✍در زمانهای دور، روستایی بود که فقط یک چاه آب آشامیدنی داشت. یک روز سگی به داخل چاه افتاد و مرد. آب چاه دیگر غیر قابل استفاده نبود. روستاییان نگران شدند و پیش مرد خردمندی رفتند تا چاره کار را به آنان بگوید. مرد خردمند به آنان گفت که صد سطل از چاه آب بردارند و دور بریزند تا آب تمیز جای آن را بگیرد.
روستاییان صد سطل آب برداشتند اما فرقی نکرد و آب کثیف و بدبو بود. دوباره پیش خردمند رفتند. او پیشنهاد کرد که صد سطل دیگر هم آب بردارند. روستاییان این کار را انجام دادند اما باز هم آب کثیف بود. روستاییان بنابر گفته مرد خردمند برای بار سوم هم صد سطل آب از چاه برداشتند اما مشکل حل نشد.
مرد خردمند گفت: چطور ممکن است این همه آب از چاه برداشته شود اما آب هنوز آلوده باشد. آیا شما قبل از برداشتن این سیصد سطل آب، لاشه سگ را از چاه خارج کردید؟
روستاییان گفتند: نه، تو گفتی فقط آب برداریم نه لاشه سگ را!
📚 پی نوشت: در حل مسائل و مشکلات، ابتدا علت اصلی و ریشهای را کشف کرده و آن را از بین ببرید.
#داستان_آموزنده
eitaa.com/fatemiioon_news
✍داستانی زیبا🌸
زمانی که نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد صاحب کارش ناراحت شد وسعی کرد او را منصرف کند!
اما نجار تصمیمش را گرفته بود…
سرانجام صاحبکار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت می کرد،
از او خواست تا به عنوان آخرین کار ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار نیز چون دلش چندان به این کار راضی نبود به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و با بی دقتی به ساختن خانه مشغول شد و کار را تمام کرد…
زمان تحویل کلید، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت:
این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
نجار یکه خورد و بسیار شرمنده شد،
در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام دقت خود را می کرد
این داستان زندگی ماست
گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که هر روز میسازیم نداریم،
پس در اثر یک اتفاق میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم،
اما فرصتها از دست می روند و گاهی شاید، بازسازی آنچه ساخته ایم ممکن نباشد..
شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشوند!
مراقب خانه ای که برای زندگی خود میسازید باشید🌷
#داستان_آموزنده
eitaa.com/fatemiioon_news
✨﷽✨
#یک_داستان_یک_پند
✍روزی یکی از دوستانم نقل میکرد: در مسیر روستایی هنگام غروب ماشینام خراب شد. ایراد از باتری ماشین بود، پیکان فرسودهای بود که عمر خودش را کرده بود.
در کنار جاده نشستم تا خدا رهگذری را بفرستد تا کمکم کند. پیرمردی از میان باغها رسید و گفت: بنشین تا ماشین را هُل بدهم. اصرار میکرد که بنشینم و به تنهایی میتواند ماشین را هُل بدهد. قدرت عجیبی داشت ماشین را هُل داد و روشن شد.
او را به خانهاش بردم. در بین راه حرف خیلی زیبایی زد، گفت: چند باغ بزرگ دارد که در آن انواع میوهها را پرورش میدهد.
گفت: من هر بار باران میآید یک کنتوری برای خدا حساب میکنم و مبلغاش را جدا پرداخت میکنم. هر بار که باران میآید یک حق کارگر برای تقسیم آب و یک پول آب برای خدا کنار میگذارم و تمام محصولات باغ را جمع نمیکنم. یک پنجم محصولات را در روی درختان باقی میگذارم و فقیرانی خودشان میدانند و سالهاست، برای جمعکردن سهم خود به باغ میآیند. لطف خدا وقتی تگرگ میآید، باغ مرا نمیزند.
روزی ملخها به باغهای روستای ما حمله کردند، به باغ من کوچکترین آسیبی نزدند، طوری که مردم روستا در باغ من گوسفند قربانی کردند، تا ملخها روستا را رها کنند.
