eitaa logo
مکران و رویش نوین ایران
80 دنبال‌کننده
32 عکس
7 ویدیو
3 فایل
🔰درباره پیشرفت و آبادانی سواحل مکران🌱 🔸شرکت دانش‌بنیان رویش نوین نصیر ایرانیان (مستقر در شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان) 🌐 وبسایت شرکت: https://rooyeshnovin.org/ 🌐 وبسایت آژانس خدمات توسعه اقتصادی مکرانو: https://makrano.ir/ مدیر کانال: @ali_vatandoost
مشاهده در ایتا
دانلود
نشست نقد و بررسی کتاب ‌ 🔸با حضور: 🔹 امیر امیری فر بنیان‌گذار موسسه چشم توسعه‌مکران 🔹 محمدحسین تسخیری نویسنده کتاب ‌ 📍 مکان: نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رواق بخش ناشران عمومی، سالن سرای کتاب 🗓️ زمان: سه شنبه ۲۳ اردیبهشت ماه - ساعت ۱۸:۳۰ ‌ 🌱 «مکران و رویش نوین ایران» @Makran_Iran
⁉️ سؤال شد: کویر را به دریا چه؟! اصفهان کجا و سواحل مکران کجا؟! ‼️ پاسخ آمد: 📣💥 اولین زیرساخت حقوقی اتصال اصفهان به دریا و سواحل مکران رسما ایجاد شد! 🔰 دیروز در نوزدهمین جشنواره ملی فن‌آفرینی شیخ بهایی، ۴ تفاهم‌نامه ۲ جانبه میان شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان و پارک‌های علم و فناوری استان‌های ساحلی کشور امضا شد‌. 🔸 این تفاهم‌نامه‌ها که برای توسعه تعاملات، هم‌افزایی و ایجاد همکاری‌های مشترک در توسعه اقتصاد پایدار دریامحور و در راستای سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری، تاکیدات معاونت فناوری و نوآوری وزارت علوم و استانداران مربوطه منعقد گردید، زمینه و زیرساخت حقوقی و لجستیکی مناسبی را جهت به‌هم‌رسانی ظرفیت‌ها و نیازهای این دو منطقه راهبردی کشور در اختیار می‌گذارد. 🔹 پارک‌های علم و فناوری استان‌های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر و شهرستان قشم طرف همکاری شهرک علمی‌ و تحقیقاتی اصفهان در این تفاهم‌نامه می‌باشند. 🔸 در حاشیه این رویداد، مدیران شرکت دانش‌بنیان رویش نوین نصیر ایرانیان و مجموعه مکرانو، ضمن ارائه گزارش اقدامات انجام شده تا کنون، مذاکراتی را با نمایندگان پارک‌های مذکور جهت اجرای برنامه‌ها و پروژه‌های مشترک داشتند. 🔰 این خبر، نویدبخش حضور و سرمایه‌گذاری فعالین اقتصادی و شرکت‌های فناور و دانش‌بنیان اصفهانی در سواحل مکران می‌باشد. 🔜 دیر یا زود، اصفهان به دریا متصل‌تر و نزدیک‌تر از امروز خواهد شد و در آن روز، اولین‌ها برنده‌اند. 🌐 دریا یعنی جهان و نصفِ‌جهان با دریا نیمه دیگر خود را خواهد یافت... ⭕️ در شبکه‌های مجازی مکرانو را دنبال کنید: اینستاگرام | تلگرام | ایتا 🌐 https://zil.ink/makrano_ir
❗️❗️❗️بازنشر 👇👇👇
