️تاریخ تولد: دوم شهریور سال 1357
✔️تاریخ شهادت: سوم فروروین 1394/ صلاح الدین؛عراق
✔️علت نامگذاری: پدرش چون در شب های قدر متولد شد نامش را علی گذاشت تا همیشه زیر سایه ی ائمه اطهار بزرگ شود و علی وار زندگی کند.
✔️نحوه شهادت: مهندس شهید علی یزدانی از مجاهدان و مدافعان حرم آل الله همزمان با شب شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س) طی عملیاتی در تکریت عراق در مبارزه با عوامل تکفیری بر اثر اصابت موشک به شهادت رسید.
✔️فراز هایی از وصیت نامه شهید:
🌷برادران به جبهه بشتابید که امروز سنگرهای نبرد رزمندگان اسلام در جبهه تنها محل جنگ با کفار بعثی نیست بلکه محل عبادت و رازونیازهای عاشقانه آنان در دل شبهای تاریک نیز می باشد وچه زیباست به جبهه آمدن وجان خود را فدای حقیقت کردن برای یاری کردن اسلام تنها شعار کافی نیست بلکه باید جهاد نمود.
✨آری از خیل دلاوران گسستن نتوان،با روح خدا عهد شکستن نتوان،این است پیام یاران شهید،جنگ است برادران نشستن نتوان.✨
تفاوت زندگی روزمره وزندگی در جبهه به قدر تفاوت از خود تا خداست و اما شما بسیجیان، سنگر داخلی شما پایگاه بسیج است آنرا ترک نکنید چرا که منافقین از حضور شما در چنین مکانی وحشت دارند وهمیشه پیرو خط امام باشید که راه سعادت و نجات در خط امام میباشد و مطیع امام باشید هر خطی جز خط امام خمینی دوری کنید.
🌷خواهرانم هر گاه توانستند جسد بی سر مرا به روستا بیاورند شما زینب وار رسالت زینبی را که همان رسالت پیام بعد از خون میباشد بر دوش بکشید و حجاب راحفظ نمایید که : حجاب مشتی کوبنده تر از خون بر قلب دشمنان اسلام است همانگونه که بهترین زینت مرد مرگ در راه خداست ،بهترین زینت زن حفظ حجاب است.
هدیه به شهید عزیز
#اللهم_صلی_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#یکشنبه_های_شهدایی
#کانون_مهدویت_دانشکده_علوم_قرآنی_شیراز
🌹شهید جعفر لاله🌹
💚با هم قرار گذاشته بودیم، هر کس شهید شد، از آن طرف خبر بیاورد.
❤️خوابش را دیدم با التماس و قسم حضرت زهرا (س) نگهش داشتم.
💚گفتم: جعفر! مگر قرار مان یادت رفته؟
❤️گفت: مهدی اینجا قیامتی است. خبرهایی است که شما ظرفیتش را ندارید.
💚گفتم: به اندازه ظرفیت پائینم بگو.
❤️گفت: امام حسین (ع) وسط می نشیند و ما دورش حلقه زده و خاطره تعریف می کنیم.
💚گفتم: چه کار کنیم که حضرت ما را هم در جمع شهدا راه دهد؟
❤️گفت: همه چیز دست امام حسین (ع) است. بروید دامن او را بچسبید. وقتی پرونده ای می آید، اگر امام حسین (ع) آن را بپسندد، امضائی سبز پای آن زده، آنگاه او شهید می شود.
راوی: مهدی سلحشور
#کتاب_خط_عاشقی1، حسین کاجی، انتشارات حماسه یاران، چاپ دوم 1395، ص 117.
#یکشنبه_های_شهدایی
#کانون_مهدویت_دانشکده_علوم_قرآنی_شیراز
#اللهم_صلی_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
🌍http://www.boreshha.ir/
ابوالفضل مرد زندگی بود. نه از #غذا انتقاد می کرد نه از چیز دیگر. #مهمان هم که می آمد می گفت: «هر کاری دوست داری بکن؛ فقط سختت نباشد».
روزهای اول زندگی که در #رشت ساکن شدیم، اصلا #آشپزی بلد نبودم. هر چی درست می کردم خراب می شد. می نشستم گریه می کردم.
اما ابوالفضل وقتی می آمد، شروع می کرد با لذت به خوردن غذاها. حتی از غذا تعریف هم می کرد.
دلداری ام می داد که این غذاها که طوریش نیست. می گفتم: پس چرا خودم نمی توانم بخورم. می گفت: برای اینکه بد سلیقه ای.
هیچ وقت نگفت سعی کن بهتر از این آشپزی کنی.
با این همه نمی توانست علاقه اش به #قورمه_سبزی را پنهان کند. در تمام سالهای نبودنش برایش همین غذا را خیرات می کنم.
راوی: شهناز چراغی؛ همسر شهید
#کتاب_نیمه_پنهان_ماه؛ جلد ۱۹؛ عباسی به روایت همسر شهید. نویسنده: لیلا خجسته راد. ناشر: روایت فتح. نوبت چاپ: دوم-۱۳۹۵٫ صفحه 16 و 26.
