هدایت شده از مکران و رویش نوین ایران
اگر اجازه بدهید برخی حرفها را غیررسمیتر بگوییم و بنویسیم و بشنویم:
پیرو یادداشت قبل، سؤال پیش میآید که خب الان دقیقا چه کار کنیم؟ چه کاری از دست ما بر میآید؟!
شنیدم که آقا در جنگ سخت 33 روزه لبنان، وقتی که احتمال شکست حزبالله داده میشد، پیغامی به این مضمون به سید حسن دادند که "نصرت الهی زمانی میرسد که طاقتها تمام شده باشد".
راهگشایی خداوند حتی برای مردان در میدان و مجاهدان، بهگونهای است که اگر از این اضطرار و انکسار حداکثری فاصله بگیرند، مابهالتفاوت آن (کم یا زیاد) دلیلش یا به توان خود نازیدن (عجب) میشود یا به غیر او امید داشتن (شرک) که در هر دو حالت شکست دنیوی و اخروی (هبط عمل) نصیبشان خواهد شد.
حال چه برسد به وضعیت عادی ما
هرچند که در انتهای یادداشت قبل، درست یا غلط، اشاراتی به محدوده آن اقدام بایسته و شایسته، شد
اما ما (بنده از همه بیشتر) پیش از عمل در میدان، نیاز به یک حالت داریم، یک آمادگی روحی، یک اضطرار حداکثری، یک انکسار و یک طلب حقیقی و واقعی
آنوقت، شاید راهی باز شد...
@Makran_Iran
هدایت شده از مکران و رویش نوین ایران
✍️جا دارد ساعتها بنشینیم و با خود و خدای خود و مردم ایران تعیین تکلیف کنیم و به این 2 سؤال ساده پاسخ دهیم که:
1. آیا من که عنوان نیروی انقلابی و جهادی و متعهد به پیشرفت ایران را یدک میکشم میخواهم نسبتی با کلیت ایران و جنگ اقتصادی آن و مبارزه مستقیم در برابر دشمن خدا داشته باشم یا خیر؟
اگر نمی خواهم که هیچ
اگر میخواهم
2. آیا اقدامات فعلی من نقش مستقیمی در این جنگ و مبارزه دارد یا نه؟ به واقع و روی زمین و با رسم شکل آن را نشان دهیم
مخاطب بنده به طور مشخص، نیروهای جهادی و البته حرفهای حوزه توسعه یا پیشرفت منطقهای است؛
یعنی شاید چند ده نفر یا چند صد نفر هم بیشتر نباشند.
افرادی که از محرومیتزدایی در مناطق محروم شروع کرده اند و اکنون بالغ شده اند و به صورت حرفهای به دنبال توسعه یا پیشرفت ایران هستند. برخی درون نهادهای دولتی و حاکمیتی و برخی خصوصی و غیردولتی.
ما ذره ذره از روستاها و مناطق محروم رشد کردیم
همه باید این مسیر تدریجی را طی کنند
فرصت کار و خودسازی و سازندگی در روستاها و مناطق محروم باید برای همه جوانان فراهم باشد
اما
رفیق من
اگر انسانی بالغ شد، باید و باید و باید مسئولیتی سنگینتر را بردارد.
بنده منکر نیستم حل خالصانه مشکل یک انسان در یک روستا یا منطقه محروم میتواند چقدر ارزشمند باشد اما آیا کسی میتواند منکر شود که مسئولیت حفظ و تقویت کلیت ایران فعلی که در یک نگاه وسیع و عمیق روی آینده زندگی چند میلیارد انسان اثر میگذارد، مسئولیتی سنگینتر است؟
این بار سنگین را دقیقا چه کسی بر میدارد؟
فقط وظیفه دولت است؟
اگر بنا بود صرفا وظیفه دولت باشد، ما از ابتدا در این حرفه چه میکردیم و چه میکنیم؟
بنده به عنوان برادر کوچک تر از شما عاجزانه تقاضا دارم که
بیایید از پاکبازی برای خاکبازی در روستاها دست برداریم
بنده درباره اینکه رویکرد فعلی اهالی حرفهای پیشرفت منطقهای چه تغییری باید کند و وظیفه فعلی ما چیست، در کتاب حوالی اقیانوس توضیح دادهام.