⭕️ چرا نیروهای جهادی نمی‌جنگند؟! ➖بخش اول شاید نوع مواجهه این سه شخصیت تاریخی را در دعوت حضرت حسین (ع) و حکم جهاد او شنیده باشیم؛ اما کنار هم قرار دادن و تحلیل آنها خالی از لطف نیست. 1️⃣ عبیدالله بن حُر جُعفی همان شخصی است که در یکی از منزلگاه‌های نزدیک کربلا با امام روبرو شد. ابتدا حضرت یک واسطه را دنبال او فرستاد اما او نپذیرفت که در جهاد شرکت کند و امام را یاری کند؛ سپس حضرت شخصاً به دیدار او رفت؛ باز هم نتیجه‌ای نداشت و او خود را از جهاد کنار کشید. عبیدالله خواست اسب و شمشیر گران‌قیمتش را به امام هدیه کند تا پشتیبان جنگ باشد اما امام نپذیرفت. امام خودِ عبیدالله را می‌خواست. 2️⃣ طِرِمّاح بن عَدِی محب اهل بیت بود. در مدح حضرت حسین (ع) و مذمت دشمنانش شعر سرود. پیش از رسیدن امام به کربلا از کوفه حرکت کرد و تعدادی از اهالی کوفه را به امام رساند. او راهنمای کاروان امام حسین (ع)، از بیراهه به سمت کوفه بود. طِرِمّاح به امام پیشنهاد داد به سوی قبیله او در اطراف یمن برود تا بیست هزار نیرو را برای جنگ آماده کند. امام برای طِرِمّاح دعا کرد و فرمود: خداوند تو و قبیله‌ات را جزای خیر دهد؛ ما و این گروه پیمانی بسته‌ایم که نمی‌توانیم از آن باز گردیم و معلوم نیست که فرجام کار ما و اینان چیست. طِرِمّاح از امام اجازه خواست تا طعامی به خانواده‌اش برساند و بازگردد تا جزو یاران امام در جنگ باشد؛ رفت و در راه بازگشت، خبر شهادت امام حسین(ع) را شنید. 3️⃣ زمانی که نامه امام حسین (ع) به یارانش در کوفه برای همراهی امام در کربلا رسید، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه را دید که برای نظافت به سمت حمام می‌رفت. حبیب به مسلم گفت که نامه از امام حسین رسیده است که بیایید. مسلم بن عوسجه بدون این‌که به حمام برود، بدون این‌که به خانه بیاید و خبر دهد با حبیب راه افتاد و به کربلا آمد و خود را رساند. 🔰 امروز که جبهه حق در برابر جبهه باطل صف‌آرایی کرده و مشغول جنگ و جهاد است، انتخاب ما کدام یک از این سه شخصیت است؟ خود را از جهاد کنار می‌کشیم و به پشتیبانی مالی اکتفا می‌کنیم؟ برای یک امر خیر و مهم، امر خطیر و اهم جهاد را (ولو چند روزی) به تأخیر می‌اندازیم؟ یا در لحظه قلباً و عملاً آماده جهاد می‌شویم و حرکت می‌کنیم؟ 🔰 احتمالا وضعیت کنونی ما پیچیده‌تر از وضعیت این سه شخصیت و انتخاب‌های ایشان باشد و ترکیبی از موارد فوق را شامل شود پس ناگزیر باید بیشتر تحلیل و تفکر کنیم: قبل و بعد از طوفان الاقصی در 7 اکتبر و آغاز نبرد تمدنی و وجودی جبهه مقاومت با آمریکا و اسرائیل، برای ما نیروهای (به اصطلاح) انقلابی و جهادی ایران چه تحولی ایجاد شده است؟ آیا ما پیش از آغاز جنگ، آماده جهاد بودیم یا پس از آن، آماده جهاد شدیم؟ آیا ما اکنون واقعا در حال جنگ هستیم؟ منظور از جنگ و جهاد در این یادداشت شاید صرفا جنگ و جهاد نظامی و سلاح دست گرفتن نباشد، اما صرفا پشتیبانی رسانه‌ای و مالی از مجاهدان نیز نیست بلکه منظور جهاد در میدان عمل است. جهادی که نتایج عینی و ملموس در تقویت و پیروزی جبهه مقاومت و تضعیف و شکست اسرائیل را نشان دهد. جهادی که واقعا تمام وجود ما را در جنگ مشارکت و حتی زندگی روزمره ما را تحت تأثیر قرار دهد. 🔰 کدام یک از گزاره‌های زیر وضعیت اکنون ما را نشان می‌دهد؟ و موضع ما در برابر آن چیست؟ 1️⃣ تعلقات دنیا ما را زمین‌گیر کرده و ما صرفا عنوان انقلابی و جهادی را یدک می‌کشیدیم. 