-آنقدر در مغزم
با خودم حرف زده ام
که اگر آنها را می نوشتم...
کتابی میشد به نامِ:
«تمایل به خاموشی در پسِ ذهنی ناآرام.»
محمد همایون
وقتی آدم تو یه شرایط لجن گیر کرده برای اینکه ازش دربیاد دو تا چیز لازمه ، اول بفهمه که توی لجنه و دوم بتونه تصور کنه که بیرون این لجن چی هست ، چی منتظرشه ، قراره چی بشه . یه امید ، یه تصور ، یه برنامه ، یه تلاش متفاوت ، یه چیزی که بهش بگه ببین یه چیز دیگه هم غیر لجن وجود داره ، دست و پا بزن و بیا بیرون .
بیخودی داری تو اون لجن که برا خودت شهر پریان کردیش وقت تلف میکنی ، وقتشه بیای بیرون ببینی بابا این بیرونم خبراییه .
بین خودمون باشه