برای تو
برای چشمهایت
برای من
برای دردهایم
برای ما
برای این همه تنهایی
ای کاش خدا کاری کند
-شاملو
ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
دردیست در این سینه که همزاد جهان است!..
« هوشنگ ابتهاج »
ترک ما کردی ولی باهرکه هستی یار باش
مثل من هرگز نکن با او، کمی دلدار باش
کم گذاشتی نازنین یک عمر برایم عشق خود
لااقل یکدم بساز با عشق او بسیار باش
از حریم عشق من پاپس کشیدی ناگهان
گرد تا گرد حریم عشق او دیوار باش
ساکتی ای نازنین از عشق نو حرفی بزن
بی دروغ و بی کلک یک لحظه را اینبار باش:)
دلهره جانم گرفت ازبس بفکرت بوده ام
حال او خوشحال کن چون لحظه دیدار باش
من که رفتم بعد ازین حالم بتو مربوط نیست
خنده کن یا گریه یا ازعشق او بیمار باش