هدایت شده از غلط مصطلح
من شیشه کوهم، اما از وسط تا خوردهام
تو تصور میکنی، چوبِ خدا را خوردهام
نه خیال بد مکن، چوب خدا اینگونه نیست
من هر آنچه خوردهام، از دست دنیا خوردهام
قطرهام اما هزاران رود جاری در من است
غرق در دشواریام، انگار دریا خوردهام
دائماً در حال تغییرم، بپرس از آینه
بارها از دیدن تصویرِ خود جا خوردهام
-فاضل نظری
خودت را تماشا کن..
بیقضاوت، فقط تماشا کن.
چقدر محتاج تحسین هستی؟!
چقدر اشتیاق داری که کسی به تو بگوید چقدر قشنگ هستی، چقدر باهوش هستی
نمیخواهی باور کنی اما هستی!
شنیدنِ اینها بد نیست اما ببین تو چقدر محتاج شنیدنشان هستی..؟
این یک چیز در ناخودآگاه توست، در یک اختلالِ ذهنی پوسته
و چقدر نگران میشوی وقتی کسی چیزی بگوید که برخلافِ تصورات تو باشد.
چقدر آزرده میشوی و چقدر دفاع میکنی و چقدر بحث میکنی..
این همه ترس از کجاست؟
چرا این همه اشتیاق برایِ داشتن نظر خوبِ دیگران؟
به دلیل اینکه این تنها روشِ آفرینش یک خودِ دروغین است؛ و خودِ دروغین بیارزش و ارزان است
چیزی که زیاد است همین است
خودِ واقعیات باش.
پس سعی کن خودت را کشف کنی، نه اختراع .
در خلوتت از خود بپرس،
که من کیستم؟!.