و از آن پس، آغاز خواهد یافت، فرار ذرات دلتنگ وجودم از من که زندانی جانم هستند به همراهی خیالم به سوی تو و از من ویرانه ای ویرانه ای خواهند ساخت که در انتظار آمدن وجود خویش، زنده مانده...
۱۴٠۲/٠۴/٠۱
_زینب احراری
به کسی اعتماد کن که
اندوه پنهان شده در لبخندت
عشق پنهان شده در خشمت
و معنای حقیقی سکوتت را بفهمد . . .
وقتی با یکی از ته دلت میخندی...
هیچ وقت دقت نمیکنی چند سالشه،چی تنشه،یا قدش چقدره،میخندی و حالت خوبه
این یعنی همه جوره دوسش داری:]
گاهی برات مینویسم و بعد پاک میکنم .
تو هیچ کدوم از حرفامو نمیخونی اما ، من تمام حرف هامو گفتم!
چه زیبا میگفت پیرمرد خیاط: زندگی هیچوقت اندازه تنم نشد... حتی زمانی که خودم بریدم و دوختم...!