شبی در میکده رفتم ، ببینم روی دلدارم
سبوی عشق بر گیرم،بچینم بوسه ی یارم
زِ هَر بوسه دلم گشته ، مثال موج دریا ها
شود گاهی دلم آرام و گاهی غرق افکارم
چون خيال تو درآيد به دلم رقصکنان
چه خيالات دگر مست درآيد به ميان
سخنم مست و دلم مست و خيالات تو مست
همه بر همدگر افتاده و در هم نگران!
صبح آمده برخیز، که خورشید تویی
در عالم ناامیدی، امید تویی
در جشن طلوع صبح در باغ وجود
آن گل که به روی صبح خندید تویی
و تو همان قصه ی ناتمام و زیبای منی...:)🤍
تو زیباترین قسمتِ زندگی منی :)❤️🩹
مسکوت
یک روز خودم را خواهم بخشید از آسیبی که به خویش روا داشتم، از آسیبی که اجازه دادم دیگران بر من روا
حتی دیگر به دنبال خوشبختی هم نیستیم فقط میخواهیم قدری کمتر رنج بکشیم...