2️⃣ واقعا این جنگ را جنگ خود، جنگ وجودی اسلام و جبهه حق نمی‌دانیم و با این تحلیل، جهاد را نیز بر خود فرض و واجب نمی‌دانیم. 3️⃣ جنگ و جهاد را امری حرفه‌ای و رسمی تصور می‌کنیم که باید به نظامیون و سیاستمداران واگذار کرد و وظیفه کنونی خود را در این جنگ سرنوشت‌ساز، جهاد تبیین (اقدامات رسانه‌ای) و جهاد مالی (اهدای پول، طلا، اقلام و غیره) می‌دانیم. 4️⃣ قلباً آماده انجام کاری جهادی در میدان عمل هستیم اما درگیر شبه‌مسائل و تعلقات خوب و مهم دیگری هستیم که امکان لبیک لحظه‌ای به جهاد در میدان را نداریم اما در آینده و در فرصت مناسب حاضر به جهاد هستیم. در این وضعیت، وظیفه و اقدام کنونی ما با وضعیت سوم تفاوتی نمی‌کند. 5️⃣ قلباً و عملاً آماده انجام کاری جهادی در میدان عمل هستیم اما الان هیچ فرصت و امکان واقعی را پیش پای خود نمی‌بینیم. اگر یک مرد میدان پیدا شود و میدان‌آفرینی کند، بدون فوت وقت و در لحظه قیام و حرکت می‌کنیم. ✍️ ادامه یادداشت در بخش دوم... 🌱 «مکران و رویش نوین ایران» @Makran_Iran
⭕️ چرا نیروهای جهادی نمی‌جنگند؟! ➖بخش دوم 🔰 هر کدام از این پنج وضعیت فوق نیاز به تحلیل و تفسیر دارد و شاید هر یک از ما روزانه در این طیف رفت و برگشت می‌کنیم و موضع ثابتی نیز نداریم؛ اما به هرحال خطر تصمیم، اقدام و سرنوشت عبیدالله بن حر و طِرِمّاح بن عَدِی در آن لحظه تاریخی از ما دور نیست. آیا اکتفای به پشتیبانی مالی و رسانه‌ای، ما را از جهاد معاف می‌کند؟ ما با طِرِمّاح چه نسبتی داریم؟ او مؤمن بود، انسان خوبی بود، معتقد بود، با اخلاق بود، با شعر از امام پشتیانی رسانه‌ای کرد، به امام نیرو رساند، کاروان را راهنمایی کرد و برای او دعا کرد اما و اما و اما پدیده پر رمز و راز «زمان» را نشناخت و نادیده گرفت و جهاد را فقط چند روزی به تأخیر انداخت. 🔰 داستان طِرِمّاح درس‌هایی دارد: زمان در جهان، متوقف ما نمی‌ماند و بر مدار شرایط زندگی ما نمی‌چرخد؛ ما باید اقتضائات زمان را درک کنیم و کار را در لحظه و فرصت مورد نیاز آن کار انجام دهیم؛ هیچ تضمینی برای پیروزی و موفقیت جبهه حق وجود ندارد؛ هیچ تضمینی وجود ندارد که در صورت قعود و عدم قیام به موقع خواص، تن عریان و بی‌سر ولیّ زمان (ع) سه روز زیر آفتاب در وسط بیابان رها نشود؛ هیچ تضمینی وجود ندارد که سید حسن‌ها کشته نشوند. آیا ما نمی‌دانیم که قاعده بر این نیست که حسین‌ها و سیدحسن‌ها کشته شوند؟ آنها نباید کشته می‌شدند. نباید گذاشت که کشته شوند. هر باور خوبی آفتی دارد و آفت فرهنگ افتخار به شهادت و پیروزی دانستن کشته شدن در راه خدا این است که از دست دادن اولیاء خدا را «عادی» فرض می‌کنیم و نمی‌دانیم هدف، شهادت نبود و نیست؛ هدف، پیروزی واقعی و دنیوی اسلام و جبهه حق در میدان عمل است تا اولیاء خدا حقیقت دین را در جهان واقع، محقق کنند. ویژگی جهادی بودن، بصیرت دائم و مستمر به زمان، آمادگی به تصمیم در لحظه و اقدام به موقع است. پس حتی اگر انسان خوبی باشیم، متشرع باشیم و با عقاید سدید