باز هم میگویم و اگر خدا بخواهد تا روزی که انگشتانم روی کیبورد حرکت کنند خواهم نوشت و تا روزی که پاهایم توان داشته باشند هر چند کوچک در این طرح گام برمیدارم که
«توان محدود ما نیروهای منطقهای پیشرفت باید به صورت متمرکز و مستمر در منطقه چابهار مستقر شود.»
در یادداشت اعلان جنگ ترامپ هم مشاهده کنید که صرفا از یک شهرستان در ایران نام برده و آن هم بندر چابهار است.
نیروی جهادی در خط مقدم جایی که دشمنش حضور دارد و حساس است میجنگد.
انتخاب منطقه، حجت میخواهد. منطقه محصول ماست. توسعه منطقه حاصل عمر ماست. محصولی که به راحتی و به سرعت توسعه پیدا نمیکند. اینکه هر جا کارفرمایی انگیزه داشت پول خرج کند، ما هم همانجا برویم کمی از معارف انسانی و دینی ما فاصله دارد.
از بزرگان قوم عاجزانه تقاضا دارم که
یک نفر محور شود
و نیروهای بالغ و با تجربه کار منطقهای را حداقل به مدت 10 سال در چابهار سازماندهی کند
از هر طریقی که میشود و پایدارتر است (حاکمیتی/غیرحاکمیتی/ترکیبی)
راهکارهای آن کم و بیش وجود دارد
منابع مالی هم در کشور وجود دارد اما پراکنده است
به قیل و قال های دولت درباره سواحل مکران نگاه نکنید، اگر حاج قاسموار کسی در میدان عمل نکند، هیچ توسعه و پیشرفتی رقم نخواهد خورد و دولت اساسا برای این کار قابلیت کافی ندارد و در بهترین حالت صرفا میتواند پشتیبانی و تسهیلگری کند.
نیروهای بالغ پیشرفت منطقهای اکنون در حال آموزش، توانمندسازی و شتابدهی سایر گروههای جهادی کوچکتر هستند تا اکنون آنها در روستاها و مناطق محروم فعالیت و چند مشکل خرد محلی را حل کنند.
شبیه محیط کسب و کار کشور شده ایم که همه به دنبال آموزش هستند و نسبت آموزشدهندگان از تولیدکنندگان و صاحبان کسب و کار پیشی میگیرد.
مشخص نیست این آموزشها را چه کسی در میدان عمل پیاده می کند تا پیشرفتی حاصل شود و چگونه تولید و تجارت رشد میکند؟
ما باید در حوالیِ اقیانوس بنشینیم، روی دو سه شاخص اصلی توسعه یا پیشرفت منطقه تمرکز کنیم و به صورت کارگزاری یا نمایندگی ویژه از مجموعه حاکمیت آنها را در طول چند سال روی زمین محقق کنیم (مثلا تولید، تربیت، زیرساخت)
درباره اینکه ما در چه قالبی این کار را انجام دهیم میتوانیم صحبت کنیم اما رویکرد، «رکبوالطریق» است به این معنا که اگر راه و روشمان و آنچه دنبالش هستیم مشخص است، در حد بضاعت شروع میکنیم و نه با یک سازمان و شرکت بلکه برای انجام دادن این کار از همه ظرفیتهای موجود در کشور استفاده میکنیم.
اکنون به سؤالات اول یادداشت بهتر میتوانیم پاسخ دهیم که آیا ما برای شکستن محاصره اقتصادی ملت ایران (و سایر ملتهای مستضعف) حاضر هستیم مسئولیت سنگینتر دل به دریا زدن را بر دوش بکشیم یا پاکبازی حال حاضر، به ما حس استغنا و حس کفایت از پیشرفت روحی و پذیرش مسئولیتهای سنگینتر انسانی داده است؟
@Makran_Iran
⭕ اینها عرائض ما در سال گذشته بود.
