10.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیام قول شفاعت از شهید امید اکبری!
[@Mahfel_Rahaiea]
[ مَحفِلِ رَهایي ]🇵🇸
شهــــیدمدافـعوطـــن امیداڪبری از شهدای حادثه تروریستی میلـاد: ۶۸/۱۰/۰۲ اصفهــان شهــادت: ۹۷/۱۱/۲۴
خاطره_ای_از_امید 🌺 از زبان مادر شهید: گاهی اوقات می خوابیدم و امید می آمد کف پایم را می بوسید. بهش می گفتم:《آقا امید! مامان! دیگه این کار رو نکن من ناراحت میشم》، میگفت:《تو مادری!》 می گفتم:《مادرم ولی با این کارت من ناراحت میشم!》 همیشه میگفت:《مامان جان چیزی کم و کسر نداری؟》 می گفتم:《نه مادر!》 می گفت:《قَسَمِت میدم نصف شبم که باشه هر کاری داری به من زنگ بزن هر موقعی هر کاری داری، اگه سرِت درد گرفت، اگه چیزی خواستی حتما بهم بگو!》 می گفت:《نمی دونی دعای شما چقدر برام تاثیر داره! فقط شما دعا کن من شهید بشم..》 می آمد اینجا و پدرش را می برد حمام، ناخن هایش را می گرفت و کارهایش را می کرد. بهش می گفتم:《مامان! بابات خودش میتونه بره.. این کار ها برا چیه؟》 می گفت:《نه! بابامه! باید ببرمش》
[@Mahfel_Rahaiea]
[ مَحفِلِ رَهایي ]🇵🇸
خاطره_ای_از_امید 🌺 از زبان مادر شهید: گاهی اوقات می خوابیدم و امید می آمد کف پایم را می بوسید. بهش م
خداییش کدومامون یکی از رفتارهای ایشونو داریم؟
چقدر از عمل شهداوارونه دوریم؟
[ مَحفِلِ رَهایي ]🇵🇸
خاطره_ای_از_امید 🌺 از زبان مادر شهید: گاهی اوقات می خوابیدم و امید می آمد کف پایم را می بوسید. بهش م
خاطرات_شهید به نقل از پدر شهید:🍃 در سپاه که استخدام شد برای برگزاری یک روضه در دهه فاطمیه به نزد من آمد و اجازه خواست تا خانه را با کمک بچههای مسجد برای این کار آماده کند و من و مادرش هم بلافاصله استقبال کردیم، چند روزی گذشت، اما خبری از بچه های مسجد که قرار بود بیایند و منزل را برای برگزاری روضه آماده کنند نشد! به امید گفتم امید جان مشکلی هست با صدای مظلومانه اش آرام در گوشم و بدون آنکه مادرش بفهمد گفت: نمی توانم هزینه روضه را بدهم پول زیادی جمع نکرده ام. پدر شهید ادامه می دهد: آن زمان از این کارت های عابر که با آن پول دریافت می کردند، نیامده بود و من دفترچه حسابم را به امید دادم تا صبح روز بعد برای گرفتن پول به بانک برود. علاقه امید به من و مادرش باعث می شد تا همیشه با ما با احترام و ادب رفتار کند و نه تنها خودش به ما احترام می گذاشت، بلکه به برادرش هم توصیه می کرد که مبادا پدر و مادر از دست ما رنجیده شوند، همیشه با بچه های فامیل بازی می کرد و بچه ها با دیدنش متوجه می شدند که یک بازی دیگر با عمو امید به زودی آغاز می شود
[@Mahfel_Rahaiea]
[ مَحفِلِ رَهایي ]🇵🇸
پیام قول شفاعت از شهید امید اکبری! [@Mahfel_Rahaiea]
ان شاءالله این شهید بزرگوار شافی هممون باشن تو روز محشر
شادی روحشون صلواتی هدیه کنیم🌱✨
15.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهندسی عجیب درمسجد هویزه😃
سرگرمی جالبی برای بچهها شده😁
از این ستون،
صدا میره اونور مسجد..
#راهیان_نور
[@Mahfel_Rahaiea]
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای لیلا و دو تا مریض تیمارستانی😂
از زبان حاجآقا کشاورز😁
اونی که از ناراحتی میگی به نام خداوند حکیم همه جفتند و ما تکیم،بنگر این ویدئو رو حاجی😄
[@Mahfel_Rahaiea]
•••
شهید مدافع حرم محمدرضا دهقان
آخر وصیت نامه اش نوشت؛
بال هایم هوس با تو پریدن دارد
بوسه بر خاک قدمهای تو چیدن دارد
من شنیدم سر عشاق به زانوی شماست
و از آن روز سرم میل بریدن دارد
غالبا آن گذری که خطرش بیشتر است
میشود قسمت آنکه جگرش بیشتر است
قیمت عبد به افتادن در سجادست
سنگ فرشی حرم دوست زرش بیشتر است
خانهای است در این جا که کریم از همه
سر این کوچه اگر رهگذرش بیشتر است
دل ما سوخت در این راه ولی ارزش داشت
هر که اینگونه نباشد ضررش بیشتر است
بی سبب نیست که آواره هر دشت شدیم
هر که عاشق شود اصلا سفرش بیشتر است
هر گدایی برسد لطف که دارد اما
به گدایان برادر نظرش بیشتر است
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺧﺪﯾﺠﻪ ﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﻣﺎ ﺩﯾﺪﯾﻢ
ﺩﺭ ﺟﻤﺎﻟﺶ ﻛﻪ ﺟﻼﻝ ﭘﺪﺭﺵ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ
وسعت روح بدن را به فنا میگیرد
غیر زینب چه کسی درد سرش بیشتر است
[@Mahfel_Rahaiea]
من دلم باز میلِ به دیدن دارد
و چه خوب است که آن کربُبَلایت باشد..
[@Mahfel_Rahaiea]
دنیارا که هیچ جان دادن هم برای شما کم است🙂♥️
#حاج_قاسم
[@Mahfel_Rahaiea]