eitaa logo
🌄 مهمانان خدا 💕
236 دنبال‌کننده
13.1هزار عکس
6.5هزار ویدیو
53 فایل
پیامهای گوناگون. قرآن حدیث یاد شهدا و....
مشاهده در ایتا
دانلود
🚨 دعای آهوها برای 💠 علاءالدین بروجردی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به ماجرای هولناک زنده به گور کردن هزاران جوجه یک روزه به بهانه تنظیم تولید، در یادداشتی نوشت: روزی یکی از همرزمان نزدیک شهید بزرگوار سرلشکر  می‌گفت در یکی از سفر‌های سردار سلیمانی در بحران در عراق که در فصل زمستان صورت گرفته بود حاج قاسم در شرایطی از عراق تماس گرفت که صدای تیراندازی‌ها به وضوح به گوش می‌رسید و وی در شرایط جنگی قرار داشت. ایشان در این تماس اظهار داشت که شنیده‌ام تهران سنگینی آمده است. گفتم: بله همین طور است. گفت: با این برف که در کوه نزدیک پادگان مقرّ وجود دارد حتماً برای پیدا کردن غذا پایین می‌آیند. همین امروز به اندازه کافی علوفه تهیه کن و در چند جا قرار بده که آن‌ها از گرسنگی تلف نشوند. من ، چون آن زمان فرمانده بودم سریع اقدام کردم و تا ظهر نظر ایشان را عملی نمودم. با کمال تعجب بعدازظهر مجدداً زنگ زد و گفت: چه کردی؟! گفتم: دستور فرمانده عملی شد و آهو‌ها دعاگو هستند. من از ایشان سوال کردم در این شرایط سخت که با داعش درگیر هستید چگونه به فکر آهو‌های نزدیک مقر هستید؟ ایشون پاسخ داد من به شدت به دعای خیر آن‌ها اعتقاد دارم! 🌐سایت جهان‌نیوز، اول اردیبهشت 99
512.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☎️زنگ عبرت: 🔴احمدحسين شريفي:اين روزها وقتي که سخنان سخيف محمود امجد را درباره رهبر معظم انقلاب شنيدم، بي اختيار به ياد سخنان الهي سردار دلها، ، افتادم که با تمام وجود مي‌گفت: «والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی {رهبر معظم انقلاب} است که امروز سکّان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید مهمترین محور محاسبه این است.» 🌍 @ebratha_ir
🏴 ویژه برنامه سالگرد شهادت سردار رشید اسلام 📺 برنامه تلویزیونی«یک و بیست» ⬅️ از نهم تا سیزدهم دی ماه هر شب ساعت 18:30 از آنتن شبکه افق پخش خواهد شد. 🆔 @mostanadofoghtv
💜 خیلی هنر کنیم، نصفه‌شب دل از رختخواب می کنیم؛ اگر خسته و کوفته نباشیم؛ اما حاجی مثل ما نبود. 💜 روز درگیر مبارزه با اشرار شرق بود، دل شب هم بلند می‌شد. از آخر شب به وقت استراحت بود تا صبح چند بار بیدار می شد دو رکعت نافله می خواند و می خوابید. 💜 دوباره بلند می شد می گرفت دو رکعت نماز می خواند و می خوابید. یازده رکعت را یکجا نمی‌خواند، بخش بخش می‌کرد مثل پیامبر که نیمه های شب چندین بار برای نماز از خواب برمی‌خاست. 📚 کتاب سلیمانی عزیز، نشر حماسه یاران، صفحه ۳۱. راوی حجت‌الاسلام عسگری امام جمعه رفسنجان
💠 زدیم بغل. وقت بود‌ گفتم : «حاجی قبول باشه.» گفت: «خدا قبول کنه ان شاءالله» نگاهم کرد. گفت: «ابراهیم! نماز خوندم که در طول عمرم توی جبهه هم نخوانده بودم» 💠 قصه‌اش این بود: رفته بود کاخ کرملین قرار داشت با پوتین. تا رئیس جمهور روسیه برسد وقت شد. حاجی هم بلند شد اذان و اقامه را گفت صدایش پیچید توی سالن. 💠 بعد هم ایستاد به نماز. همه نگاهش می کردند. می گفت در طول عمرم همچین لذتی از نماز نبرده بودم. پایان نماز پیشانی اش را گذاشت روی مُهر. 💠 به خدای خودش گفت: «خدایا این بود که کرامت تو یه روزی توی کاخ کرملین برای نابودی اسلام نقشه می کشیدند حالا منِ قاسم سلیمانی اومدم اینجا نماز خوندم.» 📚 کتاب سلیمانی عزیز، نشر حماسه یاران، صفحه ۱۰۹، راوی ابراهیم شهریاری‌
یا حسین علیه السلام: ﷽ 🌷 لشکر ۴۱ ثارالله کرمان 🌷 🌻1⃣ شهید از ده سالگی می‌خواند و نیمه شب‌ها به مناجات با خدا می‌پرداخت، درحالی که هنوز به سن تکلیف نرسیده بود. 🌻2⃣ اگر یک شبش قضا می‌شد، برمی‌گشت و اعمال روز گذشته خود را مرور می‌کرد. 🌻3⃣ شب عملیات والفجر ۸ وقتی بچه‌ها به آب می‌زنند. طوفان سهمگین در اروند بچه‌ها را بالا و پایین می‌برد. بچه‌ها با صدای بلند «یا زهرا» می‌گویند. بیم آن می‌رود با سر و صدای بچه‌ها عملیات لو برود. حسن شنا می‌کند و اولین کسی است که به ساحل دشمن می‌رسد و می گوید : «حضرت زهرا را دیدید که چگونه بچه‌های اسلام و قرآن را از امواج سهمگین نجات داد». 🌻4⃣ در مورد او می‌گوید: حسن یک طلبه‌ی ۱۷ ساله و قهرمان عملیات والفجر ۸ بود. او اولین کسی بود که پیشتاز و پیشگام و داوطلب عبور از اروند بود. او پیشنماز لشکر بود. او ۳۰ بار در اروند شنا کرد و به دل دشمن زد. آنها را شناسایی کرد و برای لشکر، اطلاعات آورد. ما بعد از شهادتش به این موضوع فکر می‌کردیم، که آیا آن سالهایی که ما پشت سر حسن، می‌خواندیم، او اصلاً به سن تکلیف رسیده بود؟ 🌻5⃣ او در ۲۳ بهمن ۱۳۶۴ دچار مصدومیت شدید شیمیایی ‌شد. در روزهای آخر زندگی در بیمارستان فقط سفارش نماز را می‌نمود. همه‌ی همّ و غمّ او، بود. 📚 سایت ساجد ، طلبه شهیدی که ۳۰ بار از اروند گذشت.
