eitaa logo
داروخانه معنوی
8.6هزار دنبال‌کننده
11.5هزار عکس
5.9هزار ویدیو
235 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⇦ الرَّقیــب قبل از خواب دست بر سینه بگذارد آنقدر این اسم را گوید تا به خواب برود رغبتش به عبادت بیشتر خواهد شد 📚 جنات الخلود ۶ «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#احسن_القصص ☘آیت‌الله محمد تقی بافقی (١۴): ادامه تشرف ایشان: 💥من زیر آن درخت رفتم، دیدم در حریم ا
☘آیت‌الله محمد تقی بافقی (١۵): من به شوق دیدار آن حضرت تا شهر قم سر از پا نشناختم و به راه ادامه دادم، تا آنکه پس از چند روز وارد قم شدم و سه روز برای زیارت حضرت معصومه و وعده تشرف به محضر آن حضرت در قم ماندم ولی خدمت آن حضرت نرسیدم! از قم حرکت کردم و فوق‌العاده از این بی توفیقی و کم سعادتی متاثر بودم، تا آنکه پس از یکماه به نزدیک شهر سبزوار رسیدم. ⚡️⚡️⚡️ همین که شهر سبزوار از دور معلوم شد با خودم گفتم: چرا خلف وعده شد!!! ؟ من که در قم آن حضرت را ندیدم، اینهم شهر سبزوار باز هم خدمتش نرسیدم. در همین فکرها بودم، که صدای پای اسبی را شنیدم، برگشتم دیدم حضرت ولیعصر علیه‌السلام سوار بر اسبی هستند و به طرف من تشریف می‌آورند و به مجرد آنکه چشمم به ایشان افتاد ایستادند و به من سلام کردند و من به ایشان عرض ارادت و ادب کردم. گفتم: آقاجان وعده فرموده بودید که در قم هم خدمتتان برسم، ولی موفق نشدم! ⚡️⚡️⚡️ فرمود: محمدتقی ما در فلان ساعت و فلان شب نزد تو آمدیم تو از حرم عمه‌ام حضرت معصومه بیرون آمده بودی، زنی از اهل تهران از تو مسئله می پرسید، تو سرت را پایین انداخته بودی و جواب او را می دادی، من کنارت ایستاده بودم و تو به من توجه نکردی و من رفتم.! 📗مجله منتظران شماره ١٩ «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 قسمت ١ ✅ اصلی‌ترین کار ما در دنیا ‌‌ «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیماری_ها 🌺هر کس آیه نه سوره یس : 🍃وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ🍃 👈🏼را با این حروف : 《 کهیعص طه حمعسق طسم طس یس ق ن》 👈🏼 بر نگین انگشتر نقش کند و آن انگشتر را در آب باران فرو ببرد هر بیماری که از آن آب بخورد شفا یابد . 📚گلهای ارغوان جلد۳ صفحه ۲۲   «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#احسن_القصص #تشرفات (قسمت سوم): #امام_زمان ﷻ 💥در اثنای نماز بود که درب خانه را زدند، اینها مردّد بو
(قسمت اول): ﷻ 💥گاهی انسان خودش به تزکیه_نفس خود نمی پردازد ولی چون دارای عقاید خوبی است و خدای تعالی روح او را دوست دارد، با فشارهای دنیایی او را تزکیه و تصفیه می کند. 👌لذا یک مسلمان نباید از بلاهای دنیا ناراحت باشد. زیرا بلاهایی که به انسان می رسد یا کفاره گناهان اوست و یا او را تزکیه می کند و لایق ملاقات با امام_زمان می نماید: 📝کتاب مسجد جمکران از سید عبدالرحیم، خادم مسجد جمکران نقل می کند که: 💥در سال ۱۳۲۳ که مرض وبا شایع شده بود، روزی به مسجد جمکران رفتم، دیدم مرد غریبی در مسجد نشسته و حال توجه خوبی دارد، از او پرسیدم تو که هستی و چه می کنی؟ گفت: من اهل تهرانم و اسمم علی اکبر است و کاسبم و چون به مردم نسیه می دادم و آنها دچار مرض وبا شدند و مُردند، تمام اموال من از بین رفت و من ناچار به مسجد جمکران آمده ام شاید حضرت حجة ابن الحسن، نظر لطفی به من بفرمایند. ✨💫✨ این شخص سه ماه در مسجد جمکران ماند و به گرسنگی و عبادت صبر کرد، پس از این مدت یک روز به من گفت: قدری کارم اصلاح شده می خواهم به کربلا بروم. پیاده به کربلا رفت، پس از شش ماه برگشت و گفت: برایم معلوم شد که باید کارم در مسجد جمکران درست شود. باز این دفعه هم سه ماه ماند و مشغول عبادت و توسل به اهل بیت عصمت و طهارت بود. ادامه دارد.. «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸حکایات تکان دهنده از شهدا روایتگری حجت‌ الاسلام سعید آزاده از پياده روی اربعین مادر طلبه شهید محمد کیهانی «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2