و اخلاق حسنه اما لحظه سرنوشت‌ساز و تحول‌آفرین جهاد را تشخیص ندهیم، جزو مؤمنین قاعد به شمار خواهیم آمد و در یوم الحسره به مؤمنین مجاهد غبطه خواهیم خورد که «لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ۚ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً ۚ وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى ۚ وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» 🔰با این وجود، امید که ما در وضعیت 5 باشیم و نه تنها در صف مجاهدین زمان‌شناس قرار بگیریم بلکه خودمان همچون حاج قاسم و یحیی سنوار «زمان‌آفرین» شویم و فعالانه و با ابتکار عمل، «میدان‌آفرینی» کنیم. دو شخصیت مذکور نه تنها زمان را شناختند و به موقع عمل کردند بلکه زمین بازی را برای همه طرفین بازی (دوست و دشمن) تغییر دادند. آنها منتظر نماندند تا سرنوشت به سراغ آنها بیاید، آنها به سراغ سرنوشت رفتند. 🔰ما بیش از 13 سال است که به سراغ سرنوشت خود نرفتیم تا روزی که سرنوشت به سراغ ما آمد در روزی که آماده آن نبودیم. فروردین 1390 و بعد از تشدید تحریم‌های بین‌المللی، ایران به وضوح در شرایط جنگی قرار گرفت و رهبر انقلاب برای اولین بار حکم «جهاد اقتصادی» را اعلان عمومی کردند. پس از آن سیاست‌های اقتصاد مقاومتی ابلاغ شد. 13 سال تأخیر جهاد توسط نیروهای جهادی باعث شد که در روز موعود جنگ، اقتصاد ما کماکان مولد و مقاوم نباشد تا بتوانیم در یک جنگ تمام‌عیار کار اسرائیل را یک‌سره کنیم. ما آماده این جنگ نبودیم اما زمان در جهان، متوقف ما نمی‌ماند؛ البته که ما بیکار نبودیم و خالصانه در حال تلاش و خدمت به مردم بودیم و هستیم اما جهاد تعریف مشخصی دارد و ویژگی بارز آن در برابر دشمن بودن آن است که نیاز به زمان‌شناسی و تصمیمات و اقدامات متناسب با آن دارد. 🔰اکنون و با این توضیحات و تفاسیر سؤال سخت ابتدای این یادداشت را بهتر می‌توان پرسید که چرا ما نیروهای (به اصطلاح) انقلابی و جهادی نه در 13 سال گذشته بلکه حتی در این 1 سال گذشته که سرنوشت به سراغ ما آمده و عملاً و علناً وارد جنگ شده‌ایم، هنوز همچون یک مجاهد واقعی در موضع جنگی قرار نگرفتیم؟ 🔰در پایان بار دیگر تکرار و تأکید می‌شود که منظور از جنگ و جهاد در این یادداشت شاید جنگ و جهاد نظامی و سلاح دست گرفتن نباشد، اما در عین حال جهاد در میدان عمل است نه صرفا پشتیبانی رسانه‌ای و مالی از مجاهدان. جهادی که نتایج عینی و ملموس در تقویت و پیروزی ایران و جبهه مقاومت و تضعیف و شکست اسرائیل را نشان دهد. جهادی که واقعا تمام وجود ما را در جنگ، مشارکت داده و حتی زندگی روزمره ما را تحت تأثیر قرار دهد. جهادی که میدان داشته باشد و جغرافیا؛ یک جغرافیایِ اقتصادیِ مولد، مقاومت‌آفرین و تمدن‌ساز برای ایران و جبهه مقاومت @Makran_Iran
