eitaa logo
MasafTourism
2.1هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
777 ویدیو
0 فایل
واحد گردشگری و محیط‌زیست موسسه مصاف ایرانیان ارتباط با ما http://my.masaf.ir/r/eitaa
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ 📌مجوز قتل‌عام هیرکانی(قسمت اول) 🔷ماده دو ضوابط زیست محیطی فعالیت‌های معدنی صراحتا می‌گوید که صدور، تجدید و تمدید پروانه‌های اکتشاف از معادن واقع‌ در محدوده عرصه‌های‌جنگلی و مراتع مشجر ممنوع است اما در اقدامی عجیب اداره سمت مازندران مجوز بهره‌برداری و نه اکتشاف برای یک معدن لاشه سنگ در منطقه حفاظت شده البرز مرکزی و واقع در نزدیکی آبشار آب‌پری مازندران صادر می‌کند. این اداره فقط با یک امضا دستور قتل عام گونه‌های خاص موجود در 469 هکتار از جنگل‌های هیرکانی را صادر می‌کند و گویا پیگیری‌های منابع طبیعی برای ابطال این پروانه هم تاکنون راه به جایی نبرده است. عجیب آنکه مسئولان فعلی محیط زیست استان مازندران از وجود چنین معدنی اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند و مسئولیت آن را بر عهده منابع طبیعی می‌دانند. در حالی که طی مکاتبات سال 1403، مدیر کل وقت محیط زیست مازندران خواستار ابطال فعالیت این معدن شده بود. این روزها درختان هیرکانی چشم انتظارند تا با حکم مراجع ذیصلاح این پروانه غیرقانونی ابطال شود و میراث هیرکانی برای آیندگان حفظ شود. 🔶منابع مطلع می‌گویند که ماجرای رونمایی از پروانه برداشت یک معدن لاشه سنگ واقع در قلب جنگل‌های مازندران از یک پیچ‌بری آغاز می‌شود. اداره راه استان با توجه به تلفات جاده نزدیک به آبشار آب‌پری، درخواست حذف این پیچ خطرناک را به اداره کل منابع طبیعی مازندران-نوشهر ارسال می‌کند و مسئولان این اداره هم اجازه می‌دهند که در راستای حفظ جان شهروندان، این پیچ خطرناک برداشته شود. گویا حضور لودرها برای حذف پیچ، صاحب معدنی غیرقانونی را راهی اداره کل منابع طبیعی می‌کند تا از مجوزش رونمایی کند.  🔷منابع مطلع می‌گویند که یک زن صاحب این مجوز است و او اصرار دارد که نزدیک به 500 هکتار از جنگل‌های هیرکانی را قربانی برداشت لاشه سنگ کرده و جیب خود را پرپول کند. این در حالی است که طبق ماده دو ضوابط زیست محیطی فعالیت‌های معدنی مصوب سوم اردیبهشت ماه 1384؛ صدور، تجدید و تمدید پروانه‌های اکتشاف از معادن طبقه یک و دو واقع در محدوه عرصه‌های ‌جنگلی و مراتع مشجر ممنوع است. معادن درجه یک شامل سنگ آهک، سنگ گچ، شن و ماسه، خاک رس، سنگ لاشه ساختمانی و نظایر آن‌هاست و معادن درجه دو نیز شامل طلا، آهن، کروم، نیترات و فسفات و ... هستند؛ اما معلوم نیست اداره صمت استان چگونه برخلاف قانون برای معدنی بی‌ارزش در قلب جنگل‌های منطقه، مجوز برداشت صادر می‌کند؟ 