گر چنینی، گر چنانی، جان مایی جانِ جان
هر زبان خواهی بفرما، خسروا، شیرین لبی!
- مولانا
شبها نمی توانم بخوابم.
فکر و خیالهایِ روز، دل مشغولیها شبها هم دست برنمیدارند. مثلِ کیسه، پُرِ خاکروبه که پاره شود، هر آشغالی تو سرم فرو می ریزد تویِ گودالِ سرم. بعضی وقتها جریانِ خیالات مثلِ سیلابِ گلآلودیست که تکه پارههای چیزهای زیادی را در خود دارد و بیمقصدی و هدفی، سر خود روان است.
غم نیست گر ز مهر تو دل پاره پاره شد
ای کاش! ذره ذره شود در هوای تو
- هلالی جغتایی
با خیالِ خُشک، تا کِی سَر به یک بالین نهَم؟
دست در آغوش با تصویر کردن، مشکل است
- صائب تبریزی