مشکل تبدیل به درد شد، درد به کلمات تبدیل شد، کلمات به جملات و جملات به فریاد تبدیل شد. کسی صدایش را نشنید و دردش را ندید، پس مشکل را به غم، غم را به بغض و بغض را به گریه تبدیل کرد و در تنهایی محض برای دردهای بیدرمانش به سوگ نشست.
سالی که گذشت،با اشک و خون و غم زیاد سپری شد، زندگی گاهی چندتا لبخند مهمونم میکرد تا قابل تحملتر بگذره.
امسال عجیب و پردردسر گذشت، از زندگی چیزی جز دو حرف آخرش نفهمیدم.
امیدوارم امسال واقعا بتونم احساس زندهبودن کنم و قشنگ سپری بشه. امیدوارم تموم مشکلاتم حل بشه و غبار مشکلات برای همیشه محو بشه.
خب وقتشه تبریکات سال نو رو جواب بدیم، متن تبریک بقیه رو برای کسایی که هنوز تبریک نگفتن، کپی کنیم و بفرستیم
به قول حسین منزوی؛
برای دیدن آن خوب، آن خجستهی مطلوب
چقدر باید از این روزهای بد بشمارم ؟