✨📖✨ و ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقينَ (39 - سبأ)
⚡و آنچه که #انفاق کنید او به شما عوض میدهد و او بهترین روزیدهندگان است.
eitaa.com/fatemiioon_news
6.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 واکنش پسر «#ایرج_قادری» به حوادث اخیر
♨️ ژوبین قادری، پسر مرحوم ایرج قادری کارگردان، فیلمنامهنویس و بازیگر، مردم همیشه به عهد خود به #انقلاب و به کسانی که واقعاً دلسوز هستند وفا کردند، در مراسم تشییع #حاج_قاسم_سلیمانی همه مردم آمدند.
eitaa.com/fatemiioon_news
🔻انقدری که اینترنشالِ #تجزیه_طلب مخاطبش رو گاو فرض می کنه سایر شبکه های #معاند خر فرض نمی کنند
شیرین شمس: عضو دفتر حزب کمونیست
شیرین شمش: مسئول نهاد انقلاب زنانه
✍ذوالقرنين
eitaa.com/fatemiioon_news
17.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ ناامن ترین کشور دنیا برای #زن_ها!
❌ وقت آن رسیده که با واقعیت آشنا شوید...
♨️ رتبه اول دنیا در #تجاوز به زنها!
⁉️ کدام کشور رتبه اول جهان در تولید و استفاده از فیلمهای مستهجن است؟
⁉️ #فقیرترین و #ثروتمندترین افراد دنیا در کدام کشور ساکنند؟!
♨️ بدهکارترین کشور دنیا!!
♨️ کشوری که رتبهدار #طلاق است!
♨️ رتبه پنجم #سرطان در دنیا!
🔹حجت الاسلام راجی
eitaa.com/fatemiioon_news
30.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #گاوشیرده!!!
همیشه تعدادی از افراد در هر جناح یا طیفی وجود دارند که اعتراضات ملت را به یک سمت دیگر هدایت میکنند... و عملا فاتحه اعتراض ملت را میخوانند
داشتن #سوادرسانه_ای و تصمیم گیریِ به دور از هیجان و احساسات، برای مردم ِخوبمون یک امر واجب و حیاتی است
eitaa.com/fatemiioon_news
💠 آثار عجیب #زیارت_امام_رضا (علیه السلام) در #قیامت
✍ حضرت آیت الله شیخ مرتضای حائری یزدی که عاشق امام رضا (علیه السلام) بود می فرمود: ما چهارده معصوم را در امام رضا خلاصه کرده ایم. ایشان زیاد به زیارت می رفت و باز می فرمود: هر کس در قیامت ذخیره ای دارد و ذخيره من زیارت هم امام رضا (علیه السلام) است. حدود هفتاد بار به زیارت حضرت رفته بود.
با مرحوم آیت الله مرعشی نجفی قراری گذاشته بودند که هر که از دنیا رفت، دیگری را از احوال آن طرف باخبر کند. آقای حائری زودتر مرحوم می شود. آیت الله مرعشی او را در خواب می بیند و می پرسد: چه خبر؟ آقای حائری می گوید: وقتی مُردم، دو ملک برای سؤال آمدند. ناگهان از پشت سر صدایی شنیدم که می گفت: نترس نترس. با این صدا خوف من كم شد. با نزدیک شدن صاحب صدا، آن دو ملک رفتند و ترس من هم به کلی زائل شد. صاحب صدا که بسیار زیبا و نورانی بود، نزدیک آمد و فرمود: ترسیدی؟ گفتم: آقا تا به حال این قدر نترسیده بودم. فرمود: دیگر با تو کاری ندارند. پرسیدم: شما کیستید؟ فرمود: این یک بار بازدید زیارت من بود، شصت و نه بار دیگر هم می آیم. فهمیدم امام رضا (علیه السلام) بودند که محبت شان از همین هنگام ورود به عالم برزخ شامل حالم شد.
📚 از احتضار تا عالم قبر
•#داستان_آموزنده
eitaa.com/fatemiioon_news
✍روزی عزرائیل نزد حضرت موسی (علیه السلام) آمد و گفت سلام بر تو ای هم سخن خدا.
حضرت موسی پس از پاسخ سلام پرسید تو كیستی؟
عزرائیل گفت من فرشته مرگ هستم.
حضرت موسی (علیه السلام) پرسید برای زیارتم آمدهای یا برای قبض روحم؟
عزرائیل گفت برای قبض روحت آمدهام.
حضرت موسی گفت: ساعتی به من مهلت بده تا با فرزندانم وداع کنم.
عزرائیل گفت مهلتی در کار نیست.
حضرت موسی (علیه السلام) به سجده افتاد و از خداوند خواست تا به عزرائیل بفرماید که مهلت دهد تا با فرزندانش وداع کند.
خداوند به عزرائیل فرمود به موسی مهلت بده.
عزرائیل مهلت داد.
حضرت موسی (علیه السلام) نزد مادرش آمد و گفت سفری در پیش دارم.