اگر اجازه بدهید برخی حرف‌ها را غیررسمی‌تر بگوییم و بنویسیم و بشنویم: پیرو یادداشت قبل، سؤال پیش می‌آید که خب الان دقیقا چه کار کنیم؟ چه کاری از دست ما بر می‌آید؟! شنیدم که آقا در جنگ سخت 33 روزه لبنان، وقتی که احتمال شکست حزب‌الله داده می‌شد، پیغامی به این مضمون به سید حسن دادند که "نصرت الهی زمانی می‌رسد که طاقت‌ها تمام شده باشد". راه‌گشایی خداوند حتی برای مردان در میدان و مجاهدان، به‌گونه‌ای است که اگر از این اضطرار و انکسار حداکثری فاصله بگیرند، مابه‌التفاوت آن (کم یا زیاد) دلیلش یا به توان خود نازیدن (عجب) می‌شود یا به غیر او امید داشتن (شرک) که در هر دو حالت شکست دنیوی و اخروی (هبط عمل) نصیبشان خواهد شد. حال چه برسد به وضعیت عادی ما هرچند که در انتهای یادداشت قبل، درست یا غلط، اشاراتی به محدوده آن اقدام بایسته و شایسته، شد اما ما (بنده از همه بیشتر) پیش از عمل در میدان، نیاز به یک حالت داریم، یک آمادگی روحی، یک اضطرار حداکثری، یک انکسار و یک طلب حقیقی و واقعی آن‌وقت، شاید راهی باز شد... @Makran_Iran
✍️جا دارد ساعت‌ها بنشینیم و با خود و خدای خود و مردم ایران تعیین تکلیف کنیم و به این 2 سؤال ساده پاسخ دهیم که: 1. آیا من که عنوان نیروی انقلابی و جهادی و متعهد به پیشرفت ایران را یدک می‌کشم می‌خواهم نسبتی با کلیت ایران و جنگ اقتصادی آن و مبارزه مستقیم در برابر دشمن خدا داشته باشم یا خیر؟ اگر نمی خواهم که هیچ اگر می‌خواهم 2. آیا اقدامات فعلی من نقش مستقیمی در این جنگ و مبارزه دارد یا نه؟ به واقع و روی زمین و با رسم شکل آن را نشان دهیم مخاطب بنده به طور مشخص، نیروهای جهادی و البته حرفه‌ای حوزه توسعه یا پیشرفت منطقه‌ای است؛ یعنی شاید چند ده نفر یا چند صد نفر هم بیشتر نباشند. افرادی که از محرومیت‌زدایی در مناطق محروم شروع کرده اند و اکنون بالغ شده اند و به صورت حرفه‌ای به دنبال توسعه یا پیشرفت ایران هستند. برخی درون نهادهای دولتی و حاکمیتی و برخی خصوصی و غیردولتی. ما ذره ذره از روستاها و مناطق محروم رشد کردیم همه باید این مسیر تدریجی را طی کنند فرصت کار و خودسازی و سازندگی در روستاها و مناطق محروم باید برای همه جوانان فراهم باشد اما رفیق من اگر انسانی بالغ شد، باید و باید و باید مسئولیتی سنگین‌تر را بردارد. بنده منکر نیستم حل خالصانه مشکل یک انسان در یک روستا یا منطقه محروم می‌تواند چقدر ارزشمند باشد اما آیا کسی می‌تواند منکر شود که مسئولیت حفظ و تقویت کلیت ایران فعلی که در یک نگاه وسیع و عمیق روی آینده زندگی چند میلیارد انسان اثر می‌گذارد، مسئولیتی سنگین‌تر است؟ این بار سنگین را دقیقا چه کسی بر می‌دارد؟ فقط وظیفه دولت است؟ اگر بنا بود صرفا وظیفه دولت باشد، ما از ابتدا در این حرفه چه می‌کردیم و چه می‌کنیم؟ بنده به عنوان برادر کوچک تر از شما عاجزانه تقاضا دارم که بیایید از پاک‌بازی برای خاک‌بازی در روستاها دست برداریم بنده درباره اینکه رویکرد فعلی اهالی حرفه‌ای پیشرفت منطقه‌ای چه تغییری باید کند و وظیفه فعلی ما چیست، در کتاب حوالی اقیانوس توضیح داده‌ام. باز هم می‌گویم و اگر خدا بخواهد تا روزی که انگشتانم روی کیبورد حرکت کنند خواهم نوشت و تا روزی که پاهایم توان داشته باشند هر چند کوچک