اینجا نمیشه به کسی نزدیک شد
آدما از دور دوست داشتنی ترن...
تو این دیار برد با اونایی که از مخشون کار میکشن،
بخوای از دلت مایه بذاری سوختی!
وجود تو همان
شمارش روزهای عمر تو است،
هر روزی که بگذرد
قسمتی از وجود تو را با خود می برد.
در درگه ما دوستی یک دله کن
هر چیز که غیرماست آنرا یله کن
یک صبح به اخلاص بیا بر در ما
گر کار تو بر نیامد آنگه گله کن
در این طوفان ڪه ماهی هم به دریا دل نخواهد زد
ڪجا با ڪشتی ات بردی دلم را ناخدای من..!؟؟
یک شهر مرا زیر لبش زمزمه میکرد
جانا تو بگو با من دیوانه چه کردی
پروانه دلش سوخت نگاهش به من افتاد
ای عهد شکن با دل پروانه چه کردی