eitaa logo
🖤-[ـمَـنـ]-🖤
25 دنبال‌کننده
826 عکس
211 ویدیو
0 فایل
ساکنان قلبت را به دقت انتخاب کن زیرا هیچ کس به غیر تو بهای سکونتشان را نخواهد پرداخت...!
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤-[ـمَـنـ]-🖤
فنجان قهوه☕️ پارت ۷ جوراب هایش را درآورد و نشست تا پایش کند.داشتم نگاهش میکردم ، ماتم برده بود.کارش
فنجان قهوه☕️ پارت ۸ در را باز کرد و برگشت تا کتونی های مشکی اش را از جاکفشی بیاورد.من هم کتونی های سفیدم را آوردم و جلوی در گذاشتم و پوشیدم. راه مشخصی نداشتیم و از همه طرف جنگل بود ولی ما می‌خواستیم وسط جنگل بشینیم.مدتی مستقیم رفتیم و بعد کمی به سمت راست کج شدیم.صدای آب چشمه و سروصدای پرنده ها به گوش می‌رسید. به کنار چشمه که رسیدیم سبد را روی زمین گذاشت رفت سمت سنگ ها و داد زد : +میشه بیای کمک این سنگ هارو بیاریم؟ معطل نکردم و به سرعت رفتم کمکش.دوتا سنگ رو آوردیم و رویشان نشستیم‌ تا خستگی از بدنمون در بره‌.بدنش را کش داد و بعد کمی فکر کرد و گفت : +باید بریم چوب جمع کنیم برای آتیش! چوب تو محیطی که نشسته بودیم زیاد بود و لازم نبود به جای دوری برای جمع کردنشان بریم. بعد از جمع کردن چوب ها،آنها را جلوی سنگ ها روی هم ریختیم.کبریت را از جیب هودی اش درآورد و چوب هارا آتش زد.روی سنگ نشسته بود با چوب بلندی چوب های دیگر را جا به جا میکرد؛سرش را بالا آورد و روبه من کرد و گفت : +اول قهوه بخوریم یا املت؟ ترجیح میدادم نوشیدنی را بعد از غذا بخورم و همینطور خیلی گرسنه ام بود،پس گفتم... 《پایان پارت ۸》 @Man_ZT
ناشناس هم که کویره و...🚶🏻‍♀
🖤-[ـمَـنـ]-🖤
فنجان قهوه☕️ پارت ۸ در را باز کرد و برگشت تا کتونی های مشکی اش را از جاکفشی بیاورد.من هم کتونی های
نظرتون راجب رمان فنجان قهوه چیع...؟ 🚶🏻‍♀🙈 https://harfeto.timefriend.net/16757127394555 لینک ناشناس تو بیو کانال هس بخاطر همین دیه سنجاق نکردم...
شبِ قدر برای همدیگه دعا کنیم...🚶🏻‍♀🖤 @Man_ZT
داریم ۳۰ تایی میشیم...🚶🏻‍♀