eitaa logo
🌄 مهمانان خدا 💕
194 دنبال‌کننده
11.1هزار عکس
5.8هزار ویدیو
50 فایل
پیامهای گوناگون. قرآن حدیث یاد شهدا و....
مشاهده در ایتا
دانلود
چون چاره نیست میروم و می‌گذارمت ای پاره پاره تن به خدا می سپارمت 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
در مدح تو لال می شود هر "غالی" تو مثل خدا محول الاحوالی در روز ولادت تو ای خواهر عشق جای همه ی مدافعانت خالی 🔸شاعر: ________________________
ShabVafatHazratZeynab1393[02].mp3
5.4M
▪️کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود (واحد) 🎙 بانوای: حاج میثم مطیعی 🏴 ویژه وفات (س) اللهم_عجل_لوليك_الفرج
بانوی صبر - @Maddahionlin.mp3
806.7K
🏴 ♨️بانوی صبر 👌 بسیار شنیدنی 🎤حجت الاسلام 🌷السلام علیک یا زینب یا ام المصائب 🏴🌷🌷🌷🏴
🌺میلاد حضرت زینب گرامی باد.🌺 توی اردوگاه تکریت، مسئول شکنجه اسرای ایرانی، جوانی بود بنام کاظم.  یکی از برادران کاظم، اسیر ایرانی ها و برادر دیگرش هم در جنگ کشته شده بود، به همین خاطر کینه خاصی نسبت به اسرای ایرانی داشت!  کاظم آقای را خیلی اذیت می کرد. اما مرحوم ابوترابی هیچگاه شکایت نکرد و به او احترام می گذاشت!  ✅تنها خوبی کاظم شیعه بودنش بود. او واجباتش را انجام می داد و به روحانیون و سادات احترام می گذاشت. اما آقای ابوترابی در اردوگاه حکم یک اسیر برای کاظم داشت، نه یک سید روحانی. ✅یک روز کاظم با حالت دیگری وارد اردوگاه شد. یک راست رفت سراغ آقای ابوترابی و گفت بیا اینجا کارت دارم... از آنروز رفتار کاظم با اسرا و آقای ابوترابی تغییر کرد و دیگر ما رو کتک نمی زد.  وقتی علت رو از آقای ابوترابی پرسیدیم، گفت: کاظم اون روز من رو کشید کنار و گفت خانواده ما شیعه هستند و مادرم بارها سفارش سادات رو بهم کرده بود، اما ... دیشب خواب سلام الله علیها رو دیده و حضرت نسبت به کارهای من در اردوگاه به مادرم شکایت کرده. صبح مادرم بسیار از دستم ناراحت بود و پرسید: تو در اردوگاه سیدی را اذیت می کنی؟ از دست تو راضی نیستم. کاظم رفتارش کاملا با ما تغییر کرد. زمانی که رژیم صدام از بین رفت، کاظم راهی ایران شد، از ستاد امور آزادگان آدرس اسرای اردوگاه خودش را گرفت و تک تک سراغ آنها رفت و از آنها حلالیت طلبید. 💐کاظم عبدالامیر مذحج، چند سال بعد در راه دفاع از حرم حضرت زینب در زینبیه دمشق به قافله شهدا پیوست. 📙برگرفته از کتاب تا شهادت. اثر گروه شهید هادی.