🔶مهرداد خزایی پول مدیر کل منابع طبیعی مازندران-نوشهر: شنیده‌ها درباره صدور مجوز معدن در قلب جنگل‌های آب‌پری را تایید می‌کند. به گفته او، درخواست فعالیت این معدن به دهه 80 و 90 باز می‌گردد. این معدن لاشه سنگ در یک محدوده 469 هکتاری واقع شده که دارای درختان قطور، انبوه و گونه‌های ارزشمند شامل راش، افرا، بلوط، سرخدار و ... است. خزائی پول می‌گوید که از نخستین روزهای درخواست برای صدور مجوز بهره‌برداری معدن، مخالفت‌های اداره کل منابع طبیعی غرب مازندران با این درخواست آغاز می‌شود، ولی با این حال، برای معدن پروانه بهره‌برداری صادر می‌شود. 🔷در حال حاضر هم چندین مکاتبه از طریق سازمان منابع طبیعی با شورای حفظ حقوق بیت‌المال و دادستان استان انجام شده تا مجوز این معدن ابطال شود. او درباره آخرین اقدامات اداره کل منابع طبیعی غرب مازندران توضیح می‌دهد که اخیرا هم نامه‌ای برای مراجع ذیربط در رابطه با ابطال مجوز بهره‌برداری معدن ارسال شده اما نمی‌دانیم مجوزی که اصلا قابلیت استفاده ندارد را چرا صادر کرده‌اند و مرتبا آن را تمدید می‌کنند. او معتقد است که هرچه سریع‌تر باید برای مجوز بهره‌برداری این معدن تصمیم‌گیری شده و مجوز صادره، ابطال شود. زیرا منابع طبیعی هرگز به صاحب این معدن اجازه قطع درخت نمی‌دهد و بنابراین امکان بهره‌برداری از معدن وجود نخواهد داشت. مدیر کل منابع طبیعی غرب مازندران بهره‌برداری از این معدن را عاملی برای تخریب جنگل و تهدید آینده این اکوسیستم اعلام کرده و یادآوری می‌کند که واگذاری معدن در جنگل‌های هیرکانی مطلقا ممنوع است؛ اما معلوم نیست این اتفاق چگونه افتاده است. 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
MasafTourism
‍ 📌مجوز قتل‌عام هیرکانی(قسمت اول) 🔷ماده دو ضوابط زیست محیطی فعالیت‌های معدنی صراحتا می‌گوید که صدور
‍ 📌مجوز قتل‌عام هیرکانی(قسمت دوم) 🔷روح الله اسماعیلی، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی اداره‌کل حفاظت محیط زیست مازندران : درباره دلیل صدور مجوز برای معدنی در قلب هیرکانی توضیح می‌دهد که موافقت یا عدم موافقت ما فعلا روی این جور معادن خیلی مطرح نیست، زیرا ماده 24 قانون معادن صراحتا اشاره دارد که سازمان صنایع و معادن موظف است صرفا در داخل مناطق چهارگانه محیط زیست از این مجموعه استعلام کند. از آنجایی که این معادن در خارج از مناطق چهارگانه محیط زیست هستند از ما هیچ استعلامی برای استقرارشان به عمل نمی‌آید. 🔶اینجا وظیفه سازمان منابع طبیعی و ادارات کل منابع طبیعی است که با استقرار معدن مخالفت کنند، زیرا از آنها استعلام می‌شود. اسماعیلی می‌گوید که آن محدوده در حوزه وظایف اداره کل منابع طبیعی نوشهر است. از آنها برای صدور مجوز نظر می‌خواهند و نظرشان را برای فعالیت‌های معدنی لحاظ می‌کنند. از ما استعلامی نشده است و مجوزی هم برای معدن ندادیم. او درباره تبعات محیط زیستی برداشت از معدنی در دل جنگل هم توضیح دقیقی نمی‌دهد و اظهار نظر در این رابطه را موکول به بررسی دقیق‌تر مسئله می‌کند اما یادآوری می‌کند که اصلا برای معدن در دل جنگل نمی‌توان مجوزی صادر کرد. 