eitaa logo
MasafTourism
2.1هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
777 ویدیو
0 فایل
واحد گردشگری و محیط‌زیست موسسه مصاف ایرانیان ارتباط با ما http://my.masaf.ir/r/eitaa
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️سیستان به «پروژه گردشگری» نیاز ندارد؛ به مقصد قابل‌زیست نیاز دارد(قسمت اول) 🔷هدایت منابع شهرداری‌ها به سمت فضاهای گردشگری، اقامتی و تفریحی در سیستان می‌تواند نشانه‌ای امیدوارکننده از تغییر نگاه مدیریت شهری باشد؛ اما موفقیت این رویکرد به یک پرسش تعیین‌کننده وابسته است: آیا قرار است چند سازه و مجتمع جدید ساخته شود یا قرار است «مقصدی قابل‌زیست، قابل‌دسترس و قابل‌فروش» شکل بگیرد؟ 🔶مسئله سیستان کمبود ظرفیت فرهنگی و تاریخی نیست. منطقه‌ای با پیشینه تمدنی برجسته، محوطه‌ها و مناظر باستانی، میراث کشاورزی و زیست‌بوم هامون، آیین‌ها و فرهنگ محلی، و موقعیت مرزی خاص، بالقوه توان شکل‌دهی به یک برند متمایز گردشگری را دارد. اما این ظرفیت‌ها سال‌هاست درگیر شکاف میان «دارایی‌های گردشگری» و «محصول گردشگری» هستند. دارایی، آن چیزی است که در منطقه وجود دارد؛ محصول، تجربه‌ای است که گردشگر می‌تواند با اطمینان انتخاب، خرید و روایت کند. مجتمع اقامتی یا شهربازی، در بهترین حالت، بخشی از زنجیره محصول است، نه خود محصول. 🔷خطای رایج در سیاست‌گذاری گردشگری شهری آن است که سرمایه‌گذاری عمرانی، معادل توسعه گردشگری فرض می‌شود. ساخت یک مجموعه تفریحی ممکن است در کوتاه‌مدت به افزایش نشاط اجتماعی و ایجاد اشتغال محدود کمک کند، اما اگر با تقاضای واقعی، الگوی سفر، توان بهره‌برداری بخش خصوصی، دسترسی جاده‌ای، کیفیت خدمات، امنیت ادراک‌شده مقصد و شبکه بازاریابی هماهنگ نباشد، به دارایی نیمه‌فعال یا پرهزینه‌ای تبدیل خواهد شد که نگهداری آن بر دوش شهرداری باقی می‌ماند. 🔶در سیستان این ملاحظه اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا منطقه با شرایط اقلیمی سخت، ناپایداری‌های زیست‌محیطی و تصویر رسانه‌ای پیچیده مواجه است. بنابراین، گردشگری در اینجا نباید با منطق «گردشگر انبوه» طراحی شود. مسیر واقع‌بینانه‌تر، توسعه تدریجی گردشگری فرهنگی، میراثی، طبیعت‌محورِ مسئولانه، رویدادمحور و سفرهای داخلی خانوادگی است. چنین الگویی هم نیاز کمتری به زیرساخت‌های پرهزینه دارد و هم امکان توزیع منافع میان جامعه محلی را بیشتر می‌کند. 🔷نکته مهم‌تر این است که شهرداری‌ها نباید صرفاً سازنده فضا باشند؛ باید به تسهیل‌گر اکوسیستم گردشگری شهری تبدیل شوند. وظیفه مدیریت شهری در این حوزه، ایجاد محیط مناسب برای فعالیت کسب‌وکارهای محلی است: بهسازی معابر و مبلمان پیرامون جاذبه‌ها، نورپردازی و تابلوهای راهنما، سرویس‌های بهداشتی استاندارد، مدیریت پسماند، امنیت شبانه، بازارچه‌های منظم صنایع‌دستی و خوراک محلی، و فراهم‌کردن امکان حضور حرفه‌ای راهنمایان و فعالان گردشگری. این اقدامات به‌ظاهر کوچک، اغلب بسیار بیشتر از ساخت یک بنای جدید بر رضایت گردشگر و ماندگاری او در مقصد اثر می‌گذارند 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