مادر گفت چه سفری؟
حضرت موسی فرمود سفر آخرت.
مادر گریه کرد.
حضرت موسی نزد همسرش آمد.
کودکش را در دامن همسرش دید و با همسر وداع کرد.
کودک دست به دامن حضرت موسی (علیه السلام) زد و گریه کرد.
دل حضرت موسی از گریه کودکش سوخت و گریه کرد.
خداوند به حضرت موسی (علیه السلام) وحی کرد ای موسی، تو به درگاه ما می آیی، اینگریه و زاری ات چیست؟
حضرت موسی عرض کرد دلم به حال کودکانم می سوزد.
خداوند فرمود ای موسی، دل از آنها بکن، من از آنها نگهداری میکنم و آنها را در آغوش محبتم میپرورانم.
دل حضرت موسی (علیه السلام) آرام گرفت و به عزرائیل گفت روحم را از كجای بدنم خارج می سازی؟
عزرائیل گفت از دهانت.
حضرت موسی گفت چرا از دهانم، با اینكه من با همین دهانم با خدا گفتگو كردهام؟
عزرائیل گفت از دست هایت.
حضرت موسی گفت چرا از دستهایم، با اینكه تورات را با این دستهایم گرفتهام؟
عزرائیل گفت از پاهایت.
حضرت موسی گفت چرا از پاهایم، با اینكه با همین پاهایم به كوه طور برای مناجات رفتهام؟
عزرائیل گفت از چشم هایت.
حضرت موسی (علیه السلام) گفت چرا از چشمهایم، با اینكه همواره چشمهایم را به سوی امید پروردگار كشیدهام؟
عزرائیل گفت از گوشهایت.
حضرت موسی چرا از گوشهایم، با اینكه سخن خداوند متعال را با گوشهایم شنیدهام.
خداوند به عزرائیل وحی كرد روح حضرت موسی را قبض نكن تا هر وقت كه خودش بخواهد. (ین گفتگو حاکی از عبودیت محض ظاهری و باطنی آن حضرت میباشد
عزرائیل از آنجا رفت و حضرت موسی (علیه السلام) سال های دیگری زندگی كرد تا اینكه روزی یوشع بن نون را طلبید و وصیت های خود را به او نمود، سپس به تنهایی به سوی كوه طور رفت.
در آنجا مردی را دید که مشغول كندن قبر است، نزد او رفت و گفت آیا میخواهی تو را كمک كنم؟
او گفت آری، حضرت موسی او را كمک كرد.
وقتی كه كار كندن قبر تمام شد، حضرت موسی وارد قبر گردید و در میان آن خوابید تا ببیند اندازه لحد قبر درست است یا نه؟
در همان لحظه خداوند پرده را از جلوی چشم او برداشت.
حضرت موسی مقام خود در بهشت را دید تا به مرگ خود راضی، خشنود و راغب شود.
حضرت موسی عرض كرد خدایا، روحم را به سویت ببر.
همان دم عزرائیل روح او را قبض كرد و همان قبر را مرقد حضرت موسی قرار داد و آن قبر را پوشانید.
آن مرد قبر كن، عزرائیل بود كه به آن صورت درآمده بود.
در این وقت منادی حق در آسمان با صدای بلند گفت:
«مات موسی كَلِیمُ اللهِ، فَاَی نَفْسٍ لا تَمُوتُ موسی»،
موسی كلیم خدا مرد، چه كسی است كه نمی میرد؟
پس از مرگ حضرت موسی (علیه السلام)، فرشتگان به او گفتند ای کسی که در میان پیامبران از همه راحتتر جان دادی، مرگ را چگونه یافتی؟
حضرت موسی گفت مرگ را مانند گوسفندی که زنده پوستش را بکنند یافتم.
مطابق برخی روایات، قبر حضرت موسی (علیه السلام) در کوه طور واقع در نجف و یا در سرزمین سینا است.
📚منبع.
1. بحارالانوار،
2. علل الشرایع
#داستان_آموزنده
eitaa.com/fatemiioon_news
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ زنجیره انسانی دانشجویان، برای جلوگیری از حمله اغتشاشگران به نمازگزاران در #دانشگاه_فردوسی
💢 این نماز باشکوه به امامت #حجت_الاسلام_راجی اقامه شد.
eitaa.com/fatemiioon_news
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 حضور حماسی و میلیونی #اغتشاشگران در خیابانها
شیراز به پا خاست...😂
eitaa.com/fatemiioon_news