8.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍دلتون بزرگ باشه وقتی دل انسان بزرگ بود....
دیدار رهبر انقلاب با خانواده شهید مسیحی«روبرت لازار»
﷽ #نماز_خوبان
💠 زدیم بغل. وقت #نماز بود گفتم : «حاجی قبول باشه.» گفت: «خدا قبول کنه ان شاءالله» نگاهم کرد.
گفت: «ابراهیم! نماز خوندم که در طول عمرم توی جبهه هم نخوانده بودم»
💠 قصهاش این بود: رفته بود کاخ کرملین قرار داشت با پوتین. تا رئیس جمهور روسیه برسد وقت #اذان شد. حاجی هم بلند شد اذان و اقامه را گفت صدایش پیچید توی سالن.
💠 بعد هم ایستاد به نماز. همه نگاهش می کردند. می گفت در طول عمرم همچین لذتی از نماز نبرده بودم. پایان نماز پیشانی اش را گذاشت روی مُهر.
💠 به خدای خودش گفت: «خدایا این بود که کرامت تو یه روزی توی کاخ کرملین برای نابودی اسلام نقشه می کشیدند حالا منِ قاسم سلیمانی اومدم اینجا نماز خوندم.»
📚 کتاب سلیمانی عزیز، نشر حماسه یاران، صفحه ۱۰۹، راوی ابراهیم شهریاری
#سرداردلها #حاج_قاسم_سلیمانی #داستان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥به واسطه یوسف
✍استاد عالی
⭕️ عاقبت وطن فروش ها چه میشود؟!
🔻چنگیزخان نتوانست بخارا را تسخیر کند نامه ای نوشت که هرکس با ما باشد، در امان است!
اهل بخارا دو گروه شدند، یک گروه مقاومت کردند و گروه دیگر با او همراه شدند.
چنگیزخان به آن ها نوشت: باهمشهریان مخالف بجنگید، و هر چه غنیمت بهدست آوردید، از آن شما باشد و حاکمیت شهر را نیز به شما میدهیم!
ایشان پذیرفتند و آتش جنگ بین این دو گروه مسلمان شعلهور شد...
و در نهایت، گروه مزدوران چنگیز خان پیروز شدند.
اما شکست بزرگ آن بود که او دستور داد گروه پیروز خلع سلاح و سربریده شوند!
چنگیز گفتهی مشهورش را گفت: اگر اینان وفا میداشتند، به خاطر ما بیگانگان، به برادرانشان خیانت نمیکردند!
*این عاقبت خود فروشان است*.
📕 الكامل في التاريخ
سلام امام مهربانم✋🌸
تو خود می دانی که ما با نیم نگاهی هم راضی می شویم
پس جان مادرت از ما دریغ نکن نور نگاهت را.
#اللهم_ارزقنا_کربلا_بحق_الحسین_ع
#نماز_آزادگان
🧡 در بعقوبه اسیر بودیم. تعدادمان زیاد بود و چون جزو مفقودین بودیم، هر بلایی بر سرمان می آوردند. بعثی های وحشی نمی گذاشتند ما نماز بخوانیم.
💛 یک روز ظهر در گرمای تابستان از شیر تانکر آب وضو گرفتم؛ سپس سرم را زیر شیر آب گرفتم و شستم. نگهبانِ بعثی که کمین کرده بود، مرا دید که #وضو گرفته ام. او با داد و فریاد دوستم را صدا کرد که بیاید.
💙 به دوستم گفت: «سر این را گلِ مالی کن! ـ او هم به عراقی جواب داد: «این کار را نمی کنم».
بعثیِ نامرد، ضربه ای با چوب به دوستم و ضربه ای هم به من زد.
💚 بعد دو دستش را داخل گِل و لای کرد و آن را روی سر من و دوستم مالید و ما را با همان وضع به داخل سوله ها انداخت.
❤️ سرباز بعثی خیلی خوشحال بود که وظیفه اش را انجام داده است؛ ما هم از این که وضو گرفتم، خوشحال تر از آن عراقی بودم.
📚 قصه ی نماز آزادگان، ص 226، راوی: نوروز علی کریمی.
👌 در شرایط سخت اسارت با تحقیر و کتک وضو گرفتند، در شرایط آسان خانه با تکریم و احترام پدر و مادر کمِ عبادت نگذارید.
💠رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) :
🔸 بر هر مسلمانی است که هر روز صدقه بدهد عرض شد : کسی که مال ندارد چکارکند ؟
💠حضرت فرمودند :
🍀 برداشتن چیزهای آسیب رسان از ســر راه صـدقـه است.
🍀نشان دادن راه به کسی صدقه است .
🍀عیادت بیمــار صدقه است .
🍀امر به معروف صدقه است .
🍀 نهی از منکر صدقـه است .
🍀جـواب سـلام دادن صدقه است .
📚 بحارالانوار ، ج ۷۵ ، ص ۵۰
✨﷽✨
#پندانه
✅گرههای زندگی
✍زندگى مثل يک كامواست؛
از دستت كه در برود، مىشود كلاف سردرگم، گره مىخورد، میپيچد بههم، گره گره مىشود،
بعد بايد صبورى كنى و گره را به وقتش با حوصله باز كنى.
اگر زياد كلنجار بروى، گره بزرگتر مىشود و کورتر.
يک جايى ديگر كارى نمىشود كرد، بايد سر و ته كلاف را بُريد و يک گره ظريف و كوچک زد، بعد آن گره را توى بافتنى پنهان و محو كرد، جورى كه معلوم نشود.
يادمان باشد؛
گرههاى توى كلاف، همان دلخورىهاى كوچک و بزرگند، همان كينههاى چند ساله، بايد يک جايى تمامش كرد و سر و تهش را بريد.
زندگى به بندى بند است به نام "حرمت" كه اگر پاره شود، تمام است.