مرحله داد زدن و گریه کردن
و دعوا کردن یعنی هنوز یه چیزی برای
گفتن و درست کردن و تخلیه کردن هست
اونجا که ساکت میشی دیگه هیچی
نیست، هیچی.
حرفا همون قدر میتونن قوی باشن
که با یکیش ذوق کنی و تا صبح بیدار
بمونی و با یکی تا صبح گریه کنی . .
هر داستانی باید پایانی داشته باشد
این قانون زندگی است. همهچیز باید
پایانی داشته باشد، اگرچه دردناک،
اگرچه تحملناپذیر، اگرچه خندهدار.
گفت چشمانت را ببند ، بستم !
آرام با آن طنین دلنشین ِ صدایش
کنار گوشم زمزمه کرد :
‹ دوستتدارم › من دیگر نمیخواستم
چشمانم را باز کنم دنیا
با چشمان بسته برایم زیباتر بود !'♥️'📽
مثلِ نگاههای عجیب دختر سه ساله از گوشهی اتاق به لبهای مادرش که پیشانیِ برادر نوزادش را میبوسد :⟩!
اسم دخترتو بزار ‹ دلوین ›
به کردی یعنی : ربایندهی دل و جان !
کردآ چه اسمایِ قشنگی دارن ! ♥️'📖
مثل ناخونک زدن به بال کبابی داغ از روی منقل ؛ مثل نوری ك وسط یه چرت پاییزی میوفتاد رو صورتم و گرم میشدم ، مثل لم دادن رو کاناپه وقتی تازه انیمیشن خریده بودم ، مثل وقتی ك آخرین تیکه پیتزامو صحیح و سالم از یخچال در آوردم ، مثل اون روزی ك ماشینم دقیقا کنار مکانیکی پنچر شد ، مثل اون لحظه ك از شدت سرما دستامو بهم میمالیدم و یهو شومینه روشن شد ، مثل وقتی ك از مدرسه میومدم و میفهمیدم ناهار ماکارونی داریم ،
ك بیدار شدم و دیدم تو بغلم خوابت برده ،
مثل تموم لحظاتی ك بخاطرش عمیقا از ته دل خوشحال شدم ؛ دوست دارم ...🍃