اکنون که شیپور جنگ نواخته شده و جنگ ایران ملموستر و واقعیتر شده و با توجه به شرایط حاد پیش رو، ضمن تاکید و تشدید بر این مواردی که ذکر شد، نکات دیگر و اقدامات مورد نیاز دیگری نیز به ذهن میرسد که با دوستانم طرح خواهم کرد.
🔰جنگ امری نیست که به تخصص ما مربوط باشد. یعنی مردمی که 8 سال در دفاع مقدس جنگیدند، نظامی نبودند و به صورت تخصصی و حرفهای نمیجنگیدند. این ضرورت و نیاز است که تعیین میکند انسان در میدان جنگ چه کاری باید انجام دهد. چه بسا فرد استعداد غایی کاری را داشته باشد ولی ضرورت و نیاز ایجاب کند که به کاری دیگر بپردازد.
(یکی از بزرگترین قهرمانان این عرصه حضرت عباس (ع) است؛ کسی بیش از او استعداد و توان و انتظار کاری را نمیکشید که ضرورت و نیاز و امر ولی او را از آنچه سالیان سال انتظارش را میکشید بازدارد و به کار دیگری وادارد.)
🔰این مقدمه از این جهت عرض شد که چگونگی نقشآفرینی ما ربطی به تخصص ما ندارد و هر نوع سازماندهی و بسیجی که شکل بگیرد و نوعی مبارزه در این جنگ باشد، ما میتوانیم در آن حضور پیدا کنیم ولو آنکه در تخصص و حرفه ما نباشد. اما اکنون که چنین سازماندهی و بسیجی وجود ندارد، حرف این است که خودمان باید نیروهای مردمی را سازماندهی و بسیج کنیم.
اما سؤال اینجاست که در چه کاری و چگونه؟
https://eitaa.com/Makran_Iran
🔰 باید همه ما مقداری بلند بلند فکر کنیم و سناریوهای گوناگون بسیج و سازماندهی مردمی را در عرصههای گوناگون اقتصادی، نظامی، فرهنگی و ... مطرح کنیم.
هر کس میتواند عرصه و الگوی مدنظر خود را مطرح کند و برای عملیاتی کردن آن گام بردارد.
🔰 نظر ما این است:
ببینیم در محدوده امری که 14 سال بر زمین مانده است و روز موعود کارکرد آن فرا رسیده، یعنی امر مقاومسازی اقتصاد چه کاری را چگونه میتوانیم پی بگیریم؟
امری که اگر تا الان نه توسط دولت ها بلکه توسط نیروهای به اصطلاح انقلابی، ولایی و متعهد پیگیری شده بود، مقاومتر از امروز بودیم و در روز موعود جنگ بیباکتر از امروز بودیم.
چه کارهایی توسط ما اهالی پیشرفت منطقهای قابل پیگیری است، بستر انجام آن و ایجاد لوازم امکانات آن وجود دارد و میتوان حول آن مشارکت های مردمی و سازماندهی و بسیج عمومی ایجاد کرد؟
بنده وظیفه خود را در پیام های قبل به طور مختصر و در کتاب حوالی اقیانوس به طور مفصل بیان کردهام. یعنی به نظرم راهبردیترین و گلوگاهیترین کاری که کماکان ما باید برای نجات اقتصاد ایران انجام دهیم و جنگ حاضر آن را ضروریتر و فوریتر نیز کرده است، سازماندهی و بسیج نیروهای پیشرفتمنطقهای در سواحل مکران است؛
اما فکر میکنم اگر وضعیت جنگ تصاعدی شود و یا حتی پیشبینی تصاعدی شدن را داشته باشیم، پیرو مقدمهای که عرض کردم ضرورت و نیاز جنگ ما را به کارهایی با فوریت بالا بکشاند.