GholamReza Sanatgar ~ Music-Fa.ComGholamReza Sanatgar - Ghasem Hanooz Zendas (320).mp3
زمان: حجم: 11.95M
گفتم از اوست هرچه ما داریم پرچمش را نمی‌دهیم از دست ناگهان آسمـان به حـرف آمد: هنوز هم زندس 🎤 با صدای
✳ امروز چند بار نزدیک بود شهید شویم، اما حیف... 🔻 شهید حسین پورجعفری، رئیس‌دفتر و همراه همیشگی سردار شهید می‌گفت: روزی در منطقه‌ای در سوریه، حاجی خواست با دوربین دید بزند. خیلی محل خطرناکی بود. من بلوکی را که سوراخی داشت، بلند کردم که بالای دیوار بگذارم تا برای دوربین استتار باشد. همین که بلوک را بالا گذاشتم، تک‌تیرانداز بلوک را طوری زد که تکه‌تکه شد و روی سروصورت ما ریخت. حاجی کمی فاصله گرفت. دوباره خواست با دوربین اطراف را دید بزند که این‌بار گلوله‌ای کنار گوشش روی دیوار نشست. خلاصه شناسایی به‌خیر گذشت. بعد از شناسایی برای تجدید وضو داخل خانه‌ای شدیم. احساس کردم اوضاع اصلاً مناسب نیست؛ به اصرار زیاد حاجی را سوار ماشین کردیم و راه افتادیم. هنوز زیاد دور نشده بودیم که همان خانه منفجر شد و حدود ۱۷ نفر به شهادت رسیدند. بعد از این اتفاق حاجی به من گفت: «حسین! امروز چند بار نزدیک بود شهید شویم، اما حیف ...». 📚 برگرفته از کتاب «اخلاق و معنویت در مکتب شهید سلیمانی» 👤 به قلم جمعی از نویسندگان ❤
4.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆ما به مردم قول دادیم ببریمشان کربلا ولو اینکه با دادن خونمان باشد ... 🎙شهید 🕊🌹 🌹شادی روح شهدا خصوصا سردار دلها واموات خودتون الفاتحه مع الصلوات🌹
🔴 شهید حاج قاسم سلیمانی نقل می‌کند یکی از اشرار بزرگ سیستان و بلوچستان را که سال‌ها به دنبالش بودیم و هم در مسئله قاچاق مواد مخدر خیلی فعالیت می‌کرد و هم تعداد زیادی از بچّه‌های ما را شهید کرده بود را با روش‌های پیچیده اطّلاعاتی برای مذاکره دعوت کردیم به منطقه خاصی و پس از ورود آن‌ها به آنجا او را دستگیر کردیم و به زندان انداختیم. خیلی خوشحال بودیم. او کسی بود که حکمش مثلا پنجاه بار اعدام بود. در جلسه‌ای که خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودیم، من این مسئله را مطرح کردم و خبر دستگیری و شرح ماوقع را به ایشان گفتم و منتظر عکس‌العمل مثبت و خوشحالی ایشان بودم. رهبری بلافاصله فرمودند: همین الان زنگ بزن آزادش کنند! من بدون چون و چرا زنگ زدم، اما بلافاصله با تعجب بسیار پرسیدم «آقا چرا باید این کار را می‌کردم؟ چرا دستور دادید آزادش کنیم؟» رهبری گفتند: «مگر نمی‌گویی دعوتش کردیم؟» بعد از این جمله من خشکم زد. البته ایشان فرمودند:«حتما دستگیرش کنید.» و ما هم در یک عملیات سخت دیگر دستگیرش کردیم. مرام شیعه این است که کسی را که دعوت می‌کنی و مهمان تو است حتی اگر قاتل پدرت هم باشد حق نداری او را آزار بدهی. 📙خاطرات شفاهی شهید در کتاب «ذوالفقار»
🕊🌷 تا لباسی را پاره و نخ نما نمی‌کرد دست از سرش بر نمی داشت!! حتی در این عکس یادگاری که با حاج قاسم انداخته مشخص است عکسی که محمّد خیلی دوست داشت و به آن افتخار می کرد. در این عکس دکمه های پیراهنش لنگه به لنگه اند و با هم فرق می کنند..! از این لباس چند سال کار کشیده بود ولی رهایش نمی‌کرد..!! حاج قاسم در وصف او گفت : ساده بگویم ؛ محمد دوچیز را هرگز جدی نگرفت یکی دنیا را و یکی خستگی در دنیا را ، شوق دیدار بین او و خستگی فرسنگ ها فاصله انداخته بود....