✍️سیستان به «پروژه گردشگری» نیاز ندارد؛ به مقصد قابل‌زیست نیاز دارد(قسمت دوم) 🔶همچنین باید میان «گردشگری برای شهروند» و «گردشگری برای مسافر» تمایز گذاشت. فضاهای تفریحی برای مردم محلی ضرورتی اجتماعی و حق شهروندی‌اند؛ اما تبدیل آنها به جاذبه سفر، نیازمند مزیت رقابتی و پیوند با هویت منطقه است. اگر مجتمع‌های جدید همان الگوی تکراری شهرهای دیگر را بازتولید کنند، دلیلی برای سفر به سیستان ایجاد نمی‌کنند. طراحی این فضاها باید از فرهنگ و روایت بومی الهام بگیرد: معماری سازگار با اقلیم، عرضه خوراک و صنایع‌دستی محلی، روایت میراث سیستان، برنامه‌های فرهنگی فصلی و پیوند عملی با مسیر بازدید از جاذبه‌های پیرامونی. 🔷از منظر حکمرانی، هر پروژه گردشگری شهرداری باید پیش از اجرا یک «پیوست مقصد» داشته باشد؛ پیوستی که مشخص کند مخاطب پروژه چه کسی است، حجم تقاضای محتمل چقدر است، بهره‌بردار آن چه نهادی خواهد بود، هزینه نگهداری چگونه تأمین می‌شود، چه تعداد شغل پایدار ایجاد می‌کند و چگونه به سایر جاذبه‌ها و کسب‌وکارهای محلی متصل می‌شود. بدون این ارزیابی، احتمال آنکه منابع عمومی صرف پروژه‌های نمایان اما کم‌بازده شود، بالاست. اولویت سیستان، تکثیر سازه‌های گردشگری نیست؛ 🔶شکل‌دهی به چند مسیر تجربه‌محورِ منسجم است. برای نمونه، می‌توان مسیرهایی با محوریت شهر سوخته و تمدن سیستان، میراث هامون و زندگی بومی، یا گردشگری فرهنگی در شهرهای منطقه تعریف کرد و اقامت، خوراک، حمل‌ونقل، راهنمایی و فروش محصولات محلی را ذیل آنها سازمان داد. شهرداری‌ها در این میان باید سرمایه‌گذاری خود را به حلقه‌های گمشده این زنجیره اختصاص دهند، نه صرفاً به ساختمان‌هایی که نام گردشگری بر آنها گذاشته می‌شود. 📌جمع‌بندی: 🔷افزودن گردشگری به ریل توسعه شهری سیستان، تصمیمی درست است؛ مشروط بر آنکه گردشگری به پروژه عمرانی تقلیل نیابد. معیار موفقیت، تعداد مجتمع‌های افتتاح‌شده نیست؛ بلکه افزایش ماندگاری مسافر، رشد درآمد کسب‌وکارهای محلی، کیفیت تجربه شهروند و گردشگر، و توان مقصد در حفظ و بهره‌برداری پایدار از سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده است. سیستان باید از «ساخت فضا» به سمت «ساخت مقصد» حرکت کند. 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
فروش قطارهای برای بازه حرکتی 1 لغایت 30 مهر ۱۴۰۵ 🚂🚂🚂 🚂🚂🚂 🚂🚂🚂 تاريخ پيش‌فروش: 🗓 شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ 🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻 💻ساعت ۸:۳۰ تا ۱۱ صبح: فروش غیرحضوری/اینترنتی (سايت رجا و ساير سايت‌ها و اپليكيشن‌های مجاز) 📠 ساعت ۱۱ تا ۱۳:۳۰ ظهر: فروش حضوری (مراکز مجاز فروش بلیت در ایستگاه ها و آژانس‌ها) و از ساعت ۱۴ به بعد به صورت همزمان پیش‌فروش ادامه خواهد داشت. 🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻 بلیت: ✅سايت رجا www.raja.ir ✅ساير سایت‌ها و اپلیکیشن‌های مجاز ✅آژانس‌های فروش بلیت ✅تماس تلفنی با ————————————— 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌
‍ ✍️الموت؛ میراث جهانی و ضرورت بازسازی یک روایت ملی 🔷ثبت جهانی «قلعه الموت و استحکامات وابسته» را نباید صرفاً یک موفقیت در افزودن نامی تازه به فهرست میراث جهانی یونسکو دانست. این رخداد، بیش از هر چیز، فرصتی برای بازخوانی بخشی پیچیده، کمترفهمیده‌شده و گاه افسانه‌زده از تاریخ ایران است؛ بخشی که در آن جغرافیا، سیاست، اندیشه، معماری دفاعی، دانش و حافظه جمعی درهم تنیده‌اند. 🔶الموت در ذهن بسیاری از ایرانیان و مخاطبان جهانی، سال‌ها با نام حسن صباح، حشاشین، قلعه‌ای دور از دسترس و روایت‌هایی رازآلود شناخته شده است. این تصویر، اگرچه جذاب و پرکشش است، اما نمی‌تواند جایگزین فهم تاریخی شود. خطر آنجاست که ثبت جهانی نیز به جای آنکه زمینه شناخت عمیق‌تر این میراث را فراهم کند، به بازتولید همان کلیشه‌های رازآلود و مصرف گردشگریِ افسانه‌ها بینجامد. 