در این طرح گام برمی‌دارم که «توان محدود ما نیروهای منطقه‌ای پیشرفت باید به صورت متمرکز و مستمر در منطقه چابهار مستقر شود.» در یادداشت اعلان جنگ ترامپ هم مشاهده کنید که صرفا از یک شهرستان در ایران نام برده و آن هم بندر چابهار است. نیروی جهادی در خط مقدم جایی که دشمنش حضور دارد و حساس است می‌جنگد. انتخاب منطقه، حجت می‌خواهد. منطقه محصول ماست. توسعه منطقه حاصل عمر ماست. محصولی که به راحتی و به سرعت توسعه پیدا نمی‌کند. اینکه هر جا کارفرمایی انگیزه داشت پول خرج کند، ما هم همانجا برویم کمی از معارف انسانی و دینی ما فاصله دارد. از بزرگان قوم عاجزانه تقاضا دارم که یک نفر محور شود و نیروهای بالغ و با تجربه کار منطقه‌ای را حداقل به مدت 10 سال در چابهار سازماندهی کند از هر طریقی که می‌شود و پایدارتر است (حاکمیتی/غیرحاکمیتی/ترکیبی) راهکارهای آن کم و بیش وجود دارد منابع مالی هم در کشور وجود دارد اما پراکنده است به قیل و قال های دولت درباره سواحل مکران نگاه نکنید، اگر حاج قاسم‌وار کسی در میدان عمل نکند، هیچ توسعه و پیشرفتی رقم نخواهد خورد و دولت اساسا برای این کار قابلیت کافی ندارد و در بهترین حالت صرفا می‌تواند پشتیبانی و تسهیلگری کند. نیروهای بالغ پیشرفت منطقه‌ای اکنون در حال آموزش، توانمندسازی و شتابدهی سایر گروه‌های جهادی کوچک‌تر هستند تا اکنون آنها در روستاها و مناطق محروم فعالیت و چند مشکل خرد محلی را حل کنند. شبیه محیط کسب و کار کشور شده ایم که همه به دنبال آموزش هستند و نسبت آموزش‌دهندگان از تولیدکنندگان و صاحبان کسب و کار پیشی می‌گیرد. مشخص نیست این آموزش‌ها را چه کسی در میدان عمل پیاده می کند تا پیشرفتی حاصل شود و چگونه تولید و تجارت رشد می‌کند؟ ما باید در حوالیِ اقیانوس بنشینیم، روی دو سه شاخص اصلی توسعه یا پیشرفت منطقه تمرکز کنیم و به صورت کارگزاری یا نمایندگی ویژه از مجموعه حاکمیت آنها را در طول چند سال روی زمین محقق کنیم (مثلا تولید، تربیت، زیرساخت) درباره اینکه ما در چه قالبی این کار را انجام دهیم می‌توانیم صحبت کنیم اما رویکرد، «رکبوالطریق» است به این معنا که اگر راه و روشمان و آنچه دنبالش هستیم مشخص است، در حد بضاعت شروع می‌کنیم و نه با یک سازمان و شرکت بلکه برای انجام دادن این کار از همه ظرفیت‌های موجود در کشور استفاده می‌کنیم. اکنون به سؤالات اول یادداشت بهتر می‌توانیم پاسخ دهیم که آیا ما برای شکستن محاصره اقتصادی ملت ایران (و سایر ملت‌های مستضعف) حاضر هستیم مسئولیت سنگین‌تر دل به دریا زدن را بر دوش بکشیم یا پاک‌بازی حال حاضر، به ما حس استغنا و حس کفایت از پیشرفت روحی و پذیرش مسئولیت‌های سنگین‌تر انسانی داده است؟ @Makran_Iran
⭕ اینها عرائض ما در سال گذشته بود. اکنون که شیپور جنگ نواخته شده و جنگ ایران ملموس‌تر و واقعی‌تر شده و با توجه به شرایط حاد پیش رو، ضمن تاکید و تشدید بر این مواردی که ذکر شد، نکات دیگر و اقدامات مورد نیاز دیگری نیز به ذهن می‌رسد که با دوستانم طرح خواهم کرد.