🔷توضیحات اسماعیلی نشان می‌دهد که گویا او تسلط کافی بر مسائل مربوط به حوزه مسئولیتش و جغرافیای منطقه ندارد و اصلا نمی‌داند محدوده آب‌پری در حوزه منطقه حفاظت شده البرز مرکزی قرار دارد. بر اساس اسناد رسیده به هفت صبح، سال 1403 مدیر کل وقت مازندران طی نامه‌ای به دادستان استان، درخواست ابطال پروانه بهره‌برداری این معدن را ارسال می‌کند و با توجه به اینکه معدن یاد شده در منطقه حفاظت شده البرز مرکزی واقع شده، قطعا برای برداشت از آن نیاز به استعلام از محیط زیست هم بوده است. مجوزی صادر نمی‌کنیم و هیچ مجوز جدیدی هم صادر نشده است. 🔶اما سوال اینجاست که آیا مسئولان اداره صمت استان مازندران نمی‌دانند که صدور مجوز برداشت معدن در جنگل‌های هیرکانی ممنوع است. با فرض صحت ادعای مطرح شده از سوی معاون معدنی اداره صمت مازندران، آیا باید اداره صمت چشم بر تخلف سایر دستگاه‌ها ببندد و مجوزی برخلاف قانون صادر کرده و مرتبا آن را تمدید کند؟ آیا نباید این تخلف به نهادهای بازرسی ارجاع می‌شد؟ 🔷بر اساس اظهارات مسئولان منابع طبیعی غرب مازندران، بارها درخواست ابطال پروانه بهره‌برداری یک معدن بی‌ارزش در جنگل‌های زخم خورده مازندران به مراجع ذیصلاح برای ابطال پروانه صادر شده است. امیدواریم هرچه سریع‌تر مسئولان در رابطه با ابطال پروانه این معدن تصمیم لازم را بگیرند تا بار دیگر، پروانه‌ای غیرقانونی مشمول مرور زمان نشود و فرصتی برای سودجویان فراهم نکند. 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
🚍 سفر اربعین ۱۴۰۵ با آژانس مسافرتی آرمان یک مسیر متفاوت، ساده و صمیمی… سعی میکنیم در عراق موکب هماهنگ کنیم 😍 به همراه زیارت دوره (کاظمین و سامرا) 🗓 زمان حرکت: ۷ مرداد ماه - یک هفته قبل از اربعین ⏳ مدت سفر: ۷ روز ✨ ویژگی‌های سفر: 🔸 اتوبوس داخل ایران VIP اتوبوس داخل عراق آلمانی مسیر حرکت تهران تا مهران مهران به کاظمین، کاظمین به سامرا و سید محمد سامرا به نجف کربلا به مهران و مهران به تهران 🔸 اقامت و تغذیه در عراق مهمان موکب‌های عراقی 🔸 🔸 آزادی عمل در مسیر پیاده‌روی و زمان‌بندی حرکت 🔸 امکان پیوستن مجدد به اتوبوس در کربلا برای بازگشت 📌 غذای داخل ایران به عهده زائرین 📍 مبدا حرکت: تهران میدان ازادی 📍 بازگشت: از موکب مشخص در کربلا به تهران ⚠️ظرفیت محدود قیمت : 5.500.000 تومان+ 70.000 دینار عراق 📞 برای اطلاع جزییات بیشتر تماس بگیرید 09031900313 09379130313 @armantourism
‍ ✍️ایلام؛ از معبر زائران تا مقصدی برای ماندن 🔷اربعین، فقط یک رویداد مذهبی نیست؛ یک «فرصت تمدنی» برای بازتعریف جایگاه استان‌هایی است که در مسیر این حرکت عظیم قرار دارند. ایلام، سال‌هاست نقش «دروازه عبور» را ایفا می‌کند؛ اما اکنون نشانه‌هایی از یک تغییر پارادایم دیده می‌شود: حرکت از معبر بودن به مقصد شدن. 