‹ به تو گفتم :
زیاد ، خیلی ، خیلی دوستت دارم ؛
جواب دادی : هرچه این حرف را تکرار کنی ، باز هم میخواهم بشنوم '!
این گفت و گوی کوتاه را ، مدام ، مثل برگردان یك شعر ، مثل تم یك قطعهی موسیقی ، هر لحظه در ذهن خودم تکرار کردم . جواب تو را ، بارها با لهجهی شیرین خودت در ذهنم مرور کردم ! 📖'✒️' ›
- اكنون بعد از اين همه سال ، در قفس باز شده بود و بايد پرواز میكردم .
مانند تيرى ك از چله رها میشود بايد به آسمان میرفتم .
‹ اما كدام آسمان ؟! › 🤍🌱
گاه باید دور شـــد
تا حرمت حضورت را درکــــ کنند
زیادی در دسترس بودن،
فرصت دلتنگی را از انها میگیرد!