اون همه بچه
بچه ایی بود که چسبیده بود به مامانش و خجالتی بود
بچه ۲ ساله ایی بود که مدام دنبال جلب توجه بود و نقاشیش رو به همه نشون میداد
بچه هایی بودن که شیطنت میکردن و کل مهد رو بهم میریختن.
اما از بین اینا
یه پسر بود حدود ۷_۶ ساله
بسیار مودب
ادبیات گفتارش طوری بود که خیلی بزرگتر از سنش میزد
نمیفهمه چی به چیه
چی درسته چی غلط
فقط کاری رو که بزرگتر هاش انجام میدن فکر میکنه درسته
و همون رو انجام میده
مسکوت
ولی فقط جاهای متفاوت بزرگ شدن
این همه حرف زدم
که بگم
لطفا لطفا لطفا قبل از اینکه تصمیم بگیرید تو آینده بچه دار بشید
روانشناسی کودک رو به شدت زیاد مطالعه کنید
اگه نتونی نیاز های عاطفی بچه رو تامین کنی و همینجور بزرگش کنی به سن ۲۰ برسونی
آسیب هایی که به خودت و خودش و جامعه وارد میکنه خیلی خیلی زیاده