🔶بازدید اخیر استاندار ایلام از مجتمع اقامتی «حاج عباس» را باید فراتر از یک گزارش خبری ساده دید. این اتفاق، نشانه‌ای از درک یک واقعیت مهم در حکمرانی گردشگری است: 👉 بدون زیرساخت اقامتی استاندارد، هیچ مزیت جغرافیایی به «مزیت اقتصادی پایدار» تبدیل نمی‌شود. در نگاه اندیشه‌ورزان واحد گردشگری موسسه مصاف، این اقدام واجد چند دلالت راهبردی است: 1️⃣ گردشگری زیارتی به‌عنوان پیشران توسعه منطقه‌ای ایلام در مسیر عتبات، یک مزیت رقابتی کم‌نظیر دارد. اما این مزیت تنها زمانی به ارزش افزوده تبدیل می‌شود که زائر، «توقف» را تجربه کند، نه صرفاً «عبور». 2️⃣ نقش زیرساخت در خلق تجربه یک اقامتگاه مجهز، صرفاً محل خواب نیست؛ بخشی از تجربه سفر است. تجربه‌ای که می‌تواند تصویر ذهنی زائر از یک استان را بازتعریف کند. 3️⃣ اقتصاد ماندگاری، نه اقتصاد عبوری هر ساعت اقامت بیشتر زائر، به معنای گردش مالی بیشتر برای کسب‌وکارهای محلی است؛ از رستوران‌ها تا صنایع‌دستی. 4️⃣ الگوی مشارکت بخش خصوصی در خدمت عمومی اعلام تخفیف ۵۰ درصدی برای زائران اربعین، نمونه‌ای از هم‌افزایی میان منطق اقتصادی و مسئولیت اجتماعی است؛ مدلی که باید تکثیر شود. 🔷 جمع‌بندی اندیشه‌ورزانه: ایلام برای تبدیل شدن به یک «مقصد گردشگری»، بیش از هر چیز نیازمند شبکه‌ای از زیرساخت‌های اقامتی، خدماتی و تجربه‌محور است. پروژه‌هایی مانند مجتمع «حاج عباس» اگر در قالب یک راهبرد کلان توسعه گردشگری دیده شوند، می‌توانند نقطه آغاز یک تحول واقعی باشند. 🟢 امروز، پرسش اصلی این نیست که چند زائر از ایلام عبور می‌کنند؛ بلکه این است که چند نفر در ایلام می‌مانند، تجربه می‌کنند و بازمی‌گردند؟ 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
✍️ ایرانِ ماندگار؛ وقتی گردشگری بر دوش هویت می‌ایستد🇮🇷 🔷در روزگاری که بسیاری از کشورها برای «ساختن تصویر ملی» میلیاردها دلار هزینه می‌کنند، ایران از یک مزیت بی‌بدیل برخوردار است: هویتی زنده، ریشه‌دار و روایت‌پذیر. هویتی که در سه ستون بنیادین قابل بازخوانی است: *پرچم، زبان فارسی و اخلاق ملی*. 🔶از منظر اندیشه‌ورزان واحد گردشگری موسسه مصاف، این سه‌گانه صرفاً مفاهیم فرهنگی نیستند؛ بلکه دارایی‌های راهبردی برای توسعه گردشگری ایران به شمار می‌آیند. 📌پرچم؛ روایت فشرده یک تمدن 🔷پرچم ایران فقط یک نماد سیاسی نیست؛ بلکه چکیده‌ای از حافظه تاریخی و همبستگی ملی است. از درفش کاویانی تا پرچم امروز، یک پیام ثابت تکرار شده: ایران، سرزمین ایستادگی و عدالت‌خواهی است. 🔶برای گردشگری، این یعنی امکان خلق «روایت ملی»؛ روایتی که هر گردشگر بتواند آن را لمس کند، نه فقط ببیند. 🗣 زبان فارسی؛ زیرساخت نرم گردشگری 🔷زبان فارسی، تنها ابزار ارتباط نیست؛ بلکه رسانه انتقال تجربه ایران است. 🔶از شاهنامه تا ادبیات معاصر، این زبان توانسته داستان ایران را زنده نگه دارد. 🔷در صنعت گردشگری، هرچه این روایت‌گری تقویت شود—از راهنمایان تور تا تولید محتوا—تجربه سفر عمیق‌تر و ماندگارتر خواهد شد. 🤝 اخلاق ملی؛ مزیت رقابتی پنهان 🔶آنچه ایران را از بسیاری مقاصد گردشگری متمایز می‌کند، فقط جاذبه‌های طبیعی یا تاریخی نیست؛ بلکه اخلاق میزبانی ایرانی است. 