✂️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام
#یکشنبه_های_شهدایی
#کانون_مهدویت_دانشکده_علوم_قرآنی_شیراز
🌺شهید محمد تقی سالخورده دورابی🌺
✨شهید زینبی✨
محمدتقی خیلی با غیرت بود.
همراه خواهرانم رفته بودیم خانه اش. خانه هم مقداری گرم شده بود. بهش گفتم : پنجره را باز کن تا یه مقدار هوای تازه داخل اتاق بیاید.
با خنده اش فهماندم که این کار را نمی کند. چون اتاق شان طوری بود که می شد از بیرون داخل خانه را دید.
خیلی کیف کردم. بلند شدم بوسیدمش. گفتم: قربانت بروم داداش با غیرت خودم. ما حجاب مان را رعایت می کنیم. تو بلند شو و پنجره را باز کن.
راوی: نرگس سالخورده؛ خواهر شهید
#کتاب_هفت_روز_دیگر؛ مجموعه خاطرات شهید محمدتقی سالخورده، نوشته: مصیب معصومیان. ناشر: انتشارات شهید کاظمی. نوبت چاپ: اول-1398. صفحه 98.
#اللهم_صلی_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#یکشنبه_های_شهدایی
@mahdaviat_uniquran
🌹شهید علی صیاد شیرازی🌹
آن سال ماه رمضان افتاده بود وسط دوره آموزشی ما توی آمریکا. من دوره نقشه خوانی می دیدم و صیاد دوره هواسنجی بالستیک.
صیاد آنجا هم برای همه کارهایش برنامه داشت. از یک روزنامه محلی زمان های طلوع و غروب خورشید را نوشته بود و لحظه اذان صبح و مغرب را محاسبه کرده بود. توی اتاق خودش سحری را آماده می کرد. بعد می آمد دنبال من.
در را که می زد از خواب می پریدم. وقتی در را باز می کردم نبود. نمی دانستم این فاصله صد و پنجاه متر را چطور می دوید. تا می رسیدم سفره پهن و چیده شده بود. می گفت: زود باش فقط یک ربع وقت داریم.
راوی: محمد کوششی
#کتاب_خدا_می_خواست_زنده_بمانی؛ کتاب علی صیاد شیرازی. نویسنده: فاطمه غفاری. ناشر: روایت فتح. نوبت چاپ: هفتم-۱۳۹۵٫ صفحات ۹۶-۹۷.
#اللهم_صلی_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#یکشنبه_های_شهدایی
@ mahdaviat_uniquran
🌹شهید عبدالله میثمی🌹
شهید میثمی روی برنامه ریزی خیلی تأکید داشت و می گفت برنامه ریزی را از دشمنان تان هم که شده، یاد بگیرید.
تعریف می کرد:
یکی از مقر های نیروهای چپ گرا را گرفتیم. در آنجا چیز های جالبی را مشاهده کردم. کتاب ها را بر اساس گروه های سنی منتشر می کردند.
عده ای از کتاب ها بود که مربوط به زیر هفت سال بود که عموما نقاشی بود.
کتاب های گروه بعد، هفت تا چهارده سال بود و رده بعدی چهارده تا بیست و یک سال. آنها حتی کلاس ها را هم درجه بندی کرده بودند.
هر نواری هم که از این ها به دست می آمد، در روز ده پانزده دست می چرخید. روی کارشان حساب می شد.
نمی خواهم تعریف این ها را بکنم، ولی ما از اینان که در راه باطلند باید یاد بگیریم.
ما باید روی کارمان برنامه ریزی داشته باشیم. برنامه ریزی کم هم، موفقیت بسیار را به دنبال خواهد داشت. حوزه درس امام خمینی (ره) با دو نفر شروع شد. اگر به من بگویند بیا و برای دو نفر درس بگو، شاید بدم بیاید.
کتاب تنها ۳۰ ماه دیگر، نوشته: مصطفی محمدی، ناشر: فاتحان، تاریخ چاپ: ۱۳۹۰- سوم؛ صفحه ۱۶۴-۱۶۳
#اللهم_صلی_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#یکشنبه_های_شهدایی
@mahdaviat_uniquran
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹شهید شیرودی؛ مالک اشتر جبههها🌹
✅ امیر سرلشکر شیرودی تنها خلبان جنگ در دنیا بود که با دوهزار و ۵۰۰ساعت پرواز و ۳۶۰سانحه هوایی نام خود را در تاریخ خلبانان جهان ثبت کرد.
#کلیپ
#یکشنبه_های_شهدایی
#اللهم_صلی_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
@mahdaviat_uniquran
🌹شهید حسن قاسمی دانا🌹
حسن قاسمی دانا در شهریور ماه سال ۱۳۶۳ به دنیا آمد. او دومین پسر خانواده بود و به غیر از خودش ۳ برادر دیگر هم دارد. از اهالی مهربان شهر مشهد بود. سال ۱۳۸۹ دیپلم را گرفت و در دانشگاه حقوق شهرستان بردسکن قبول شد، اما به آن جا نرفت و در کنار پدرش به پخت نان پرداخت. به رزم علاقه زیادی داشت و بسیجی فعالی بود.
