ߋߺَܟߺܢߺ࡙ߊ ッ
او در چشمانم عشق را میدید
اما خود را به ندیدن میزد
آنقدر ندید که همه چیز
بی آنکه من اراده کنم تمام شد
آری!
آن عشق برای همیشه در چشمان من ماند ...
و فکر کن
چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک،
دچار آبی دریای بیکران باشد...!
سهراب_سپهری
#شعر
گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟
آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که زِ دستم نرود
نازِ چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
فریدون_مشیری
#شعر
ای سایه صبر کن که برآید به کام دل
آن آرزو که در دل امیدوار توست
هوشنگ_ابتهاج
#شعر
نگاهت میکنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
هوشنگ_ابتهاج
#شعر