آیوان لاک : ولی فقط همون یبار بود !
کاترینا : بین هیچوقت و یبار یه دنیا فرقه ؛
فرق بین هیچوقت و یبار ، فرق بین خوب و بده ...
🎬 Locke
دنیای من تاریک و غمیگنه
بار جدایی خیلی سنگینه
هرکس که از حالم خبر داره
از شونه هام این بارو برداره
حال و روزم را که میبینی؛ تعریفی ندارد.
عمدا و سهوا به بطالت میگذرانم بلکه به سر برسم.
اما انگار نه انگار. گویی که از عمقِ اعماقِ ته شروع کردهام. عمدا و سهوا اش را هم من مشخص نکردم. به گونه ای درونش دست و پا میزنم و تقلا میکنم که گاهگاهی حس میکنم خودم، خودم را در این مخمصه زندانی کردم.
اما من در مقابل صفحهی سرنوشت، هیچ قلمی در دست ندارم
گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن؛ به رفتن که فکر میکنی، اتفاقی میافتد که منصرف میشوی، میخواهی بمانی، رفتاری میبینی که انگار باید بروی. و این بلاتکلیفی، خودش کلی جهنم است...
از چشم افتادن مقوله ایه که با هیچ دوست نداشتنی برابری نمیکنه، می بینیش ولی نسبت بهش بی تفاوتی. از چشم افتادن تو دل شکستگیِ محض اتفاق میفته.
مسکوت
از چشم افتادن مقوله ایه که با هیچ دوست نداشتنی برابری نمیکنه، می بینیش ولی نسبت بهش بی تفاوتی. از چش
آقا چاوشی
چه خزونی تو این حنجرهست
که دوازده ساله منو با صدات به پاییز میکشونی؟!
به قول خودت :هیچم نتوان گفتن پیش رخ پنهانت.
بشنوید
و از تنظیم متفاوت
کلام و ملودی منحصر به فرد
و صد البته صدای زرد محسن خان
لذت ببرید.❤️