تشابُه، رَه به سِنخیَّت بَرَد آخر مشو نومید
به مویش راه خواهی بُرد ای رویِ سیاه آنجا...
(حواسمون باشه با چه افرادی مجالست داریم...
با گوشامون چه چیزیو گوش میدیم...
چشمامون رو خرج چی میکنیم....
حواسمون باشه به چه چیزایی داریم تشابه پیدا میکنیم....)
🔹 @Malhouf205
یه شبم شاعر نشسته بود داشت با دوستش درددل میکرد.
دوستش برگشت گفت: خودمونیما...
کووو تا دوباره فرصت دیدار برسه!
شاعر که دلش پر بود برگشت گفت:
«هرچه خواهی بکن، از دوری دیدار مگو
وحشتآباد مکن خاطر ویرانی را...»
🔹 @Malhouf205
محتشمکاشانی،
غم معشوق رو که میبینه هم دلش میخواد،
دلش در این تب بسوزه و هم بتونه کاری کنه.
به خودش نهیب میزنه و میگه:
«احساس سوختن به تماشا نمیشود
آتش بگیر تا که بدانی چه «میکِشَد»»
و چون به حسش مطمئن بود
در کمال اطمینان دو دست دعا میاره بالا و میگه؛
«گر ز حِرمانش ندارم زندگی بر خود حرام،
مرغ روحم در حریم حُرمَتش مَحرَم مَباد»
کهپیشازمَحرمبودنبایددراینحِرمانسوخت.
🔹 @Malhouf205
آدم است دیگر عزیزِ من!
میشود گاهی
از عالم و آدم بِبُرَد.
اما...
محال است...
اسم کسی را که برایش گریسته...
از یاد بِبَرَد.
آدم است دیگر عزیزِ من و یاد
در استخوانِ آدمی است!
#ابیعبدالله 💔
🔹 @Malhouf205
برایگدایاناهلزمین
کجابهترازبابامالبنین -سلاماللهعلیها-
#شنبههایامالبنینی
و أمّاالقلوبُالمنکسرة،
العباسُ کَفیلُها ..
+ و امّا قلبهای شکسته؛
عباس ضامن و سرپرست آنهاست ...💔
وحیدشکری|مشتیهستیو...2_5222294213160367358.mp3
زمان:
حجم:
6.7M
یکمم با حضرت قمر اینطور صحبت کنیم... 💔
+یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ،
اِکْشِفْ کَرْبِی بِحَقِّ اَخیکَ الْحُسَیْنِ علیهالسلام