- مثل خنده نوزادی ك غرقِ خوابه ؛
مثل شربت خنك آلبالو تو یه روزِ گرم ،
مثل اولین گاز از گوجه سبز بعد از یکسال صبر
مثل میمِ مالکیتِ آخر اسم . .
مثل بویِ خونه کاهگلی بعد از بارون ،
یا کشیدنِ نقاشی روی شیشه بخار کرده ،
مثل پیدا کردنِ جای خالی تو اتوبوس با یه
بغل خستگی ؛ صدای موج دریا تو شب ،
بوسههای ناگهانی . .
یا چای تازه دمِ قند پهلو توی استكانِ کمر باریك ؛
± دوست داشتنت همین قدر شیرینه : )! ♥️'🎧
± بهترین اتفاق جهان این بود ك . .
همدیگر را دیدیم و بدترین اتفاق جهان
این بود ك خود را به ندیدن زدیم :)! 🌱'🗞
حقیقت آیینه ایی بود ك . .
از آسمان به زمین افتاد و شکست ،
هر کس تکهایی از آن را برداشت
خود را در آن دید گمان کرد . .
حقیقت نزد اوست ؛ حال آنکه حقیقت
نزد همگان پخش بود : )! 📼'💙
- مولانا
کنج نشینِ خانه ی تنهایی خودم هستم ؛
نه کسی میآید ، نه پایم دلِ رفتن دارد
کاش هرگز نفهمی چه دردی میکشد
زندانیای ك گوشش را تیز کرده ، تا نامش
را صدا کنند برای ‹ ملاقات › (:
من از سلالهى درختانم ؛
تنفس هواى مانده ملولم مىكند
پرندهاى كه مرده بود ، به من پند داد
ك پرواز را بخاطر بسپارم : )! 🧡'📖
- فروغ فرخزاد
به طرز فجیعی همه چیز غمگینه؛ آدما غمگینن، خیابونا غمگینن، هرچی میشنوی غمگینه، هرچی میبینی غمگینه، اتفاقات این مدت غمگینه، سلولام غمگینن، قلبم غمگینه، مغزم غمگینه.
به غم تبدیل شدم :)