یه وقتایی آدم وقتی داره یه کاری رو میکنه ،
یهو براش سوال میشه که بازم اون کارو میکنم یعنی ؟
دوباره سال دیگه کولرو راه میندازم ؟
دوباره میرم فلان جا ؟
دوباره میبوسمش ؟
دوباره میبینمش ؟
صداشو چی میشنوم ؟
بغلش ..
دوباره دورهم جمع میشیم بلند بخندیم ؟
دوباره تو جاده تهران شمال موزیک گوش میدم ؟
دوباره میرم دریا صدای موجآ رو گوش کنم ؟
دوباره قرص کامل ماهو میبینم ؟
یه وقتی هم دیگه نمیان این دوباره ها ! 🌱⌛️
-علیرضا مسیحادم
پریسا زابلی پور درمورد زخمهای آدما گفته :
- این زخما یه مرزن .. مرز بین چیزی ك بودی و چیزی ك شدی ؛
به مرور میبینی این زخمها برات قابل درک میشن انقدر ك دیگه دردت نمیاد ؛
اینجاست ك دیگه میشن برات یه جای زخم ، نه خود زخم ... میشن یادگاری ... میشن تجربه ؛ تو پیچ و خمای زندگیت وقتی بهشون نگاه میکنی !'(:
- فیلمِ ‹ 𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑺𝒕𝒓𝒂𝒘𝒃𝒆𝒓𝒓𝒊𝒆𝒔 › یه دیالوگ
داشت که میگفت :
‹ هیچ درست و غلطی وجود نداره
ما براساس نیازهامون رفتار میکنیم ›
این خیلی درسته چون . .
آدمیزاد یه روزی همون غلطی رو میکنه !
که هر روز به خودش و همه میگه ؛
من هیچوقت اون غلطو نمیکنم !🌱🍋
فرشته حسینی به مناسب تولد نوید محمدزاده یه متنی نوشته بود ك آخرش این بود :
‹ چرا کسی هیچوقت بهم نگفته بود ك جایی از زندگی ، چیزی رو تجربه میکنم ك ‹ عشق › هم مهبوت میشه از دیدنش !(: ›
و این قشنگ ترین تعریفی بود ك از ‹ عشق › شنیدم ! ♥️'🗞'