🔷مهمان‌نوازی، احترام و حس تعلق، همان چیزی است که یک سفر را به «تجربه‌ای تکرارپذیر» تبدیل می‌کند. 🔍 یک بازتعریف راهبردی 🔶اگر گردشگری را صرفاً «صنعت خدمات» ببینیم، این سه ستون نادیده گرفته می‌شوند. 📌اما اگر آن را «صنعت روایت هویت» بدانیم، آنگاه: * پرچم → تبدیل به *برند ملی* می‌شود * زبان فارسی → تبدیل به *ابزار تجربه‌سازی* * اخلاق ملی → تبدیل به *مزیت رقابتی پایدار* 🔷ایران برای تبدیل‌شدن به یک مقصد جهانی، بیش از هر چیز به بازخوانی و بازآفرینی هویت خود در قالب تجربه گردشگری نیاز دارد. 🔹 زیرساخت مهم است، اما کافی نیست. 🔹 سرمایه‌گذاری لازم است، اما تعیین‌کننده نیست. آنچه ایران را متمایز می‌کند، همان چیزی است که قرن‌ها آن را حفظ کرده: ❗هویتی که باید روایت شود، نه فقط حفظ. 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌گیسوم؛ جایی که جنگل، رنگ و هویت می‌گیرد 🔷از انجیلیِ رنگارنگ تا توسکای قشلاقی و آزاد، گیسوم، روایت زنده‌ای از تنوع کم‌نظیر جنگل‌های گیلان است. 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌تعریف گردشگر مراکشی از مردم ایران 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
🔷*مترو تهران در جمع ۱۰ متروی برتر جهان از نظر طول خطوط قرار گرفت* 🔶مترو تهران در این لیست بالاتر از مادرید و پاریس قرار دارد. 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
✍️تاریخ شفاهی؛ زیرساخت مغفول روایت‌گری در گردشگری ایران(بخش اول) 🔷گردشگر امروز فقط برای دیدن یک بنای تاریخی، موزه یا منظر طبیعی سفر نمی‌کند؛ او به‌دنبال فهمیدن «داستان مکان» است. تفاوت میان یک بازدید چند دقیقه‌ای از یک کاروانسرا با تجربه‌ای ماندگار، اغلب نه در کیفیت مرمت بنا، بلکه در روایتی است که آن بنا را به زندگی مردم، خاطره جمعی، مسیرهای تجاری، آیین‌ها و تحولات اجتماعی پیوند می‌دهد. از این منظر، تاریخ شفاهی نباید پروژه‌ای محدود به ضبط گفت‌وگو و انتشار کتاب تلقی شود؛ بلکه بخشی از زیرساخت نرم گردشگری ایران است. 🔶ایران از کمبود جاذبه رنج نمی‌برد؛ مسئله اصلی، ضعف در تبدیل ظرفیت‌های تاریخی و فرهنگی به تجربه قابل‌درک، معتبر و جذاب برای مخاطب است. در بسیاری از مقاصد، گردشگر با بنایی مواجه می‌شود که اطلاعات حداقلی درباره قدمت و سبک معماری آن ارائه می‌کند، اما از زندگیِ جاری در آن بی‌خبر می‌ماند: چه کسانی در آن زیسته‌اند؟ چه آیینی در آن برگزار می‌شده؟ تغییرات اجتماعی و اقتصادی منطقه چه اثری بر آن گذاشته است؟ مردم محلی چگونه آن مکان را به یاد می‌آورند؟ فقدان پاسخ به این پرسش‌ها، میراث را به «شیء» تقلیل می‌دهد و گردشگری را از تجربه‌ای فرهنگی به بازدیدی مصرفی و گذرا فرو می‌کاهد. 