احساس تنهایی و پوچی و خلاء شاید برای اینه که از ریشه و اصل وجودمون فاصله گرفتیم.
آدما به کجا تعلق دارن؟
در زمانه ایی زندگی میکنیم که برای حفظ روشنایی، بعضی از جان میگذرند. درحالی که عده قلیلی قدرتمند، حاضر به کنترل ولع خود به ثروت اندوزی نیستند و نور را به تمسخر میگیرند.
آدمها مدام از اطراف و زندگی سخت ناله میکنند و مشکلات را بر سر دیگران میاندازند. درحالی که خود مقصر هستند.
مثلا هانا، شخصی که مادرشوهر او به دفعات زیاد برای زندگیزناشوییاش مشکلاتی ایجاد کرده. هانا از مادرشوهر خود شکایت میکند. او نمیداند مشکل مادرشوهرش نیست، مشکل خود و همسرش هستند که به خاطر عزتنفس پایین و ضعف اعتمادبه نفس، به دیگران اجازه ایجاد مشکل را میدهند.
هانا به جای اینکه از خود عصبانی باشد، ضعف خود را اصلاح کند، راه اسانتر یعنی گله و شکایت از دیگران را انتخاب میکند.
بعضی خانمها رسم قشنگی دارن.
به احترام سه ساله امام حسین و بانوان کاروان، اول محرم گوشوارههاشون رو در میارن و یک ماه زیورآلات نمیپوشن.
هدایت شده از ɴᴇᴠᴇʀʟᴀɴᴅ
وقتایی که تو فضا مجازی زیاد نیستم یعنی
روزام یا خیلی خوب داره میگذره یا خیلی بد.