🔷ارزش الموت تنها در موقعیت استراتژیک قلعه یا استحکامات کوهستانی آن نیست. آنچه این پهنه را واجد اهمیت می‌کند، گواهی آن بر یک شبکه تاریخی و فرهنگی است: شبکه‌ای که در دوره‌ای از تاریخ ایران، توانست در جغرافیایی دشوار، ساختاری سیاسی، دفاعی و فکری ایجاد کند. قلعه‌ها در این نگاه صرفاً دیوار و برج نیستند؛ بخشی از یک نظام ارتباطی، امنیتی، معیشتی و دانشی‌اند که با محیط طبیعی و جوامع محلی پیوند داشته است. 🔶از همین‌رو، حفاظت از الموت نباید به مرمت کالبدی چند دیوار و سامان‌دهی مسیر دسترسی محدود شود. ثبت جهانی، آغاز یک مسئولیت تازه است؛ مسئولیتی که حفاظت از منظر فرهنگی، زیست‌بوم کوهستانی، معماری بومی، راه‌های تاریخی، منابع آب، شیوه‌های معیشت و حق مشارکت جامعه محلی را هم‌زمان در بر می‌گیرد. 🔷الموت به «سیاست روایت» نیز نیاز دارد. روایت‌گری درباره این منطقه باید از دوگانه‌سازی‌های ساده عبور کند؛ نه تبدیل‌کردن آن به مکانی صرفاً اسطوره‌ای و عجیب، و نه فروکاستن آن به یک موضوع تخصصی و دور از دسترس مردم. روایت درست باید بر پژوهش تاریخی معتبر، باستان‌شناسی، اسناد، تنوع دیدگاه‌ها و تجربه زیسته مردم منطقه تکیه کند. 📌در این میان، چند اولویت اهمیت دارد: 🔶تدوین روایت علمی و چندصدایی از الموت: روایت‌های رایج درباره حسن صباح و نزاریان اسماعیلی باید با اتکا به پژوهش‌های معتبر تاریخی و باستان‌شناختی بازنگری و برای عموم قابل فهم شوند. 🔷مشارکت واقعی جامعه محلی: مردم روستاها و ساکنان منطقه نباید صرفاً ناظر ثبت جهانی یا دریافت‌کنندگان محدود منافع گردشگری باشند؛ آنان باید در تصمیم‌گیری، راهنمایی گردشگران، فروش محصولات محلی و حفاظت از چشم‌انداز نقش داشته باشند. 🔶مدیریت ظرفیت‌پذیر گردشگری: جاده‌های کوهستانی، مسیرهای صعود، منابع آب، پسماند و تاب‌آوری بافت‌های روستایی، توان پذیرش نامحدود گردشگر ندارند. ثبت جهانی نباید به گردشگری بی‌ضابطه و آسیب به طبیعت و میراث منجر شود. 🔷ایجاد مرکز تفسیر و موزه منطقه‌ای: بازدیدکننده پیش از ورود به قلعه باید با تاریخ، جغرافیا، معماری، جامعه محلی و ضوابط رفتاری در این پهنه آشنا شود. مرکز تفسیر می‌تواند از افسانه‌سازی تجاری جلوگیری و تجربه بازدید را عمیق‌تر کند. 📌پیوند میراث با توسعه محلی: 🔶اقامتگاه‌های مسئولانه، راهنمایان بومی آموزش‌دیده، خوراک محلی، محصولات کشاورزی و صنایع‌دستی منطقه باید بخشی از زنجیره ارزش گردشگری الموت باشند. 📌پایش مستمر مخاطرات طبیعی و انسانی: 🔷فرسایش، بارندگی، زمین‌لغزش، ساخت‌وسازهای نامتجانس، فشار بازدید و تخریب پوشش گیاهی، تهدیدهایی هستند که باید در قالب یک برنامه مدیریت یکپارچه رصد شوند. 🔶الموت می‌تواند نمونه‌ای از این حقیقت باشد که میراث جهانی، تنها «برند بین‌المللی» یا ابزار جذب گردشگر نیست. ثبت جهانی زمانی موفق است که به افزایش دانش عمومی، حفاظت مؤثر، توانمندسازی جامعه میزبان و شکل‌گیری درآمد پایدار و عادلانه منجر شود. 🔷ایران، چنان‌که در یادداشت آمده، با یک روایت واحد ساخته نشده است؛ با امکان هم‌نشینی روایت‌های متنوع ساخته شده است. از تخت‌جمشید و بیستون تا گنبد سلطانیه، از سازه‌های آبی شوشتر تا باغ‌های ایرانی و از کویر مرکزی تا کوهستان الموت، هر یک بخشی از حافظه مشترک ایران‌اند. اهمیت الموت در همین است که یک لایه کمترشناخته‌شده از این حافظه را به متن گفت‌وگوی ملی و جهانی بازمی‌گرداند. 🔶ثبت جهانی پایان راه نیست؛ آغاز تعهدی است برای آنکه الموت، هم در کالبد و طبیعت خود محفوظ بماند و هم در روایت عمومی، با دقت، انصاف و احترام شناخته شود. 👈دریافت آخرین اخبار: تلگرام | ایتا | بله ✅کانال واحد گردشگری و محیط زیست مؤسسه مصاف @masaftourism‌