🔷تاریخ شفاهی می‌تواند این فاصله را پر کند، اما به شرط آنکه از منطق صرفاً آرشیوی و اداری خارج شود. مسئله فقط ثبت صدای مدیران، کارشناسان یا چهره‌های شناخته‌شده نیست. حافظه گردشگری ایران در روایت راهنمایان محلی، رانندگان مسیرهای قدیمی، صاحبان اقامتگاه‌های بومی، استادکاران مرمت، فروشندگان بازارهای تاریخی، زنان حافظ آیین‌ها، عشایر، میزبانان روستاها و حتی گردشگران قدیمی نیز نهفته است. اگر سیاست تاریخ شفاهی به روایت نخبگان و مراکز استان‌ها محدود بماند، همان شکاف تاریخی میان روایت رسمی و تجربه زیسته جامعه را بازتولید خواهد کرد. 🔶در عین حال، تبدیل این روایت‌ها به مستند، پادکست، کتاب یا محتوای شبکه‌های اجتماعی، به‌تنهایی موفقیت محسوب نمی‌شود. خطر اصلی، کالایی‌کردن شتاب‌زده روایت‌ها و تولید داستان‌های یکدست، احساساتی و فاقد دقت تاریخی است. گردشگری به «روایت جذاب» نیاز دارد، اما روایت جذاب با افسانه‌سازی یا حذف بخش‌های پیچیده و حتی تلخ تاریخ تفاوت دارد. اصالت مقصد زمانی حفظ می‌شود که روایت‌ها چندصدایی باشند، منبع و راوی آنها روشن باشد و میان خاطره فردی، واقعیت تاریخی و تبلیغ گردشگری مرز حرفه‌ای رعایت شود. ❌منابع: ICOMOS, The Ename Charter for the Interpretation and Presentation of Cultural Heritage Sites, 2008. 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
✍️تاریخ شفاهی؛ زیرساخت مغفول روایت‌گری در گردشگری ایران(بخش دوم) 🔷کشورهای موفق در تفسیر میراث، تاریخ شفاهی را صرفاً منبع تولید محتوا نمی‌دانند؛ آن را ابزار مشارکت جامعه محلی در مدیریت مقصد می‌شمارند. وقتی مردم یک محله تاریخی یا روستا در روایت‌گریِ میراث خود نقش واقعی داشته باشند، هم منفعت اقتصادی بیشتری از گردشگری می‌برند و هم انگیزه بالاتری برای حفاظت از دارایی فرهنگی‌شان پیدا می‌کنند. این همان حلقه‌ای است که در بسیاری از برنامه‌های گردشگری ایران ضعیف است: جامعه محلی اغلب موضوع نمایش است، نه شریک تولید معنا و تصمیم‌گیری. 🔶از منظر حکمرانی گردشگری، ایجاد «سامانه ملی تاریخ شفاهی گردشگری» می‌تواند گامی مؤثر باشد؛ سامانه‌ای که صرفاً مخزن فایل‌های صوتی نباشد، بلکه با استانداردهای روشن مصاحبه، رضایت آگاهانه راوی، حقوق مالکیت معنوی، دسته‌بندی جغرافیایی و موضوعی، امکان استفاده پژوهشی و سازوکار دسترسی عمومی طراحی شود. هر استان نیز باید به‌جای تولید محتوای تکراری، چند پرونده اولویت‌دار را بر مبنای هویت واقعی مقصد انتخاب کند؛ مانند تاریخ شفاهی سفر در مسیرهای زیارتی، روایت‌های دریانوردی و تجارت در سواحل جنوبی، حافظه راه‌های کاروانی، آیین‌های نوروزی یا تجربه زیسته در بافت‌های تاریخی. 