به عنوان مثال
دو بحران جدی محتمل است:
❗️بحران انرژی (به ویژه بحران برق)
❗️و بحران غذا
مردم و حتی نیروهای متعهد هنوز درگیر جنگ نشدهاند و عیار مقاومت و صبر و تحمل ما برای خودمان مشخص نیست.
مثلا آیا ما تحمل 1 هفته بیبرقی را داریم؟ یا کمبود نان، گرانی گوشت و مرغ و ...؟
به همین جهت به نظر میرسد یکی از عرصههای موجود برای نقشآفرینی ما، مقاومسازی بخشهایی از اقتصاد کشور است که نقطعه ضعف ماست، در معرض خطر قرار دارد و فراگیری و شدت و اثرگذاری آن برای عامه مردم بالاست.
بنابراین میتوانیم در حوزه
✅ تولید برق
✅ و تولید غذا
یک حرکت جهادی را برای سازماندهی و بسیج عمومی آغاز کنیم.
https://eitaa.com/Makran_Iran
شنیدم که آقا در جنگ سخت 33 روزه لبنان، وقتی که احتمال شکست حزبالله داده میشد، پیغامی به این مضمون به سید حسن دادند که "نصرت الهی زمانی میرسد که طاقتها تمام شده باشد".
راهگشایی خداوند حتی برای مردان در میدان و مجاهدان، بهگونهای است که اگر از این اضطرار و انکسار حداکثری فاصله بگیرند، مابهالتفاوت آن (کم یا زیاد) دلیلش یا به توان خود نازیدن (عجب) میشود یا به غیر او امید داشتن (شرک) که در هر دو حالت شکست دنیوی و اخروی (هبط عمل) نصیبشان خواهد شد.
#تذکر
#تلنگر
https://eitaa.com/Makran_Iran
⭕️ راهکارهای تقویت پدافند اقتصادی کشور با مشارکت مردم
✅ تولید غیرمتمرکز برق
🔰 اقتصاد مقاومتی یا مقاومسازی اقتصاد برای چنین روزی بود و هست.
اگر قبلا گفته میشد 1 سال تاخیر هم برای پیگیری این سیاست توسط نیروهای متعهد جایز نیست؛ الان گفته میشود 1 روز تأخیر هم جایز نیست!
کشور درگیر جنگ شده و این را باید باور کرد!
گفتیم یکی از کارهایی که در این حوزه از دست ما بر می آید، پیگیری امنیت غذا (جهش تولید کالاهای اساسی مانند گندم، گوشت، آذوقه دامی و ...) و پیگیری امنیت انرژی (با اولویت جهش تولید غیرمتمرکز برق) است.
اما آنچه برای عامه مردم و حتی نخبگان و نیروهای متعهد مورد سؤال است چگونگی، روش یا راهکار مشارکت ایشان در جنگ کشور است؛ یعنی کاری بیش از چک کردن اخبار جنگ.
در این یادداشت مقداری در این باره طرح موضوع میشود.
🔸 ابتدا درباره تولید غیرمتمرکز برق؛
کشور پیش از آغاز جنگ نیز به دلیل ناترازی شدید برق، قطعیهای مکرر برق خانگی، ضررهای چندصد هزار میلیاردی در بخشهای صنعتی و کشاورزی و نارضایتی عمومی، به دنبال افزایش تولید برق از طریق احداث مزارع خورشیدی بود.
اکنون با توجه تمرکز تولید برق کشور در تعداد محدودی نیروگاه و تهدیدات پیش رو، سیاست راهاندازی مزارع خورشیدی غیرمتمرکز در سراسر کشور یکی از بهترین راهکارهای مقاومسازی و کاهش آسیب پذیری حوزه انرژی و به نوعی پدافند انرژی محسوب میشود.
مزارع خورشیدی به معنای تجمیع نیروگاه های خورشیدی کوچکمقیاس خانگی (5 کیلوواتی) در قالب نیروگاههایی در مقیاس حداقل 100 کیلووات به بالا است.
🔻ما در کشور 31 استان، حدود 500 شهرستان، 1500 شهر، 3000 دهستان و بیش از 30،000 روستای دارای سکنه داریم.
