داروخانه معنوی
#احسن_القصص
🍀آیت الله شیخ جعفر مجتهدی(۶۱)
عظمت معنوی حافظ!
جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :
روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یك هفته مركب یكی از روضه خوانهای اهل بیت را تر و خشك كنم!
ایشان می فرمودند:
بعد از اتمام ماموریت ، از خانه كه بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد كه بایستی به شیراز میرفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی كرد.
پس از زیارت مرقد لسان الغیب، از دیوان خواجه فال گرفتم، این غزل آمد:
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهدبود سر ما، خاك ره پیر مغان خواهدبود
حلقه پیر مغانم ز ازل در گوش است بر همانیم كه بودیم و همان خواهدبود
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه كه زیارتگه رندان جهان خواهد بود...
چشمم آن دم كه ز شوق تو نهد سر به لحد تا دم صبح قیامت نگران خواهدبود...
پس از خروج از حافظیه، باطناً دریافتم كه باید به مشهد برگردم. در اثنای راه با خود فكر میكردم كه در زیارت آرامگاه لسان الغیب چه فیضی نهفته است كه انسان را از اصفهان به شیراز میكشند و پس از كسب این توفیق، آدمی را بلافاصله به دیار دیگری فرا میخوانند؟!
ادامه دارد....
#شرح_حال_اولیاء_خدا
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸📤 دستورالعملی از امام سجاد علیهالسلام برای رفع گرفتاری
🎙 استاد رفیعی
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
#نماز_شب_هفدهم_ماه_شعبان
#ماه_شعبان:
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفدهم ماه شعبان:
دورکعت_نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک《1》 بار و
اخلاص را هفتاد و یک《71》 بار بخواند،
پس وقتی که نمازش تمام شد ؛
هفتاد《70》 بار استغفار گوید از جایش بلند نمیشود تا این که خداوند او را آمرزیده و بر او گناهی نمینویسد.
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#تشرف #تشرفات (قسمت اول): #امام_زمان 💥چنان وضع مالی بدی داشتم که زیارت مشهد مقدس هم برایم آرزو بود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#تشرف #تشرفات (قسمت اول): #امام_زمان 💥چنان وضع مالی بدی داشتم که زیارت مشهد مقدس هم برایم آرزو بود
#تشرف
#تشرفات (قسمت دوم):
#امام_زمان
سایر تشریفات انجام شد و ما عازم مکه شدیم. وقتی نگاهم به خانهٔ خدا افتاد احساس میکردم الان است که روح از قالبم خارج شود . جمعیت زیادی از زن و مرد با لباس سپید احرام گرد خانهٔ خدا می چرخیدند و همه یک صدا فریاد می زدند : "لبیک، اللهم لبیک"... حال دیگری داشتم، مثل قطره ای که به دریا می پیوندد، در میان جمع گم شده بودم و با آنها هم صدا.
✨💫✨
روز دهم اقامتمان بود ، من تمام آن روزها چشمم به اطراف بود تا شاید آن سید بزرگواری را که در عالم رؤیا دیده بودم ببینم،آن روز گوسفند زیادی از کاروانمان قربانی کردم و خستگی شدیدی بر من غلبه کرده بود که باعث کسالتم شد . همان روز مریض شدم و تب کردم ، دکتر گفت اصلا نباید حرکت کنم و گرنه دچار تشنج می شوم.
✨💫✨
عصر آن روز رئیس کاروان با چندنفر از دوستان آمدند که مرا به بیمارستان ببرند و خودشان برای انحام اعمال رمی جمرات بروند، من یک لحظه به هوش آمدم، صدای آنها را شنیدم که چه تصمیمی دارند، گفتم: آقا چند لحظه به من مهلت بدهید اگر خوب شدم، با شما می آیم ، در غیر این صورت بروید، حالا اگر ممکن است مرا تنها بگذارید.
همه بیرون رفتند، برای لحظاتی به خواب رفتم ، آن سید بزرگوار را دیدم که جلو آمد و فرمود: چه شده پسرم؟ چرا اینجا هستی؟ بلندشو با دوستانت برو اعمالت را انجام بده .
ادامه دارد...
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✘ یه خواب بد، راجع به فلانی دیدم!
✘ همش توی فکرم، رفتارهاش زیر سؤاله!
✘ دارم دائماً نسبت بهش بدبینتر میشم.
※ از کجا بفهمم، اینا حقیقته یا نه؟
#استاد_شجاعی
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
♡┅═════════════﷽══┅┅
#سلام_امام_زمانم❣
□شَـــــب أز دٰامـــــن آسمـــــآن،
⇠پٰـــــاک خـــــوٰاهد شُـــــد۔۔۔
و « زمستــٰـــان أز دِل تَقـــــویم...𔘓»
⇇زَمـٰــــان !
↫↫مُنتـــــظرِ ناگهـــــآن،
↶صِـــــدٰا؎ تــُـᰔــو أســـــت ۔۔↷
و جَهـــــآن بےصبرٰانہ تـُــــو رٰا آرزو مےکُـــــند!
مٰـــــا مُشتـــــآق؛⇩⇩⇩
⇦لَحـــــظہ؎ طوفــــٰـانےظُهوریـــــم!
﴿روزَت بِخیـــــرتنهـــــآ آرزو؎مُنتظرٰان۔۔✿﴾
أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤
#امام_زمان
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2