کانال جنت الحسین_۲۰۲۲_۱۱_۲۹_۱۸_۳۴_۱۲_۰۱۴.mp3
3.82M
چی بگم من از وصف شأن تو زینب دقیقاً خود خود زهرایی🌸🍃 سید رضا نریمانی 🌸🌸🌸🌸
علامه فاضله زینب_۲۰۲۳_۰۲_۰۵_۱۷_۱۳_۴۶_۲۷۷.mp3
3.36M
"علامه فاضله زینب کربلایی محمدحسین حدادیان 🖤 ویژه شهادت س" 🥀🥀🥀🥀🥀🥀
10.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قیام‌میکنم‌قیام‌میکنم 🖤 برسم‌شام‌کاروتمام‌میکنم💔 سلام علی قلب زینب الصبور 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
توی اردوگاه تکریت، مسئول شکنجه اسرای ایرانی، جوانی بود بنام کاظم. یکی از برادران کاظم، اسیر ایرانی ها و برادر دیگرش هم در جنگ کشته شده بود، به همین خاطر کینه خاصی نسبت به اسرای ایرانی داشت! کاظم آقای را خیلی اذیت می کرد. اما مرحوم ابوترابی هیچگاه شکایت نکرد و به او احترام می گذاشت! ✅تنها خوبی کاظم شیعه بودنش بود. او واجباتش را انجام می داد و به روحانیون و سادات احترام می گذاشت. اما آقای ابوترابی در اردوگاه حکم یک اسیر برای کاظم داشت، نه یک سید روحانی. ✅یک روز کاظم با حالت دیگری وارد اردوگاه شد. یک راست رفت سراغ آقای ابوترابی و گفت بیا اینجا کارت دارم... از آنروز رفتار کاظم با اسرا و آقای ابوترابی تغییر کرد و دیگر ما رو کتک نمی زد. وقتی علت رو از آقای ابوترابی پرسیدیم، گفت: کاظم اون روز من رو کشید کنار و گفت خانواده ما شیعه هستند و مادرم بارها سفارش سادات رو بهم کرده بود، اما ... دیشب خواب سلام الله علیها رو دیده و حضرت نسبت به کارهای من در اردوگاه به مادرم شکایت کرده. صبح مادرم بسیار از دستم ناراحت بود و پرسید: تو در اردوگاه سیدی را اذیت می کنی؟ از دست تو راضی نیستم. کاظم رفتارش کاملا با ما تغییر کرد. زمانی که رژیم صدام از بین رفت، کاظم راهی ایران شد، از ستاد امور آزادگان آدرس اسرای اردوگاه خودش را گرفت و تک تک سراغ آنها رفت و از آنها حلالیت طلبید. 💐کاظم عبدالامیر مذحج، چند سال بعد در راه دفاع از حرم حضرت زینب در زینبیه دمشق به قافله شهدا پیوست. 📙برگرفته از کتاب تا شهادت. اثر گروه شهید هادی.
🕯 توسل به حضرت زینب سلام الله علیها در تعجیل در فرج 🔰از آقای شیخ حسین سامرایی که از اتقیاء اهل منبر در عراق بودند، نقل شده است: ▫️ در آن ایامی که در سامرا مشرف بودم، روز جمعه طرف عصر در سرداب مقدس رفتم؛ دیدم غیر از من کسی نیست و من حال و توجهی پیدا کرده و متوسل به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شدم در آن حال صدایی از پشت سر شنیدم که به فارسی فرمود: 🔸 «به شیعیان و دوستان ما بگویید خدا را قسم دهند به حق عمه ام زینب که فرج مرا نزدیک گرداند.» ⬅️ شیفتگان حضرت مهدی، ج۱، ص۲۵۱ سلام الله علیها علیه اسلام
📌 کسی هست که زینب را دریابد؟ ◽️ اَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوء کیست در عالم که خواستهٔ مضطر را اجابت کند؟ زینب جان! به جبران این اضطرار از این پس ضمیر مرجع «اَمَّن یُجِیب» تو باش... ◾️هر که از این پس در هر کجای این عالم لب به «اَمَّن یُجِیب» باز کند، دانسته و ندانسته تو را می‌خواند... دیده و ندیده تو را منجی خویش می‌یابد. ◽️ مضطر شده‌ایم و تنها تو را منجی یافتیم که از خداوند بخواهی فرج مولایمان را برساند. 🔘 یازدهم ؛
🥀 دخیل بسته‌ام به شفای دستانت 🔹 ای پرستارِ زخم‌های به خون‌نشستهٔ کربلا! در وجودم دخترکی نشسته است، خسته و غمگین، بیمار و مجروح... کبودی زخم‌هایش، التیام دست‌های مهربانِ شما را می‌طلبد. در پیچ‌های سخت آخرالزمان راهش را گم کرده است. تشنه است، زمین‌گیر شده است، کم آورده است... 🔅 ای بانویِ نور و باران و بهار! بر او بتاب، بر او ببار، زنده‌اش کن... و آن‌چنان دستش را بگیر که در پس تمام اِنکارها و تمسخرهای آخرالزمان، به جای شکستن، محکم‌تر شود… و آن‌چنان در وجودش بِدَم تا در او زینبی دیگر متولد شود که اگر در مسیر ولایت تیغی هم به پایش نشست، به یاد لبخند امامش، فریاد زند: «ما رَایتُ اِلاّ جَمیلاً...» 🌸 ولادت باسعادت (سلام الله علیها) و روز پرستار مبارک باد.