🔷خروجی این سیاست باید به نقطه تماس گردشگر برسد: آموزش راهنمایان، روایت‌های صوتی چندزبانه در مسیرهای بازدید، موزه‌های محلی، تابلوهای تفسیر میراث، مسیرهای پیاده‌گردی داستان‌محور و محتوای معتبر برای رسانه‌های دیجیتال. در این مسیر، وزارت میراث‌فرهنگی باید نقش تنظیم‌گر کیفیت و حافظ اصالت را بر عهده بگیرد و تولید و روایت‌گری را با مشارکت دانشگاه‌ها، تشکل‌های محلی، راهنمایان گردشگری و بخش خصوصی پیش ببرد. ❗جمع‌بندی: 🔶تاریخ شفاهی، اگر در قفسه آرشیو یا قالب کتاب متوقف بماند، ارزش فرهنگی محدودی خواهد داشت؛ اما اگر به‌درستی مستند، راستی‌آزمایی و در تجربه مقصد ادغام شود، می‌تواند میراث ایران را از «دیدنی» به «فهمیدنی و زیستنی» تبدیل کند. اولویت سیاست‌گذار نباید صرفاً افزایش تعداد مصاحبه‌ها و محصولات باشد؛ بلکه باید ساختن نظامی باشد که صدای جامعه محلی را به روایت معتبر، تجربه گردشگری باکیفیت و حفاظت پایدار از میراث پیوند دهد. ❌منابع: ICOMOS, The Ename Charter for the Interpretation and Presentation of Cultural Heritage Sites, 2008. 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
✍️سیستان به «پروژه گردشگری» نیاز ندارد؛ به مقصد قابل‌زیست نیاز دارد(قسمت اول) 🔷هدایت منابع شهرداری‌ها به سمت فضاهای گردشگری، اقامتی و تفریحی در سیستان می‌تواند نشانه‌ای امیدوارکننده از تغییر نگاه مدیریت شهری باشد؛ اما موفقیت این رویکرد به یک پرسش تعیین‌کننده وابسته است: آیا قرار است چند سازه و مجتمع جدید ساخته شود یا قرار است «مقصدی قابل‌زیست، قابل‌دسترس و قابل‌فروش» شکل بگیرد؟ 🔶مسئله سیستان کمبود ظرفیت فرهنگی و تاریخی نیست. منطقه‌ای با پیشینه تمدنی برجسته، محوطه‌ها و مناظر باستانی، میراث کشاورزی و زیست‌بوم هامون، آیین‌ها و فرهنگ محلی، و موقعیت مرزی خاص، بالقوه توان شکل‌دهی به یک برند متمایز گردشگری را دارد. اما این ظرفیت‌ها سال‌هاست درگیر شکاف میان «دارایی‌های گردشگری» و «محصول گردشگری» هستند. دارایی، آن چیزی است که در منطقه وجود دارد؛ محصول، تجربه‌ای است که گردشگر می‌تواند با اطمینان انتخاب، خرید و روایت کند. مجتمع اقامتی یا شهربازی، در بهترین حالت، بخشی از زنجیره محصول است، نه خود محصول. 🔷خطای رایج در سیاست‌گذاری گردشگری شهری آن است که سرمایه‌گذاری عمرانی، معادل توسعه گردشگری فرض می‌شود. ساخت یک مجموعه تفریحی ممکن است در کوتاه‌مدت به افزایش نشاط اجتماعی و ایجاد اشتغال محدود کمک کند، اما اگر با تقاضای واقعی، الگوی سفر، توان بهره‌برداری بخش خصوصی، دسترسی جاده‌ای، کیفیت خدمات، امنیت ادراک‌شده مقصد و شبکه بازاریابی هماهنگ نباشد، به دارایی نیمه‌فعال یا پرهزینه‌ای تبدیل خواهد شد که نگهداری آن بر دوش شهرداری باقی می‌ماند. 🔶در سیستان این ملاحظه اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا منطقه با شرایط اقلیمی سخت، ناپایداری‌های زیست‌محیطی و تصویر رسانه‌ای پیچیده مواجه است. بنابراین، گردشگری در اینجا نباید با منطق «گردشگر انبوه» طراحی شود. مسیر واقع‌بینانه‌تر، توسعه تدریجی گردشگری فرهنگی، میراثی، طبیعت‌محورِ مسئولانه، رویدادمحور و سفرهای داخلی خانوادگی است. چنین الگویی هم نیاز کمتری به زیرساخت‌های پرهزینه دارد و هم امکان توزیع منافع میان جامعه محلی را بیشتر می‌کند. 