دقیقا در ثانیه ای که داشتم به قهقرا (امیدوارم اینجوری نوشته بشه) و کنار خیابون راه میرفتم خیلی رندوم یه مرده با لباس خادمی یه جعبه باز کرد و گفت پرچم رویه قبر مطهر امام رضاست.
و من اونجا اینجوری بودم که خدایا مرامتو عشقه🤚
𝙈𝙖𝙧𝙨⋆
میدونید چیشد؟ داداشم همین الان گفت یه کاروان رایگان داره میبیره کربلا فردا هشت صب داره راه میفته بره
داداشم برگشت.
بعد از این باقلوا ها و نونایی که خیلی ازشون اونجا هست اورده واسم با یه گردنبندی که تربت کربلاست(تازه، جانمازیم که دادم بهشو هم تبرک به همجا کرده و هم همجا باهاش نماز خونده)
واقعا از تهِ قلبم خوشنود گشتم:>