همیشه در رزمایشهای عمومی، داوطلبانه حضور داشت. به چهارده معصوم(ع) ارادت ویژهای داشت. طوریکه تمام دو ماه محرم و صفر را عزاداری میکرد و لباس مشکی از تنش خارج نمیشد.
همیشه به شهادت فکر میکرد و دلنوشتههای زیادی از او برجای مانده که از خدا مرگ باعزت و جاندادن برای ائمه(ع) را خواهان است.
با آغاز جنگ در حرم معصومین(س) حسن هم لباس رزم پوشید و در فروردین ماه سال ۱۳۹۳ به طور داوطلبانه به سوریه رفت.
او خودش را یک افغانستانی مهاجر ساکن ایران معرفی کرد وهمراه آنان برای دفاع از حرم عقیله بنی هاشم به سرزمین شام رفت.
در همان مدت کوتاهی که در آنجا بود در عملیات های زیادی شرکت کرد و لیاقت های بی شماری را از خود نشان داد.اما طولی نکشید که در عملیات امام رضا (ع) که شامل پاکسازی خانه به خانه بود با اصابت چند گلوله به شهادت رسید.
وی از ۲۵ فروردین ماه در سوریه حاضر شد و جمعاً به مدت ۲۲ روز در منطقه حاضر بود و در صبح جمعه ۱۹ اردیبهشت در سن 30 سالگی به آرزویش دست یافت.
پیکر پاکش هم زمان با سالروز وفات حضرت زینب (س) در مشهد تشییع و در خواجه ربیع به خاک سپرده شد.
#یکشنبه_های_شهدایی
#اللهم_صلی_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
@mahdaviat_uniquran
🌹شهید حسن قاسمی دانا🌹
قرار بود سی ام فروردین ۹۳ اعزام شود. روز ۲۵ فروردین با عجله آمد خانه برای خداحافظی. لباس هایش را بستم. تا رفتم داخل اتاق گفت: مامان من رفتم خداحافظ. برق از سرم پرید.
خداحافظی هایش لذت دیگری داشت. آن قدر بغلش می کردم و می بوسیدمش که حد نداشت.
خودش هم خوشش می آمد. می گفت: مامان! بوسم کن، حالا پیشانی ام، حالا لپم، حالا ابرویم. اما موقع رفتن نگذاشت بغلش کنم. تا خواستم بغلش کنم مچ دستم را گذاشت روی سرش بوسید و گذاشت روی قلبش.
دوباره خواستم ببوسمش. گفت: نه.
سریع رفت سوار ماشین شد. حتی یک دست هم تکان نداد. می ترسید موقع رفتن دلش بلرزد.
وقتی پیکرش را آوردند، کفن را که کناز زدم خنده ام گرفت. با صورت سالم برگشته بود تا تمام بوسه هایی را که به من بدهکار است، از او بگیرم.
راوی: مادر شهید
مجله فکه، شماره ۱۸۰؛ اردیبهشت ۱۳۹۷؛ صفحه ۵۷-۵۶.
#یکشنبه_های_شهدایی
#کانون_مهدویت_دانشکده_علوم_قرآنی_شیراز
ما که رفتیم !
مادری پیر دارم و زنی و سه بچه قد و نیم قد ؛ از دار دنیا چیزی ندارم إلّا یک پیام ...
« یقه تان را میگیریم اگر ولایت فقیه را تنها بگذارید »
#شهید_مجید_محمدی
#یکشنبه_های_شهدایی
#وصیت_نامه
👤 علی متوسلی 🇮🇷
@TWTenghelabi
@Mahdaviat_uniquran
#کانون_مهدویت_دانشکده_علوم_قرآنی_شیراز
💥برنامه جامع کانال کانون مهدویت دانشکده علوم قرآنی شیراز💥
💢شنبه
#خانواده
#کلیپ_مهدوی
💢یکشنبه
#یکشنبه_های_شهدایی
#دلنوشته_مهدوی
💢دوشنبه
#دوشنبه_های_قرآنی
#صوت_مهدوی
💢سه شنبه
#وظایف_منتظران
#سشنبه_های_مهدوی
💢چهارشنبه
#دلنوشته_مهدوی
#ویژگی_یاران_امام_زمان (عج)
💢پنجشنبه
#معرفی_دعا
#کلیپ_مهدوی
💢جمعه
#شرح_دعای_ندبه
برگرفته از کتاب "خدایِ خوبِ ابراهیم"
بررسی ویژگی های قرآنی شهید ابراهیم هادی
#یکشنبه_های_شهدایی
┄┅══••✾❀✾••══┅┄
@Mahdaviat_uniquran
┄┅══••✾❀✾••══┅┄