🔻 یک راهکار در زمینه تأمین امنیت برق کشور و کاهش آسیب پذیری آن، این است که به سرعت در 3 سطح استانی، شهرستانی و دهستانی یک یا چند نیروگاه خورشیدی تجمیعی و مشارکتی جانمایی و احداث شود:
1. سطح استانی: نیروگاههای 100 مگاواتی
2. سطح شهرستانی: نیروگاههای 10 مگاواتی
3. سطح دهستانی: نیروگاههای 1 مگاواتی
🔸هدف:
با فرض اینکه در همه مناطق کشور این طرح اجرایی نشود و به طور میانگین، میتوان انتظار داشت که در مجموع حدود 10،000 مگاوات ظرفیت تولید برق کشور به صورت غیرمتمرکز تقویت شود.
🔸مدل مشارکت:
تشکیل یک «شرکتپروژه» برای هر نیروگاه خورشیدی لازم است.
مشارکتکنندگان و سهامداران این شرکتپروژهها میتوانند شامل گروههای زیر باشند:
- گروه 1: بخش خصوصی و سرمایهگذاران از طریق آورده نقدی
- گروه 2: دهیاریها و شهرداریها از طریق تسهیلات سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور (قانون مصوب درآمدزایی)
- گروه 3: جامعه هدف تسهیلات تکلیفی نهادهای حمایتی از طریق تخصیص تسهیلات به پروژه
- گروه 4: عامه مردم از طریق آورده نقدی خرد
🔸محاسبات مالی:
ابتدا دخل و خرج یک نیروگاه 10 مگاواتی به صورت تقریبی بیان میشود؛ برای نیروگاههای با مقیاس کوچکتر و بزرگتر نیز به صورت خطی اعداد قابل محاسبه است.
(اعداد تقریبی است)
سرمایه اولیه مورد نیاز احداث یک نیروگاه خورشیدی 10 مگاواتی: 300 میلیارد تومان
درآمد سالانه: 110 میلیارد تومان (بازگشت سرمایه 3 سال)
سود: سالانه 36 درصد و ماهانه 3 درصد
یعنی اگر کسی فرضا به اندازه 100 میلیون تومان در تأمین مالی جمعی نیروگاه سرمایهگذاری و مشارکت کند، علاوه بر ایفای نقش مؤثر اقتصادی در جنگ کشور، ماهانه 3 میلیون تومان هم میتواند درآمد کسب کند.
همین اعداد را به صورت خطی میتوان برای سرمایهگذاریهای کوچکتر و بزرگتر محاسبه کرد:
1 میلیارد تومان سرمایهگذاری، 30 میلیون تومان درآمد ماهانه
10 میلیون تومان سرمایهگذاری، 300 هزار تومان درآمد ماهانه
🔻نکته:
هر چند بعد از تعیین این راهکار، مسئله اجرا و نحوه اجرای راهکار اهمیت بیشتری دارد، اما با توجه به اینکه تجربه احداث نیروگاههای خورشیدی تجمیعی و مشارکتی به صورت پراکنده در کشور وجود دارد و زیرساختهای حقوقی خوبی نیز جهت تشکیل شرکتپروژهها، تأمین تسهیلات خرد و تأمین مالی جمعی ایجاد شده است، در صورت ایجاد یک عزم ملی و حتی استانی و منطقهای بین مدیران دولتی، نخبگان و نیروهای متعهد مناطق، این راهکار قابل اجرا است. مهم این است که یک تیم حرفهای غیر دولتی در هر منطقه (حداقل در سطح استان)، متولی پیگیری و پیادهسازی این راهکار شود.
https://eitaa.com/Makran_Iran
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍سواحل دریای مکران، بزرگترین و مقاومترین پدافند اقتصادی ایران
📌 این ویدئو، ترافیک شناورهای عبوری از #تنگه_هرمز و #خلیج_فارس را نشان میدهد که توسط مؤسسه نفتی کپلر منتشر شده است.
