IMG_20260904_130957_157.jpg
حجم:
296.2K
🖼 سایز #استوری (کیفیت بالا)
@Mahdiaran
IMG_20260904_130957_357.jpg
حجم:
303.4K
🖼 سایز #پروفایل (کیفیت بالا)
@Mahdiaran
💔 جمعهای که نیامدی...
📆 جمعهای که از آمدن تو، خبری برایمان نمیآورد،
قصهٔ شبش فرق میکند…
مالامال غم و دلتنگیست...
جمعه قرار بود پُر از خبرهای خوش باشد،
اما بیتو، برایمان کولهباری داشت پُر از انتظار و تنهایی...
📝 #یادداشت
🇮🇷 رسانه مهدیاران
@Mahdiaran
کربلایی جواد مقدمسیر الی الله.mp3
زمان:
حجم:
10.4M
🔊 #مناجات زیبای «سیر الی الله»
آشفته روی تو هستم
درمانده کوی تو هستم
عطر سمات جمعههایی
هر دم دعاگوی تو هستم 🤲💚
یابنالحسن روحی فداک متی ترانا و نراک
👤 کربلایی جواد #مقدم
🇮🇷 رسانه مهدیاران
@Mahdiaran
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 وحشت دشمنان از اصحاب آخرالزمانی امام زمان
▪️ #رهبر_شهید انقلاب: امروز مستکبران از نام شهید سلیمانی وحشت دارند، ببینید در فضای مجازی با اسم او چه برخوردی دارند میکنند؛ از اسمش هم میترسند و از تکثیر او وحشت دارند.
🇮🇷 رسانه مهدیاران
@Mahdiaran
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📱 #استوری «باختم»
بارون اشتباه کرد
که به چشمات نگاه کرد... 🌧
🔊 دانلود صوت کامل
🇮🇷 رسانه مهدیاران
@Mahdiaran
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📱 #استوری تابحال اینجوری بهش سلام دادی؟ ❣😢
🔅 اللهم عجل لولیک الفرج
🇮🇷 رسانه مهدیاران
@Mahdiaran
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤲 دعای خاص امام زمان علیهالسلام در عصر جمعه که نباید از دستش بدی
💫 گفته شده هرکس صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی را بفرستد، حضرت حجت ارواحنافداه برای او به اسم دعای خاص میکند.
بیایید در این جمعه نورانی، با فرستادن این صلوات، دلهایمان را به عطر یاد امام زمان ارواحنافداه معطر کنیم و مشمول دعای حضرت شویم.❣✨
🔊 صوت کامل قرائت دعا
📖 فایل متن دعا
🇮🇷 رسانه مهدیاران | @Mahdiaran
31.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #کلیپ سکانس برتر؛ لحظهی تشرف ابوراجح حمامی محضر امام زمان در سریال رویای نیمه شب ✨
🇮🇷 رسانه مهدیاران
@Mahdiaran
مهدیاران | Mahdiaran
🎬 #کلیپ سکانس برتر؛ لحظهی تشرف ابوراجح حمامی محضر امام زمان در سریال رویای نیمه شب ✨ 🇮🇷 رسانه مهدی
💢 داستان تشرف ابوراجح حمامی محضر امام زمان: 👇
🔸 ابوراجح از شیعیان مخلص شهر حله (از شهرهای عراق و در نزدیکی نجف اشرف)، سرپرست یکی از حمامهای عمومی آن شهر بود، بدین جهت، بسیاری از مردم او را میشناختند.
در آن زمان، فرماندار حله شخصی ناصبی به نام مرجان صغیر بود.
به او گزارش دادند که ابوراجح حمامی برخی صحابه را سبّ و لعن میکند.
فرماندار دستور داد او را آوردند.
آنقدر به صورت وی مشت و لگد زدند که دندانهایش ریخت! همچنین زبانش را بیرون آوردند و با جوالدوز سوراخ کردند و بینیاش را نیز بریدند و او را با وضع بسیار دلخراشی به عدهای از اوباش سپردند. آنها ریسمان بر گردن او کرده و در کوچه و خیابانهای شهر حله میگرداندند!
بهقدری از بدنش خون رفت و به او صدمه وارد شد که دیگر نمیتوانست حرکت کند! کسی شک نداشت که او خواهد مرد.
فرماندار تصمیم گرفت او را بکشد؛ ولی جمعی از حاضران گفتند: او پیرمرد فرتوتی است و به اندازه کافی مجازات شده و خواهناخواه بهزودی میمیرد، شما از کشتن او صرفنظر کنید!
بهخاطر اصرار مردم، فرماندار او را آزاد کرد.
اما فردای آن روز، مردم با کمال تعجب دیدند که ابوراجح مشغول نماز است و از هر لحاظ سالم است و دندانهایش در جای خود قرار گرفته و زخمهای بدنش خوب شده و هیچگونه اثری از آن همه زخم نیست!
حیران شدند و با تعجب از او پرسیدند: چطور شد که اینگونه نجات یافتی و گویی اصلاً تو را کتک نزدند؟!
ابوراجح گفت: من وقتی که در بستر مرگ افتادم، حتی با زبان نتوانستم دعا و تقاضای کمک از مولایم حضرت ولی عصر عجلاللهفرجه نمایم؛ لذا در قلبم متوسل به آن حضرت شدم و از آن حضرت درخواست عنایت کردم.
وقتی که شب کاملاً تاریک شد، ناگاه! خانهام نورانی گشت! در همان لحظه، چشمم به جمال مولایم امام زمان افتاد، جلو آمد و دست شریفش را بر صورتم کشید و فرمود: برخیز و برای تأمین معاش خانوادهات بیرون برو! خداوند تو را شفا داد! اکنون میبینید که سلامتی کامل خود را باز یافتهام.
خبر سلامتی و تغییر عجیب وضع و حال او (از پیرمردی ضعیف و آسیبدیده به فردی سالم و قوی) همهجا پیچید و همگان فهمیدند.
فرماندار حله به مأمورینش دستور داد ابوراجح را نزد وی حاضر کنند. ناگاه! فرماندار مشاهده کرد قیافه ابوراجح عوض شده و کوچکترین اثری از آن همه زخمها در صورت و بدنش دیده نمیشود! ابوراجح دیروز با ابوراجح امروز قابل مقایسه نبود!
رعب و وحشتی تکاندهنده بر قلب فرماندار افتاد، او آن چنان تحت تأثیر قرار گرفت که از آن پس، رفتارش با مردم حله (که اکثراً شیعه بودند) عوض شد.
او قبل از این جریان، وقتی که در حله به جایگاه معروف به «مقام امام» میآمد، بهطور مسخرهآمیزی پشت به قبله مینشست تا به آن مکان شریف توهین کرده باشد؛ ولی بعد از این جریان، به آن مکان مقدس میآمد و با دو زانوی ادب، در آنجا رو به قبله مینشست و به مردم حله احترام میگذاشت. لغزشهای ایشان را نادیده میگرفت و به نیکوکاران نیکی میکرد. در عین حال، عمرش چندان به درازا نپایید.
📚 بحار، ج ۵۲، ص۷۰
🇮🇷 رسانه مهدیاران
@Mahdiaran