🔰جنگ امری نیست که به تخصص ما مربوط باشد. یعنی مردمی که 8 سال در دفاع مقدس جنگیدند، نظامی نبودند و به صورت تخصصی و حرفه‌‌ای نمی‌جنگیدند. این ضرورت و نیاز است که تعیین می‌کند انسان در میدان جنگ چه کاری باید انجام دهد. چه بسا فرد استعداد غایی کاری را داشته باشد ولی ضرورت و نیاز ایجاب کند که به کاری دیگر بپردازد. (یکی از بزرگ‌ترین قهرمانان این عرصه حضرت عباس (ع) است؛ کسی بیش از او استعداد و توان و انتظار کاری را نمی‌کشید که ضرورت و نیاز و امر ولی او را از آنچه سالیان سال انتظارش را می‌کشید بازدارد و به کار دیگری وادارد.) 🔰این مقدمه از این جهت عرض شد که چگونگی نقش‌آفرینی ما ربطی به تخصص ما ندارد و هر نوع سازماندهی و بسیجی که شکل بگیرد و نوعی مبارزه در این جنگ باشد، ما می‌توانیم در آن حضور پیدا کنیم ولو آنکه در تخصص و حرفه ما نباشد. اما اکنون که چنین سازماندهی و بسیجی وجود ندارد، حرف این است که خودمان باید نیروهای مردمی را سازماندهی و بسیج کنیم. اما سؤال اینجاست که در چه کاری و چگونه؟ https://eitaa.com/Makran_Iran
🔰 باید همه ما مقداری بلند بلند فکر کنیم و سناریوهای گوناگون بسیج و سازماندهی مردمی را در عرصه‌های گوناگون اقتصادی، نظامی، فرهنگی و ... مطرح کنیم. هر کس می‌تواند عرصه و الگوی مدنظر خود را مطرح کند و برای عملیاتی کردن آن گام بردارد. 🔰 نظر ما این است: ببینیم در محدوده امری که 14 سال بر زمین مانده است و روز موعود کارکرد آن فرا رسیده، یعنی امر مقاوم‌سازی اقتصاد چه کاری را چگونه می‌توانیم پی بگیریم؟ امری که اگر تا الان نه توسط دولت ها بلکه توسط نیروهای به اصطلاح انقلابی، ولایی و متعهد پیگیری شده بود، مقاوم‌تر از امروز بودیم و در روز موعود جنگ بی‌باک‌تر از امروز بودیم. چه کارهایی توسط ما اهالی پیشرفت منطقه‌ای قابل پیگیری است، بستر انجام آن و ایجاد لوازم امکانات آن وجود دارد و می‌توان حول آن مشارکت های مردمی و سازماندهی و بسیج عمومی ایجاد کرد؟ بنده وظیفه خود را در پیام های قبل به طور مختصر و در کتاب حوالی اقیانوس به طور مفصل بیان کرده‌ام. یعنی به نظرم راهبردی‌ترین و گلوگاهی‌ترین کاری که کماکان ما باید برای نجات اقتصاد ایران انجام دهیم و جنگ حاضر آن را ضروری‌تر و فوری‌تر نیز کرده است، سازماندهی و بسیج نیروهای پیشرفت‌منطقه‌ای در سواحل مکران است؛ اما فکر می‌کنم اگر وضعیت جنگ تصاعدی شود و یا حتی پیشبینی تصاعدی شدن را داشته باشیم، پیرو مقدمه‌ای که عرض کردم ضرورت و نیاز جنگ ما را به کارهایی با فوریت بالا بکشاند.‎ به عنوان مثال دو بحران جدی محتمل است: ❗️بحران انرژی (به ویژه بحران برق) ❗️و بحران غذا مردم و حتی نیروهای متعهد هنوز درگیر جنگ نشده‌اند و عیار مقاومت و صبر و تحمل ما برای خودمان مشخص نیست. مثلا آیا ما تحمل 1 هفته بی‌برقی را داریم؟ یا کمبود نان، گرانی گوشت و مرغ و ...؟ به همین جهت به نظر می‌رسد یکی از عرصه‌های موجود برای نقش‌آفرینی ما، مقاوم‌سازی بخش‌هایی از اقتصاد کشور است که نقطعه ضعف ماست، در معرض خطر قرار دارد و فراگیری و شدت و اثرگذاری آن برای عامه مردم بالاست. بنابراین می‌توانیم در حوزه ✅ تولید برق ✅ و تولید غذا یک حرکت جهادی را برای سازماندهی و بسیج عمومی آغاز کنیم. https://eitaa.com/Makran_Iran