🔸توسعه #سواحل_مکران، دست ما را برای تعریف بازی در خلیج فارس و تنگه هرمز در صورت مداخله آمریکا باز میکند. امنیت اقتصاد جهانی در گرو ماست.
🔹اگر صادرات نفت و فرآوردههای نفتی ما از جاسک و صادرات و واردات کالاهای غیرنفتی از چابهار انجام شود، استقلال ما از خلیج فارس و تنگه هرمز بیشتر میشود.
🔻در هر دوی این مناطق زیرساختهای اولیه این کار وجود دارد و کم و بیش در حال انجام است؛
اکنون توسعه سهفوریتی چند پروژه زیرساختی و گلوگاهی در منطقه از طریق تصمیم سیاسی-اجتماعی، تجمیع منابع، تمرکز منطقهای و پیگیری میدانی ضروری است.
راهآهن چابهار-زاهدان، بزرگراه ساحلی چابهار-بندرعباس، فرودگاه چابهار، خطوط انرژی در جاسک و چابهار، سازماندهی و بسیج نیروهای حرفهای توسعه و جامعه محلی در میدان و انجام پروژههای اقتصادی-اجتماعی در سطح منطقهای و محلی از جمله پروژههای فوری زیرساختی و گلوگاهی در منطقه است.
🔻این مهم محقق نمیشود مگر اینکه مسئولیت صفر تا صد هر پروژه اولویتدار، به یک مدیر توانمند و جوان با اختیارات کافی تفویض شود. تشکیل ساختار و سازمان جدید زمانبر و دشوار است؛ در شرایط فعلی نیاز به کار ستادی و قرارگاهی و تعیین فرماندهان متعهد میدانی برای هر پروژه است.
❗️با مداخله آمریکا، جنگ بزرگتر، فراگیرتر و زمانبرتر میشود؛ پس کاری که میبایست دیروز انجام میشد را نباید به فردا حواله داد.
https://eitaa.com/Makran_Iran
14030711_توسعه سواحل مکران_از سیاست تا عمل.pdf
حجم:
195.5K
#بازخوانی متن کامل ارائه الگوی توسعه سواحل مکران در حضور رهبر انقلاب در تاریخ 11 مهر 1403 که با دستور پیگیری ایشان به معاون رئیس جمهور جهت پیادهسازی و عملیاتی کردن پیشنهادات همراه شد.
https://eitaa.com/Makran_Iran
✍️ پیشرفت و آبادانی سواحل مکران در گرو سازماندهی استقرار نیروهای پیشرفت
🔰 برشی از متن ارائه حضوری به رهبر انقلاب
🔸 توسعه و پیشرفت سواحل مکران نیاز به «تقویت سرمایه انسانی کمی و کیفی منطقه» دارد. ولی قضیه حضور سرمایه انسانی در منطقه با توسعه، قضیه مرغ و تخم مرغ است که تا توسعه ایجاد نشود، جمعیت مهاجرت نمی کند و تا جمعیت کیفی نرود توسعه رخ نمی دهد.
🔹 در بدو امر، این مهم نمیتواند به صورت حضور فراگیر و عمومی مردم ایران رقم بخورد و ابتدا میبایست بخشی از نیروهای متعهد ایران پیشتاز حضور مستمر در مکران باشند اما سؤال اینجاست که کدام بخش از جامعه میتواند «پیشتاز حضور مستمر» در مکران باشد؟
🔸 برای مدیریت این مسئله، یک مسیر معمول این است که سعی کنیم با تسهیلات بانکی و تخفیف مالیاتی و سایر مشوقها، افراد را به سمت مکران سوق بدهیم، که اینها در جای خود لازم است ولی سالها زمان لازم است تا منابع مالی فراهم شود و این مشوقها سر جای خود بنشیند.
🔹 پیشنهاد میکنیم با الگوگیری از مدلهای قبلی، جمعی از نیروهای متعهد، جوان و حرفهای در قالب یک حلقه میانی در منطقه ساکن و مستقر شده (ترجیحا با خانواده) و به صورت متمرکز و بلندمدت رسالت پیشرفت مشارکتی و بههمرسانی ظرفیتها را انجام داده و به نوعی متولی پیشرفت منطقه باشد. الگویی مشابه استقرار نیروی دریایی در تأمین امنیت سواحل.
