یهروزی بلاخره دلتنگ پیام دادنام ، زنگ زدن یهوییم ، سوالای احمقانم ، اهنگام و خنگ بازیام میشی. ولی خب اونموقع خیلی دیره.
درسته من گفتم : "نبابا، اشکال نداره، فداسرت، اصلا چیز مهمی نبود" اما خیلی هم اشکال داشت، هم ناراحت شدم، هم چیز خیلی مهمی بود.