گاهی برات مینویسم و بعد پاک میکنم .
تو هیچ کدوم از حرفامو نمیخونی اما ، من تمام حرف هامو گفتم!
چه زیبا میگفت پیرمرد خیاط: زندگی هیچوقت اندازه تنم نشد... حتی زمانی که خودم بریدم و دوختم...!
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی
که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین میبرد:)
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
حافظ؛
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی داشت آب شور دریا را با آبنبات چوبی کوچکش شیرین می کرد.🌊🍭🌿