🔸 این حلقه میانی، نه در رأس یک ساختار از بالا به پایین، بلکه در مرکز یک شبکه قرار میگیرد که بههمرسانی ظرفیتها بین صاحبان دانش، فناوری و سرمایه (یا همان رزمنده های عرصه اقتصاد) که اکنون در سطح کشور پراکنده هستند از یک طرف، و دولت و نهادهای حاکمیتی از طرف دیگر را با مشارکت نخبگان بومی منطقه به عهده میگیرد.
🔹 این حلقه میانی بایستی چابک باشد و در عین غیردولتی بودن، «مماس با دولت» حرکت کرده و برخی شئونات حاکمیتی به آن تفویض شود، بدون آنکه در کار دولت مداخله کند. پیشنهاد ما، همانند الگوهای مردمی قبلی، «سازماندهیِ استقرار و پشتیبانی مادی و معنویِ» جمعی از نیروهای متعهد، جوان و حرفهای در زمینه توسعه و پیشرفت منطقهای است که حاضرند سفیران پیشرفت مکران شده و فارغ از تغییر دولتها، به حکم رهبری متولی پیادهسازی و تحقق میدانی سیاستهای توسعه دریامحور باشند.
🔸 از این زاویه، الگوی پیشنهادی، مشابه مأموریت سپاه قدس در «خلق یک جغرافیای مزیتدار برای ایران» است و در امر توسعه نیز همانند مسئله امنیت نیازمند چنین مأموریتهای راهبردی، هدفمند و منطقهای هستیم که به نظر میرسد از توان دولتها خارج است. دولتها موقت هستند و اولویت آنها رتق و فتق امور جاری است و به راحتی امکان پذیرش مسئولیت امری راهبردی مانند توسعه یک منطقه بکر و بدون زیرساخت مانند مکران را پیدا نمیکنند. اما اگر همانند نیروهای امنیتی ما دارای «نیروهای توسعهای» یا «نیروهای پیشرفت» شویم (ولو در حدود 300 نفر نیروی متعهد، جوان و حرفهای در این زمینه) و این افراد «به فرماندهی یک نفر منصوب رهبری یا یکی از نهادهای ذیل رهبری» در منطقه مأموریت یافته و مستقر شوند، میتوانند در کنار و با پشتیبانی دولت و سایر نهادهای حاکمیتی مانند ستاد اجرایی، بنیاد مستضعفان، نیروی دریایی و ... تحول در منطقه را عهدهدار شوند.
🔹 در این صورت فرصتی و عرصهای جدید برای مشارکت و نقشآفرینی همه نخبگان و نیروهای متعهد ایران فراهم شده و موفقیت این نیروها در توسعه یک منطقه راهبردی مانند مکران به منزله اثبات ایده انقلاب اسلامی برای همه مردم ایران در امکان توسعه مستقل (اقتصاد مقاومتی) و ساخت زندگی مردم توسط نیروهای متعهد در میدان عمل است.
🔸 همانطور که سردار شهید، عزم و تصمیم جدیدی را در ایران برای تولید «جغرافیای مقاومت» محقق کرد، شدنی است که نیروهای متعهد پیشرفت، عزم و تصمیم جدیدی برای تولید یک «جغرافیای مولد» محقق کنند. ما نیروهای متعهد پیشرفت باید اراده کنیم و امیدوار باشیم دیر یا زود حاج قاسمهای پیشرفت ایران نیز ظهور کنند.
