ببوسمت !؟ حافظ بخوانم !؟
قهوه دم کنم بغلت بگیرم !؟
بگو چه کنم که از قاب عکست ،
بلند شوی و بیایی و دوباره روی زانوهایم
بخوابی و من دوباره احساس کنم
دنیا مال من است ! 💙'🔐
‹ عشق چه میخواهد از ما !؟
جز دو قلب ك بتپد ،
جز دو چشم ك مسخ شود و
عقلی ك دوستت دارم را بفهمد :)! 💙'📸 ›
گفت : دارم میروم . و میخواهم بدانی که برمیگردم . و تو را دوست دارم ، چون . .
به میان حرفش پرید :
چیزی نگو . دوست داری ، چون دوست داری
برای عشق ورزیدن هیچ دلیلی وجود ندارد :)!
از تو چنان رنجی به من رسیده ،
که هرگز انتظارش را از هیچ
جنبندهای نداشتم ..
حتی امروز فکرت در ذهنم با رنج آمیخته است ، اما با تمام این مرارت ها ،
صورتت برای من هنوز خوشبختیست ؛
خودِ زندگیست .. 🔏.
تو خنکی اونورِ بالشتی ،
چای بعدِ کار ،
سیگارِ نیمه شب ،
اولین بارونِ پاییزی ،
بغل شدن، وسطِ گریه ،
بوی خاک بارونِ خورده ،
شیرینیِ اولین حقوق ،
بوی خوب لباسِ نو ،
بوی یاس ،
عطر گل شقایق ،
رنگین کمونِ بعد بارون . !
تموم چیزایی ك من از دنیا میخوام ؛
تو مجموع احوالات خوبِ جهانی . ♥️🌿