9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😞 طرف هیاتی و اهل روضه است ولی همیشه گرفتاره میدونی چرا؟
نقل یک خاطره جالب از میرزای قمی
حجت الاسلام سید حسین هاشمی نژاد
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
#پیدا_شدن_همسر :
#ازدواج
چون کسی این دو آیه را با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بنویسد و با خود دارد ٬ اگر عزب ( مجرد ) باشد زوجه
صالحه ای او را پیدا شود .
و اگر کسی فراموش کار بود ٬ حافظه او زیاد شود
و اگر کسی بیمار بود ٬ شفا یابد
و اگر کسی درویش باشد توانگر شود .
آیات《 131و 132》 سوره طه :
وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى ﴿۱۳۱﴾
وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى ﴿۱۳۲﴾
📚منبع : خواص آیات قرآن کریم ص 109
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#تشرفات #احسن_القصص #امام_زمان حجةالاسلام مرحوم سید محمد گلپایگانی فرزند آیت الله سید جمال گلپایگا
#قصه_های_مهدوی
#تشرفات
#امام_زمان
🔷🔶 نجات_شهید_ثانی_در_بیابان_توسط_امام_زمان_علیه_السلام
👈🏼👈🏼 مرحوم محدث_نوری، در کتاب شریف نجم_الثاقب، در حکایت شصت وهفتم، داستان تشرف شهیدثانی را در شب چهارشنبه، دهمربیعالأول ۹۰۶ق، اینگونه مینویسد:
➖ مرحوم شهید_ثانی بههمراه کاروانی در حال سفر بود. در بین راه بهجایی بهنام رمله رسیدند.
شهید خواست بهمسجدی که معروف به جامع_ابیض است، بهجهت زیارت نمودنِ انبیایی که در آنجا مدفون هستند، برود.
پس از ورود، مشاهده نمود که درب ورودی، قفل است و هیچکسی در مسجد نیست.
➖ دستش را بر روی قفل گذاشت و کشید. بهاعجاز الهی در باز شد.
داخل مسجد شد و مشغول بهنماز و دعا گردید.
پس از انجام اعمالش، بهخاطر توجّهاش بهسوی خداوند متعال،
متوجّه شد که کاروان رفته و هیچکسی از آنها نمانده، لذا از قافله خود جا ماند.
➖ نمیدانست باید چه کند؟! و در مورد رسیدن به آنکاروان فکر میکرد؛ چرا که وسایل او نیز بار شتر بوده و همراه کاروان رفته بود!
شروع بهپیاده رفتن بهدنبال کاروان کرد، و به راه افتاد تا اینکه از پیاده رفتن خسته شد و بهآنها نرسید و از دور هم آنها را نمیدید.
➖ وقتی در آن وضعیّت سخت و دشوار گرفتار شده بود، ناگهان مردی را دید که بهطرف او میآمد، که سوار بر سوار استری است.
وقتی بهاو رسید، فرمود:
«پُشت سر من سوار شو [تا تو را بهکاروان، برسانم]».
➖ ایشان، وی [=شهید ثانی _رحمهالله_] را ردیف خود سوار، و مانند برق، در مدّت کوتاهی، بهکاروان رسانده، او را از استر پیاده کرد و بهاو فرمود:
«پیش دوستانت برو».
او هم پیاده شد و وارد کاروان گردید.
➖ شهید میگوید:
«در جستجوی آن بودم که در بین راه، او را ببینم ولی اصلاً او را ندیدم و قبل از آن هم ندیده بودم».
📚 نجم الثاقب، محدّثنوری، (انتشارات مسجدمقدسجمکران، چاپ اوّل، ۱۳۷۵ش)، ص۵۹۸_۵۹۹
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#سلام_امام_زمانم ❣
□_؏ِــــشق تـُـᰔـــو↓↓
⇆خـــٰــاص تـَــــرین
_نـــٰــاب تـــــرین
⇦بےصـــــدٰا تـَــــرین
_زیبـــٰــاتــَـــرین
◇_؏ِــــشق عـــــٰالم أست𑁍➛
﴿سَـــــلٰام مــُـــولٰا؎عَزیزتـــــرأزجٰانـــــم﴾
الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلْفــَرَجْ
#امام_زمان
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2