🔷نکته مهم‌تر این است که شهرداری‌ها نباید صرفاً سازنده فضا باشند؛ باید به تسهیل‌گر اکوسیستم گردشگری شهری تبدیل شوند. وظیفه مدیریت شهری در این حوزه، ایجاد محیط مناسب برای فعالیت کسب‌وکارهای محلی است: بهسازی معابر و مبلمان پیرامون جاذبه‌ها، نورپردازی و تابلوهای راهنما، سرویس‌های بهداشتی استاندارد، مدیریت پسماند، امنیت شبانه، بازارچه‌های منظم صنایع‌دستی و خوراک محلی، و فراهم‌کردن امکان حضور حرفه‌ای راهنمایان و فعالان گردشگری. این اقدامات به‌ظاهر کوچک، اغلب بسیار بیشتر از ساخت یک بنای جدید بر رضایت گردشگر و ماندگاری او در مقصد اثر می‌گذارند 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
✍️سیستان به «پروژه گردشگری» نیاز ندارد؛ به مقصد قابل‌زیست نیاز دارد(قسمت دوم) 🔶همچنین باید میان «گردشگری برای شهروند» و «گردشگری برای مسافر» تمایز گذاشت. فضاهای تفریحی برای مردم محلی ضرورتی اجتماعی و حق شهروندی‌اند؛ اما تبدیل آنها به جاذبه سفر، نیازمند مزیت رقابتی و پیوند با هویت منطقه است. اگر مجتمع‌های جدید همان الگوی تکراری شهرهای دیگر را بازتولید کنند، دلیلی برای سفر به سیستان ایجاد نمی‌کنند. طراحی این فضاها باید از فرهنگ و روایت بومی الهام بگیرد: معماری سازگار با اقلیم، عرضه خوراک و صنایع‌دستی محلی، روایت میراث سیستان، برنامه‌های فرهنگی فصلی و پیوند عملی با مسیر بازدید از جاذبه‌های پیرامونی. 🔷از منظر حکمرانی، هر پروژه گردشگری شهرداری باید پیش از اجرا یک «پیوست مقصد» داشته باشد؛ پیوستی که مشخص کند مخاطب پروژه چه کسی است، حجم تقاضای محتمل چقدر است، بهره‌بردار آن چه نهادی خواهد بود، هزینه نگهداری چگونه تأمین می‌شود، چه تعداد شغل پایدار ایجاد می‌کند و چگونه به سایر جاذبه‌ها و کسب‌وکارهای محلی متصل می‌شود. بدون این ارزیابی، احتمال آنکه منابع عمومی صرف پروژه‌های نمایان اما کم‌بازده شود، بالاست. اولویت سیستان، تکثیر سازه‌های گردشگری نیست؛ 🔶شکل‌دهی به چند مسیر تجربه‌محورِ منسجم است. برای نمونه، می‌توان مسیرهایی با محوریت شهر سوخته و تمدن سیستان، میراث هامون و زندگی بومی، یا گردشگری فرهنگی در شهرهای منطقه تعریف کرد و اقامت، خوراک، حمل‌ونقل، راهنمایی و فروش محصولات محلی را ذیل آنها سازمان داد. شهرداری‌ها در این میان باید سرمایه‌گذاری خود را به حلقه‌های گمشده این زنجیره اختصاص دهند، نه صرفاً به ساختمان‌هایی که نام گردشگری بر آنها گذاشته می‌شود. 📌جمع‌بندی: 🔷افزودن گردشگری به ریل توسعه شهری سیستان، تصمیمی درست است؛ مشروط بر آنکه گردشگری به پروژه عمرانی تقلیل نیابد. معیار موفقیت، تعداد مجتمع‌های افتتاح‌شده نیست؛ بلکه افزایش ماندگاری مسافر، رشد درآمد کسب‌وکارهای محلی، کیفیت تجربه شهروند و گردشگر، و توان مقصد در حفظ و بهره‌برداری پایدار از سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده است. سیستان باید از «ساخت فضا» به سمت «ساخت مقصد» حرکت کند. 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