🔹 امروز همه نخبگان ایران باید توجه کنند که اقتصاد، جنگ زمان است و مکران، خرمشهر زمان. امروز گروهانهای پیشرفت آماده هستند اما پراکندهاند؛ امروز حسن باقریهای پیشرفت حاضرند اما ظاهر نیستند. آنچه نیاز است، «بسیج سازماندهیشده نیروهای مردمی از سراسر کشور» تحت ولایت رهبری و با همراهی و همکاری با دولت است برای تشکیل یک جبهه مردمی و دانشبنیان. امروز، برادران بلوچ ما در جنوب شرق کشور در خط مقدم پیشرفت کشور هستند و ما متعهد میشویم که آنها را در این مأموریت سرنوشتساز تنها نخواهیم گذاشت.
https://eitaa.com/Makran_Iran
⭕️ از امروز سعی میکنیم برشهایی از کتاب #حوالی_اقیانوس را در کانال منتشر کنیم.
✅ این کتاب که توسط علی وطندوست و محمدحسین تسخیری و با موضوع «نقد گفتمان فعلی حوزه پیشرفت منطقهای و ارائه تصویری بدیل از آینده آن» نگارش شده، در اردیبهشت ماه 1404 و در سی و ششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب توسط انتشارات کوثر دانشگاه تهران منتشر شد.
✅ مخاطب این کتاب، نیروهای متعهد پیشرفت ایران هستند. چه آنها که در شهرها و روستاهای مرزی و ساحلی مشغول فعالیت در عرصهی عمومی هستند و چه آنها که در شهرهای بزرگِ دور از این شهرها و روستاها فعالیت میکنند. کسانی که بهصورت داوطلبانه و یا حرفهای حاضر شدهاند از دایرهی زندگی شخصی خود خارج شوند و در عرصههای اجتماعی برای پیشرفت ایران، فعالیتهای فکری یا میدانی کنند.
🔻عضویت در کانال نویسنده:
https://eitaa.com/Makran_Iran
🔻سفارش نسخه چاپی کتاب:
https://eitaa.com/ali_VATANdoost
🔻خرید نسخه الکترونیکی کتاب:
https://taaghche.com/book/228303
✍️ برشهایی از کتاب #حوالی_اقیانوس
🔰پیشگفتار - 1
🔻دغدغهی مشترک همهی ما، مشارکت عمومی مردم (اعم از نیروهای متعهد و آحاد مردم) در پیشرفت ایران است. گفتمان کنونی پیشرفت و بالأخص گفتمان پیشرفت منطقهای، که هنوز عمر زیادی از آن سپری نشده است، در سالیان اخیر با نقاط قوت و ضعفی همراه بوده است؛ اما آنچه در این کتاب به آن پرداخته میشود، تمرکز بر چند مفهومِ محوری است که به کلی در این گفتمان غایباند و جزو عوامل کلیدی مشارکتآفرین هستند. در کنار این موضوع، به نقد چند مفهوم مخرب که ضد مشارکت آحاد مردم هستند نیز پرداخته خواهد شد.
🔻بدیهی است که پیشرفت و حرکت عمومی ملت ایران امری ساده نیست. شاید دهها و صدها کتاب در رابطه با وضعیت جامعهی ایران و نقاط مثبت و منفی آن پس از انقلاب نوشته شده است که از زوایای مختلفی امکان توسعه و پیشرفت ایران را آسیبشناسی و نسخههایی را ارائه کرده باشند؛ اما عیان است که پس از گذشتِ سالیان ابتدایی انقلاب اسلامی و وجود فرصتهای مشارکت عینی آحاد مردم، امکان ادامهی این حضور و نقشآفرینی سیاسی و اجتماعی فراهم نشده و نقشآفرینی مردم صرفاً در انتخابات خلاصه شده است. گفتمان کنونی پیشرفت منطقهای، بهدلیل قرابت با آحاد مردم در اقصینقاط کشور، ادعا دارد که چنین موجی ملّی را در ایران ایجاد خواهد کرد؛ اما پرسشهای زیادی در این بین وجود دارد.
🔻عضویت در کانال نویسنده:
https://eitaa.com/Makran_Iran
🔻سفارش نسخه چاپی کتاب:
https://eitaa.com/ali_VATANdoost
🔻خرید نسخه الکترونیکی کتاب:
https://taaghche.com/book/228303