یه سری به مامانبزرگم گفتم:
-روزِ خواستگاری چی پوشیده بودی عزیز؟
گفت: -اوووو! ۵۰ سالِ پیش که من یادم نمیاد...
بابابزرگم از اونور گفت:
-کتودامنِ قرمز با
گلِسرِ سفیدِ مرواریدی! ،🌚♥️٬
تو هموني هستی کہ موقع چت کردن باهاش هی لبخند میزنم و مامانم چپ چپ نگام میکنہ :)!
به عنوانِ یه نوجوونِ ایرونی:
حالم خوب نیست،
عصبیم،
استرس دارم،
تو دلم غوغاس،
افسردهم،
خوابم تنظیم نیست،
درس روانمو ساییده،
تفریحِ درست و حسابی ندارم،
امید ندارم،
آزادی ندارم،
و دارم بهترین سالهای زندگیم رو با فکر و خیال میگذرونم... 〈💙☁️〉