میان تاریکی، تو را صدا کردم!
سکوت بود و نسیم؛
که پرده را میبرد در آسمانِ ملول!
ستارهای میسوخت، ستارهای میرفت
ستارهای میمرد!
تو را صدا کردم!
تمامِ هستیِ من،
چو یک پیالهٔ شیر، میان دستم بود
نگاه آبی ماه به شیشهها میخورد
ترانهای غمناک چو دود بر میخاست
ز شهر زنجرهها
چو دود میلغزید به روی پنجرهها!
تمام شب آنجا میانِ سینهٔ من
کسی ز نومیدی نفس نفس میزد
کسی به پا میخاست
کسی تو را میخواست!
دو دست سرد او را دوباره پس میزد
تمام شب آنجا ز شاخههای سیاه
غمی فرو میریخت،
کسی ز خود میماند!
کسی تو را میخواند!
هوا چو آواری به روی او میریخت
درختِ کوچکِ من، به باد عاشق بود!
به بادِ بیسامان!
کجاست خانهٔ باد؟
- #فروغ_فرخزاد
#غریق
- Mava !🌿'
ماوی
- براۍمأویٰ ! 💛 #شاخه_نبآت
همہ امامان لطف دارند و رئوف هستند
اما لطف حضرت رضا؏ محسوس و رأفتـ
ایشان ظاهر است(꧇
- #علامه_طباطبایی
#شاخه_نبآت
- Mava !🌿'
ماوی
- Mava !💚'
عشقبازی و جوانی و شراب لعلِ فام
مجلس انس و حریفِ همدم و شربِ مدام
ساقی شکّردهان و مطرب شیرین سخن
همنشینی نیک کردار و ندیمی نیک نام
بادهٔ گلرنگِ تلخِ تیزِ خوشخوارِ سبُک
نُقلش از لعلِ نگار و نَقلش از یاقوت خام
غمزهٔ ساقی به یغمای خرد آهخته تیغ!
زلف جانان از برای صیدِ دل گسترده دام (:
- #حافظ
#غریق
- Mava !🌿'
ماوی
- Mava !💚'
روز و شب از تو قضا از تو قَدَر میگوید
«ها علیٌ بَشَرٌ کیفَ بَشَر» میگوید!
- #سیدحمیدرضا_برقعی
#غریق
- Mava !💚'