دلیل گرون کردن اینترنت رو افزایش هزینه های تجهیزات و بهبود کیفیت اعلام کردن.
قبول، هزینه هاتون بالا رفته. ولی هزینه ای که مردم بابت اینترنت بی کیفیت و محدودیت های مختلف میدن چی؟
وقتی قراره مردم ۴۰ درصد پول بیشتری بدن، حق دارن بدونن دقیقا چه چیزی قراره ۴۰ درصد بهتر بشه؟؟
انگار تنها چیزی که تو این مملکت محدودیت نداره افزایش قیمته.
واقعا معلوم نیست بابت چی باید پول بیشتری بدیم!
اینترنتی که هر روز کند تر و بی کیفیت تر میشه. قطعی و اختلالش تمومی نداره و برای استفاده از ساده ترین سرویس ها هم باید هزار جور دردسر بکشیم، حالا ۴۰ درصد هم گرون تر شده!
نه کیفیت بهتر میشه، نه محدودیتی کمتر. فقط هزینش از جیب مردمه که هر روز بیشتر میشه.
واقعا تا کجا قراره مردم برای خدماتی که درست و حسابی دریافت نمیکنن، پول بیشتری بدن؟
میبدار 🇵🇸🇮🇶🇮🇷🇾🇪🇱🇧
علیرضا زارع دوروز پیش طلای ۱۰۰ متر را هم گرفته بود و حالا ۲۰۰ متر
میبدار 🇵🇸🇮🇶🇮🇷🇾🇪🇱🇧
بیست و پنجمین طلااااا علیرضا زارع هم طلا گرفت هم رکورد شکست
از طلای بیستم تا اینجا رو از دست دادم
نفهمیدم چیا بوده
ولی دمشون گرم شیر مردان پاراالمپیک
میبدار 🇵🇸🇮🇶🇮🇷🇾🇪🇱🇧
بیست و پنجمین طلااااا علیرضا زارع هم طلا گرفت هم رکورد شکست
بریم فینال بعدی
به امید طلا و نقره بعدی
دو تا دونده داریم اینجا😁
📖🕊داستان راستان 🕊📖
🌵 حکایت چاه آب؛ اشتباهات کوچک، خسارتهای بزرگ
مردی در منطقهای کویری زندگی میکرد. او چاهی پر از آب زلال داشت و با وجود خشکسالی و کمآبی، زندگیاش بهخوبی میگذشت. دیگر اهالی منطقه همیشه با کمبود آب دستوپنجه نرم میکردند، اما او خیالش راحت بود که چاهش هیچگاه خشک نمیشود.
روزی، بهطور اتفاقی سنگریزهای از دستش داخل چاه افتاد. صدای برخورد سنگ با آب برایش دلنشین بود؛ هرچند نگران بود که مبادا اتفاقی برای چاه بیفتد.
چند روز گذشت و مرد دلش برای شنیدن آن صدا تنگ شد. این بار از روی کنجکاوی، خودش سنگریزهای برداشت و داخل چاه انداخت. وقتی صدای برخورد سنگ با آب را شنید، لذت برد و با خود گفت:
«این چند سنگریزه که آسیبی به چاه نمیزند!»
از آن روز به بعد، انداختن سنگریزه در چاه به سرگرمی روزانهاش تبدیل شد. هر روز چند سنگ کوچک داخل چاه میانداخت و بیآنکه نگران باشد، به کارش ادامه میداد.
اما سنگریزهها یکی پس از دیگری روی هم جمع میشدند و بهتدریج کف چاه را پر میکردند.
سرانجام، روزی رسید که دیگر آب چاه بالا نمیآمد. سنگریزهها مسیر آب را مسدود کرده بودند؛ چاهی که روزگاری مایهٔ آسایش و زندگی مرد بود، بهدلیل همان کارهای کوچک و تکراری، از دسترس خارج شده بود.
مرد تازه فهمید که چه سرمایهٔ بزرگی را با بیاحتیاطی از بین برده است.
💡 پیام حکایت:
گاهی اشتباهات کوچک، اگر تکرار شوند و جدی گرفته نشوند، به خسارتهایی بزرگ و جبرانناپذیر تبدیل میشوند.
هیچ عادت نادرستی را صرفاً به این دلیل که امروز زیانی ندارد، بیخطر ندانیم؛ گاهی آنچه امروز بیاهمیت به نظر میرسد، فردا میتواند بزرگترین سرمایهٔ زندگیمان را از ما بگیرد.
╔═🍃🌺🍃══╗
🆔 @Maybodar
╚══🍃🌺🍃═╝