eitaa logo
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★
254 دنبال‌کننده
78 عکس
13 ویدیو
0 فایل
𝗶𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗇︎a𝗆︎𝖾 𝗈𝖿︎ 𝗀︎o𝖽 ᯓ𝖶︎e𝗅︎𝖼︎𝗈𝗆︎𝖾꜂To mყ 𝖼︎𝗁︎n𝗇︎𝖾𝗅︎. ♥️🔗 رمــان‌آوازِ‌قــو| پــایــانᯓ رمــان‌متروکــه| در‌حــال‌پــارت‌گــذاریᯓ ᯓجـهت‌تبادل @Ilmah_118 کـــدمون:📝𝟬𝟱𝟲 "عضوجمعیت‌نویسندگان"
مشاهده در ایتا
دانلود
دآلی اومدم پارت بدم👀🫴🏽 .
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★. Part : ²⁵ بلافاصله بعد از خروج حامی پیامک واریزی اومد پناه به مبلغ واریز شده نگاه کرد د پوزخندی زد به اتاقش رفت و حاضر شد و یواشکی سوئیچ ماشین حامی و برداشت و از خونه زد بیرون اول تصمیم گرفت بره لباس بخره به سمت یه پاساژ رفت و تو دو مغازه اولی کل پنجاه میلیون واریز شده رو خرج کرد گوشیش و درآورد و به جامی زنگ زد حامی: جانم ؟‌ پناه: اوهوع جناب صالحی داخل جلسه تشریف دارن ؟ حامی: کارت و بگو عزیزم پناه: پولم تموم شد حامی که حسابی کلافه شده بود مجبوری جواب داد حامی: چشم میزنم برات قطع کرد و همون دیقه پنجاه دیگه به کارتش زد پناه بقیه خرید هارو کرد و به سمت ماشین رفت و حرکت کرد صدای آهنگ و زیاد کرد و با صدای بلند همراهی میکرد انقدری که حواسش نبود با چه سرعتی میره و خورد به جدول بغل ماشین کاملا نابود شد نگاهی انداخت و از ماشین پیدا شد ماشین و ول کرد و اسنپ گرفت و به سمت عمارت برگشت )) 𝘊𝘰𝘱𝘺?𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘳𝘦𝘱𝘰𝘳𝘵♥️🔗 Chanel :@Matrookeh