هدایت شده از مسکوت
من از کویر می خواستم مواظب گل باشه.بارون شه تا یه ذره رنگ و روی گل وا شه.گلو دادم به عشق بهار و بوی بارون.پژمرده شد چون اینجا تموم نشد تابستون. آفتاب تیز و بی رحم.خندید به مهربونیش.دوید و هی سراب بود. تموم شد جوونیش.این خاک بی محبت.نزاشت ریشه بگیره.کویر با گل دشمن بود.یکاری کرد بمیره...🚶♂️
+
مسکوت
من از کویر می خواستم مواظب گل باشه.بارون شه تا یه ذره رنگ و روی گل وا شه.گلو دادم به عشق بهار و بوی
آهان اینهههههه
اینو خعلی دوسش دارم