𝐌𝐚𝐭𝐫𝐨𝐤𝐞
میدونی چیه خیلی سخته دلتنگیش داره آبم میکنه..
نمیدونم چطوری بگم ولی خب دلم برا خودش،موهاش،دستاش،لباش،تتو هاش..
حتا دلم برا اون سوپرایزای کوچولوشم تنگ شده..
بعضی از حرفا اَشک میشن،بعضی از حرفا سُکوت میشن. ولی امان از اون حرفایی ک بُغض میشن..!
زندگی به من آموخت که همیشه منتظر حمله احتمالی کسی باشم که به او خوبی فراوان کردهام..
شاید یه روزی برسه که دیگه چهرت و صدات یادم نیاد ولی تا ابد یادم میمونه چه حسی بهت داشتم..